خرید بک لینک
لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی

لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی و ۳ مدل پرکاربرد که باید بدانید

لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی یکی از مسائل مهمی است که توجه به آن از سوی صاحبان این کسب وکارها منجر به کسب سودهای بسیار می‎شود. انواع مختلفی از مدل های لجستیک در تجارت الکترونیک وجود دارد که شما به راحتی می توانید آن ها را به کارگیرید: روش دراپ شیپینگ، عمده فروشی و انبارداری، برچسب سفید و تولید. این گزینه ها به ترتیب پیچیدگی فهرست شده اند و انتخاب هر یک از آن ها می تواند انتخابی محکم باشد؛ در ادامه ایران مدیر به بررسی هریک از این سه روش می پردازد:

۱٫ لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی به روش Drop shipping

در این روش شما اقلام را در وب سایت خود قرار می دهید و زمانی که یک مشتری کالایی را سفارش می دهد، کالا توسط فرد دیگری به مشتری تحویل داده می شود و جنس به فروش می رسد. به طورکلی، در این مدل، بین شما و سازنده یا عمده فروش که دارای انباری پر از مواردی است که می خواهید بفروشید، ارتباط ایجاد می شود. درواقع شغل شما این است که مواد را بفروشید و تولیدکننده یا عمده فروش سفارش های مشتریان را تحویل دهند و آن ها را به مشتریان ارسال کنند. به عنوان مثال بیایید فرض کنیم که یک فروشگاه اینترنتی درزمینهٔ فروش غذای سگ های خانگی تأسیس کرده ایم. ما هر بسته از این مواد غذایی را به قیمت ۲۰۰ هزارتومان از تأمین کننده می خریم و آن را به قیمت ۴۰۰ هزارتومان در سایت خود قرار می دهم. ما محصول خود را از طریق فروشگاه اینترنتی خود بازاریابی می کنیم و هنگامی که یک مشتری یک عدد از این بسته ها را سفارش داد، می توانیم ۲۰۰ هزارتومان از ۴۰۰ هزارتومان پول پرداختی توسط مشتری را برای خود برداشته و اطلاعات حمل ونقل را به او ارائه دهیم. سپس شرکت تأمین کننده (سازنده غذای سگ های خانگی) آن را برای مشتری ارسال می کنند. برخی از مزایای این روش عبارتنداز:
  • سرمایه گذاری های اولیه بسیار کمی در این روش انجام می شود.
  • شما هیچ یک از محصولات را خریداری نمی کنید تا زمانی که یک سفارش داده شود و پول آن توسط مشتری پرداخت شود. هنگامی که فروش انجام می شود، حالا زمانی است که پول را از جیب خود بیرون می آورید تا برای جنسی که خریداری کرده اید، پول پرداخت کنید.
  • این مدل ریسک پایینی دارد و شما مجبور نیستید که هر نوع سفارشی که با دردسر همراه است را قبول کنید.
برخی از اشکالات این روش عبارت است از:
  • شما کنترل حمل ونقل را در دست ندارید و گاهی اوقات اجازه شما به دست تأمین کنندگان شما است.
  • اگر تأمین کننده شما فراموش کند که شماره ردیابی را به شما ارائه دهد، مسئولیت های خدماتی شما را افزایش می دهد.
  • ازآنجاکه شما هیچ یک از موجودی های انبار کالا را نگه نداشته اید، همیشه نمی دانید که کدام آیتم کم است و ممکن است اضافه بر ظرفیت بفروشید.
خبر خوب این است که اگر شما احساس می کنید که تأمین کننده ای که انتخاب کرده اید، با شما مغایرت دارد، بسیار آسان می توانید قرارداد خود را با آن فرد فسق کنید. دارایی شما کاملاً دیجیتال است. کسب وکار الکترونیکی که با استراتژی مدیریت زنجیره تأمین drop shipping انجام می شود برای شما بسیار ساده تر از آن است که یک انبار داشته باشید که هر بار یک محصول را به یک مقصد موردنظر انتقال دهید.

۲٫ لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی عمده فروشی و انبارداری

این مدل زمانی است که شما محصولات را به صورت عمده خرید کرده و آن ها را در یک انبار ذخیره می کنید. معمولاً افرادی که این مدل را ترجیح می دهند، محصول را در حجم های مختلف می فروشند. از این روش بیشتر در بازار B2B استفاده می شود و کمتر در بازارهای B2C دیده می شود. در مثال قبل ما غذای سگ های خانگی را از تأمین کننده خریداری کرده و آن را به خرده فروشانی که در سطح شهر محصولات مرتبط با حیوانات خانگی می فروشند؛ عرضه می کنیم. برخلاف روش قبل که هر بار یک خرید انجام می شد، در این روش محصولات را از تأمین کننده به صورت توده ای می خریم. اگر ما به صورت عمده خریداری کرده و اقلام را به صورت جداگانه در وب سایت خود به مصرف کنندگان بفروشیم، حاشیه سود بیشتری نسبت به روش قبل کسب می کنیم. اما اگر مانند بسیاری از افرادی که از این مدل استفاده می کنند، محصولات را به شکل عمده از وب سایت بفروشیم، حاشیه های پایین تری کسب می کنیم. در بیشتر کسب و کارهای اینترنتی بزرگ، شما نیاز به ایجاد حداقلی از حجم فروش دارید تا به اندازه کافی حاشیه سود بسازید. همچنین این مدل نیاز به سرمایه گذاری های اولیه بالا برای خرید و انبار کردن محصول دارد.

۳٫ لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی برچسب سفید و تولید

تولید زمانی رخ می دهد که برای اقلام موردنیاز خود پول پرداخت کنید. در برچسب سفید، شما محصول را تولید نمی کنید، اما قراردادی با یک تولیدکننده می بندید که طبق آن شما اجازه دارید نام و یا برند خود را بر روی کالای تولیدشده قرار دهید؛ بنابراین با استفاده از این سناریو، شما یا محصولات خود را در خارج از کشور تولید می کنید یا آن ها را از خارج از کشور وارد می کنید و برند خود را بر روی آن ها قرار می دهید. شما در حال حاضر در بالاترین زنجیره محصول قرار دارید. هنگامی که شما کالایی را وارد می کنید و یا تولید خود را در خارج انجام می دهید، حاشیه سود شما بسیار بیشتر می شود. شما می توانید محصول را به قیمتی بسیار پایین ایجاد کنید و سپس آن را به صورت آنلاین به قیمت بسیار بالاتر بفروشید. همچنین شما تمام امور مربوط به حمل ونقل را خود در کنترل دارید. درحالی که کار شما بیشتر است، اما مزایای زیادی هم دارد. شما می توانید تمام چرخه را کنترل کنید و همیشه بدانید که چه اتفاقی برای محصول می افتد. همچنین، در این مرحله، می توانید از عمده فروشان و فروشندگان کالا استفاده کنید تا محصولات خود را به فروش برسانید. هیچ ترسی در این مدل وجود ندارد. راه آسانی برای پایان دادن به قرارداد تولید وجود ندارد. شما محصولات خود را ساخته اید، آن ها را به کشور خود وارد کرده اید و در یک مکان ذخیره می کنید. همچنین باید یک فرایند برای نظارت و حفظ کنترل کیفیت ایجاد کنید. این قطعاً یک مدل پیشرفته لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی و رشد کسب و کار است. تقریباً همیشه یک سرمایه گذاری نقدی بزرگ نیاز به یک پیش نیاز دارد، بنابراین در این روش شما باید یک برنامه مالی داشته باشید. شما در کسب وکار اینترنتی خود از کدام نوع زنجیره تأمین استفاده می کنید؟ آیا درزمینهٔ لجستیک در کسب و کارهای اینترنتی به مشکلی برخورد کرده اید؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 31 تير 1398 ساعت: 18:32

کلمات کلیدی سایت

کلمات کلیدی سایت خود را با دقت و ظرافت فراوان جستجو کنید

کلمات کلیدی سایت شما هنگام بهینه سازی وب سایتتان برای موتورهای جستجوگر جزء حیاتی هستند. ولی گاهی اوقات فرایند تحقیق درباره سئو کلمات کلیدی از دست شما خارج است. وقتی افراد کلمه کلیدی را درون یک جستجوی آنلاین وارد می کنند، آن ها دردی دارند. آن ها یک پرسش دارند که می خواهند پاسخ داده شود. آن ها می خواهند راه حل را به صورت اطلاعاتی که بتوانند با آن مشکلشان را حل کند، دریافت کنند. کلمه کلیدی یا عبارت کلیدی راه ساده ای برای ارجاع به پرسش هایی است که افراد در موتورهای جستجوی موردعلاقه خود تایپ می کنند. شما باید از خودتان بپرسید: چه کلمات کلیدی را آنان در گوگل یا بینگ وارد می کنند؟ به عنوان یک صاحب وب سایت، شما می خواهید بدانید که مشتریان چه کلماتی را جستجو می کنند تا بتوانید بهترین اقدامات بهینه سازی را انجام دهید تا وب سایتتان برای آن کلمات بهینه سازی شوند و موجب افزایش رتبه سایت در گوگل شود. برای مثال، شما یک کسب وکار درباره فروش بلیط هواپیما را اداره می کنید. شما می خواهید که وب سایتتان در بالاترین رتبه گوگل برای کلمه کلیدی «فروش بلیط هواپیما» قرار بگیرد. شما ممکن است قبلاً در مورد اهمیت چیزهایی مانند رقابت کلمات کلیدی سایت یا حجم جستجوی کلمات کلیدی سایت در هنگام انجام تحقیق کلمات کلیدی خوانده باشید. ولی تمام آن ها را برای یک لحظه فراموش کنید. تنها کلمات کلیدی که شما لازم است به فکر آن ها باشید، کلماتی هستند که مشتریان شما آن ها را جستجو می کنند. همان طور که شما شروع به ساختن لیست کلمات کلیدی سایت خود می کنید، قصد دارید کمی بیشتر حدس بزنید. با استفاده از ابزارهای تحلیل گر درست می توانید کلمات کلیدی سایت خود را زیاد کنید و فهرست را با بهبود یا حذف کلمات کلیدی تکمیل کنید. راه های متفاوتی وجود دارند تا بتوانید این کلمات را متوجه شوید، ایران مدیر برخی از این راه ها را در زیر مطرح می کند:

از دانش تحقیق مشتری استفاده کنید

هیچ کس بازار شما را بهتر از خودتان نمی شناسد. به جای تکیه بر ابزارهای تولید کلمات کلیدی سایت، شروع به نوشتن یک لیست از انواع مختلف کلماتی کنید که مشتریان شما ممکن است جستجو کنند. دوباره مثال قبلی را مرور کنید، یک لیست از کلمات کلیدی فروش بلیط هواپیما ممکن است شامل کلماتی مانند «بلیط هواپیما ارزان»، «بلیط هواپیما چارتر» و «قیمت بلیط هواپیما» باشد.

برای جستجوی کلمات کلیدی سایت ایده پردازی کنید

نقطه منطقی برای شروع، کلمات کلیدی هستند که به مشتریان شما مربوط اند آن ها را به سرعت روی کاغذ یا تپلت خود یا جایی بنویسید. کلمات کلیدی سایت را خودتان ویرایش نکنید. به سمت نوشتن کلمات کلیدی بیشتر بروید تا کمتر. بعداً با بررسی سایت خواهید دید که کدام کلمات کلیدی به کار می آیند و کدام نمی آیند. تلاش کنید که از کلمات کلیدی یک یا دو کلمه ای فراتر بروید. شما می خواهید موجب بهبود رتبه سایت در گوگل شوید، پس به عبارات کلیدی فکر کنید لذا وقتی که یک جستجوگر دنبال چیز خاصی است و به فروش شما مربوط می شود، شما بر او مسلط هستید. از ابزارها برای جستجوی کلمات کلیدی سایت خود استفاده کنید. گام بعدی شما بحث در مورد ایده پردازی است. بینگ و گوگل هر دو، این ابزار را که اصطلاحات مرتبط برای هر کلمه کلیدی که شما تایپ می کنید را ارائه می دهند. چرا موتورهای جستجو این ابزار را ارائه می دهند؟ آن ها می خواهند شما فهرست کلمات کلیدی خود را بسط دهید زیرا این بدان معنی است که شما احتمالاً پول بیشتری برای آن خرج می کنید. معنی این کار برای شما این است که تا زمانی که شما از این ابزار برای کمک به فهرستتان استفاده کنید، آن ها را به عنوان یک بشارت در نظر بگیرید. نکاتی که آن ها ارائه می دهند می تواند ناقص، گمراه کننده یا حتی نادرست باشند. به همین دلیل شما باید از ابزار چندگانه استفاده کنید، زیرا هیچ ابزار تحقیقات کلمات کلیدی نمی تواند کامل باشد چون دنیای کلمات کلیدی بسیار پهناور است. خطر نکنید و از منابع متعدد مشورت بگیرید.

به Google Analytics نگاه کنید

اگر در وب سایت خود، Google Analytics نصب کرده اید، وارد آن شوید و به منوی بخش« منبع ترافیک» (Traffic Sources) سری بزنید. در آنجا شما قادر خواهید بود تا بازدیدکنندگان اساسی که بر اساس جستجو می آیند را جدا کنید و لیستی از کلمات کلیدی که برای دستیابی به وب سایت شما جستجو شده اند را ببینید. متأسفانه، بسیاری از نتایج شما به «ارائه نشده است» منجر خواهد شد (با تشکر از مرورگرهای ناشناس و دلایل اختصاصی گوگل)، بااین حال عباراتی را که می بینید به لیست کلمات کلیدی خود اضافه کنید. همچنین می توانید اطلاعات مشابهی را در ابزارهای وب مستری گوگل نیز پیدا کنید.

از جستجوهای مشابه گوگل استفاده کنید

شما می توانید سری به گوگل بزنید و جستجویی برای هریک از کلماتی که تا اینجا به دست آورده اید انجام دهید. سپس به پایین لیست نتایج بروید. آنجا بخشی جدا می بینید که گوگل کلمات دیگری را که به عبارت اصلی مربوط است را لیست کرده است. اگر هرکدام از آن ها مربوط به کسب وکار شما بود، می تواند در لیست کلمات کلیدی شما قرار بگیرد.

تکراری ها را حذف کنید

به فهرست جدید و بزرگ کلمات کلیدی خود نگاه بیندازید و هر کلمه کلیدی تکراری را که در آن است حذف کنید.

هر کلمه کلیدی را که مناسبت ضعیفی با وب سایتتان دارد، حذف کنید

درنهایت روی فهرست کار کنید و هر کلمات کلیدی را که گمان می کنید به سایتتان بی ربط است، حذف کنید. این باعث می شود حجم کاری را که بعداً برای سازمان دهی کلمات کلیدی باید انجام دهید، کاهش یابد. اگر شما در مورد یک عبارت مطمئن نیستید، آن را در موتور جستجو وارد کنید و مشاهده نتایج جستجو به شما می تواند کمک کند. اگر باز هم به وب سایتتان مربوط نمی شود، کلمه کلیدی را حذف کنید. زمانی که شما یک لیست اولیه از کلمات کلیدی دارید، می توانید شروع به فکر کردن درباره حجم جستجو و رقابت کلمات کلیدی کنید. رقابت جستجو نیز به طور ذهنی مشابه است. اگر شما در یک بازار رقابتی حضور دارید، چاره ای جز انتخاب کلمات دشوار ندارید. در همان حال، تنها به این دلیل که کلمه ای درصد پایینی از رقابت را داراست، بدان معنا نیست که شما بهتر است وب سایت خود را برای آن بهینه سازی کنید، مخصوصاً اگر آن کلمه به خوبی برای مشتریان شما هدف گذاری نشده باشد. اگر شما در کوشش برای شروع تحقیقات کلمات کلیدی هستید، به شما توصیه می کنم که نگران هیچ کدام از معیارها نباشید. با مناسب سازی سایت خود با کلماتی که مشتریان شما برای پیدا کردن وب سایتتان جستجو می کنند آغاز کنید. شما کلمات کلیدی سایت خود را با استفاده از کدام روش جستجو می کنید؟ لطفاً نظرات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 30 تير 1398 ساعت: 17:53

 
 
حفظ مشتری

حفظ مشتری ارزان ترین روش از دیدگاه بازاریابان امروزی برای فروش بیشتر

حفظ مشتری مسئله ای است که تمرکز عمده ای را در میان بازاریابان بزرگ ترین برندها مطرح می شود. کافی است از تیلور سویفت «متخصص حفظ مشتری» در این مورد بپرسید. درواقع، بازاریابان امروزی، به عنوان بخشی از نقش خود برای ایجاد درآمد از طریق مشتریان موجود و جدید، زمان بیشتری را صرف سرمایه گذاری و بازاریابی می کنند. استدلال آن ها: حفظ مشتری شرط لازم برای داشتن یک شرکت سالم و پایدار است. تحقیقات از آن پشتیبانی می کند. به گفته Bain & Company، تنها افزایش ۵ درصدی تلاش برای حفظ مشتری باعث افزایش سود از ۲۵ تا ۹۵ درصد می شود. بنابراین، تاکتیک های حفظ مشتری که امروزه بازاریابان خبره از برندهای پیشرو، در حال افزودن آن ها به ابزار بازاریابی خود هستند، کدام موارد هستند؟ و کدام شرکت ها از آن ها استفاده می کنند؟ در این مقاله ایران مدیر به هفت نمونه اشاره می کند.

۱٫ ایجاد اعتماد

اعتماد باید به دست آید، خصوصاً وقتی که مسئله برقراری ارتباط با مشتریان شما در میان باشد. در دنیای امروزی، جایی که هر مشتری توسط اطلاعات بمباران می شود، قرار دادن محصول و تبلیغات برای محصولات گوناگون و برندها، برای جلب اعتماد مهم تر از همیشه است. اگر یک بار اعتماد از دست برود، به دست آوردن اعتماد مجدد دشوار است. بنابراین، ارائه «اثبات اجتماعی» به مشتریان از محصولات و کیفیت خدمات- در قالب مشاهدات آنلاین نه تنها یک راه عالی برای برنده شدن مشتریان جدید، بلکه راهی مناسب برای جلب اطمینان از مشتریان فعلی در یک شرکت خوب است. راه دیگری برای ایجاد (و حفظ) اعتماد، روراست بودن با مشتریان است. رفتار محترمانه با مشتریان با احترام و اطلاع رسانی به آن ها در هنگام وقوع بحران، مشتریان را وا می دارد تا به صداقت شما احترام بگذارند و زمانی که بعداً هم خرید می کنند، برند شما را به یاد داشته باشند.

۲٫ ارزش واقعی به کارتان اضافه کنید

بیایید بگوییم شما یک محصول یا خدمات عالی برای ارائه دارید؛ اما آیا شما ارزش کافی برای حفظ مشتریان خود ایجاد می کنید؟ اضافه کردن ارزش فراتر از ویژگی ها و مزایایی است که کمک می کند تا مشتریان را از رفتن به سمت رقبا که محصولات مشابهی را ارائه می دهند، بازدارد. نگاهی به اپل: در بازار شلوغ کامپیوتر، اپل محصولی را ساخته است که ماندگار شد و به شرکت کامپیوتری شناخته شده ای در جهان تبدیل شد. اپل چگونه این کار را انجام داد؟ به جای تمرکز بر ویژگی های محصول، اپل با ایجاد سهولت استفاده از محصولاتش برای مشتریان ارزش قائل شد. در حقیقت، این کار آسان است که اغلب مشتریان هنگام نصب دستگاه های خود حتی کتابچه راهنمای آن را نمی خوانند. بنابراین، برای متمایز کردن و به منظور جلوگیری از رفتن مشتریانتان به سمت محصولات مشابه، محصولاتتان را ارزش گذاری کنید. ما نمی توانیم به همه بگوییم همانند اپل باشید، اما به عنوان بازاریابان، وظیفه ما این است که بدانیم چرا محصولات ما منحصربه فرد است و به مشتریانمان کمک کنیم که دریابند چرا این محصولات ارزش واقعی را به زندگی آن ها اضافه می کنند.

۳٫ نگران نباشید که شخصیت خود را نشان دهید

هنگامی که مشتریانتان شما را توصیف می کنند، آیا آن ها شما را به عنوان یک شخص یا شرکتی غیرقانونی معرفی می کنند؟ به همین دلیل است که نشان دادن شخصیت برندتان از طریق پیام و ارتباطتان نقش کلیدی دارد.

۴٫ با دقت گوش کنید

گوش دادن به مشتریان خود یکی از بهترین راه های نگهداری مشتریان و جلوگیری از ترک شما است! گوش دادن به بازخوردهای خوب و بد از طرف مشتریان، به شما ایده بهتری می دهد تا مشتریانتان واقعاً از برند شما چه می خواهند و چه نیازی دارند و به شما ایده هایی در مورد نحوه ارائه آن ها می دهد. پس ازآن، بازاریابان باید در مورد بررسی و بازخورد مشتریان خود مطلع شوند، خواه این بازخوردها از طریق مرکز تماس، توییت (سایر کانال های رسانه های اجتماعی)، ایمیل ها و غیره باشند. نکته مهم این است که به آن ها گوش داده و با دقت توجه کنید، بنابراین بازخوردها می توانند بیانگر نگرانی های مشتریان باشند. این تاکتیک برای مدت طولانی در ذهن مشتریان باقی خواهد ماند.

۵٫ مشتریان خود را سورپرایز کنید و لذت ببرید

راز هر رابطه خوب این است که طرف مقابل را وادار به حدس زدن کنید و گاهی اوقات تعجب می کنید که آیا این در روابط تجاری هم صدق می کند! بنابراین، در تلاش برای سورپرایز کردن و لذت بردن مشتریان، از آن ها بخواهید که در آزمایش محصول شرکت کنند. به مناسب های مختلف موارد تبلیغاتی خاصی را برایشان ارسال نمایید. (مثلاً به مناسبت تولد یا چیزی شبیه سالگرد ازدواج زمانی که آن ها مشتری شما شدند). مشتریان در اطلاعات منحصربه فرد «پشت صحنه» تجاری شما سهیم باشند. فقط مطمئن شوید که حرکات شما باعث می شود تا مشتریان خود را درگیر و موردعلاقه به کارتان کنید، نه اینکه صرفاً برای فروش بیشتر تبلیغ کنید.

۶٫ برای حفظ مشتری وفاداری ایجاد کنید

مشتریان وفادار اساس حفظ تجارت هستند و راه های متعددی برای ایجاد یک گروه از مشتریان وفادار وجود دارد. بااین حال، پیش از هر چیز، شما باید مشتریانتان را به دلیل وفاداری شان حفظ کنید. شرکت ها متوجه شده اند که برنامه های وفاداری قوی، باعث افزایش وفاداری مشتریان می شود.

۷٫ نسبت به خدمات مشتری نگران نباشید

مهم نیست که محصول شما چقدر عالی است، اگر خدمات مشتریان شما به حد کافی نباشد، شما هرگز قادر به حفظ مشتری نخواهید بود. با توجه به نظرات کیست متریک،۷۱ درصد از مشتریانی که مورد بررسی قرار گرفتند، گفتند که به دلیل خدمات ضعیف مشتریان، به رابطه خود با شرکت خاتمه داده اند. خدمات مشتری خوب به معنی سرعت عمل (هم واکنش پذیر و هم فعالانه) و توأم با برقراری ارتباط با مشتریان در پلتفرم هایی است که مشتریان ترجیح می دهند. مثلاً، اگر یک مشتری در توییتر با شما تماس بگیرد، مطمئن شوید که اولین ارتباط شما نیز از طریق توییتر یا پیام مستقیم صورت می گیرد. خدمات به مشتریان، جایی است که نام تجاری شما واقعاً می تواند بدرخشد، زمانی که شما انتظارات مشتری را تعیین و برآورده می کنید. در بازار پر سروصدای امروزی، موفقیت بازاریابان مبتنی بر اطلاعاتی است که بیانگر چگونگی حفظ مشتریانشان است. بازاریابی منوط به حفظ مشتری، ارزان ترین روش برای تأثیر بر خط پایه کسب و کار است. با تمرکز بر ارزش افزوده، شخصی سازی تجارب مشتریان و گوش فرا دادن به نیازهای مشتریان، بازاریابان خبره، مشتریان بیشتری را که تا حال به سختی جذب کرده اند، حفظ می کنند. شما در کسب و کار خودتان از کدام روش برای حفظ مشتریانتان استفاده می کنید؟ کدام رو مؤثرتر است؟ لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 19:13

مکاتب مدیریت استراتژیک

مکاتب مدیریت استراتژیک ، سفری اکتشافی در میان جنگل استراتژی

  • مقدمه
  • مکاتب مدیریت استراتژیک
  • مکتب طراحی در مکاتب مدیریت استراتژیک
  • مکتب برنامه ریزی در مکاتب مدیریت استراتژیک
  • مکتب موقعیت یابی در مکاتب مدیریت استراتژیک
  • سخن آخر

مقدمه

مکاتب مدیریت استراتژیک شامل الگوهایی متنوع و در عین حال چالش برانگیزی است که اختلاف نظرهای فراوانی را در بین دانشمندان و مدیران ایجاد کرده است. در مقاله قبل به سؤال «استراتژی چیست؟» پاسخ دادیم؛ اما شاید مفهوم پر رمز و راز استراتژی سؤالات بیشتری در ذهن مدیران و تصمیم گیرندگان ایجاد نماید. سؤالاتی نظیر اینکه «استراتژی چگونه شکل می گیرد» و اینکه چه دیدگاه ها و رویکردهایی به دنبال پاسخی به این پرسش بوده اند. در این مقاله ایران مدیر به بررسی تعدادی از مکاتب مدیریت استراتژیک می پردازد و به این سوال همیشگی پاسخ می دهد که کدام یک از مکاتب مدیریت استراتژیک در محیط کسب وکار امروزی می توانند شرکت ها را در دستیابی به اهدافشان کمک کنند برای آشنایی با مکاتب مختلف استراتژی و درک متفاوت افراد از مفهوم استراتژی و چگونگی شکل گیری آن، شاید داستان شناخت فیل از مثنوی معنوی کمک کننده باشد. شش مرد در هندوستان علی رغم نابینا بودن مایل به شناخت فیل بودند تا به گونه ای از کنجکاوی خود کم کنند. یکی از آن ها پهلوی فیل را لمس می کند و می گوید: فیل چقدر شبیه به دیوار است. دیگری عاج آن را لمس می کند و می گوید: فیل شبیه نیزه است. سومین نفر دست به خرطوم فیل می کشد و آن را شبیه به مار دانست. چهارمین نفر با لمس پای فیل می گوید: فیل به درخت شبیه است. نفر پنجم با دست کشیدن به گوش آن، می گوید: فیل شباهت زیادی به بادبزن دارد. آخرین نفر پس از گرفتن دُم فیل می گوید: فیل شبیه به یک طناب است. اگرچه همه آن ها تااندازه ای حق داشتند ولی همگی در اشتباه بودند. ما افراد نابینایی هستیم و تشکیل استراتژی فیل ماست. ازآنجاکه هریک از ما بینایی کامل نداشته ایم تا کل پیکر فیل را ببینیم، هریک، قسمتی از بدن آن را لمس کرده و در مورد کل آن قضاوت کرده ایم. در مورد استراتژی هم هریک از ما چنین اشتباهی مرتکب شده ایم. هر یک از ما در جایگاه مدیر یا برنامه ریز، با بخش های مختلفی از استراتژی سروکار داشته ایم، برخی با ماتریس SWOT، برخی با تعیین مأموریت و چشم انداز و برخی با این اصل که باید استراتژی در لحظه شکل بگیرد. بر مبنای همین تجارب ناکامل و اندک، در مورد استراتژی و کلیت آن تصمیم گیری کرده ایم. تصمیم گیری که همانند تصمیم فیلبانان، پر از خطا و اشتباه بوده است. همانند یک فیل استراتژی چیزی بیش از اجزاست. لذا برای درک و شناخت آن، باید ضمن شناسایی اجزا آن، کلیت و مجموعه ای که این اجزا ایجاد می کنند را بشناسیم. و این یادآور ابیات حکایت «فیل در تاریکی» در «مثنوی معنویِ» «مولانا» است: چشم دریا دیگر است و کف دگر/ کف بهل وز دیده ی دریا نگر جنبش کف ها ز دریا روز و شب/ کف همی بینی و دریا نه عجب ما چو کشتی ها به هم برمی زنیم/ تیره چشمیم و در آب روشنیم ای تو در کشتی تن رفته به خواب/ آب را دیدی نگر در آب آب و همان گونه که «عبدالحسین زرین کوب» در کتاب «بحر در کوزه» بیان می کند: «این اختلاف در شکل و چگونگی فیل ازنظر آن افراد ناشی از تعدد و تکثر اشکال در فیل نبوده است، بلکه ناشی از آن بود که هریک از آن ها فیل را از نظرگاه دیگر دریافته و آزموده اند. از تمثیل مولانا نتیجه می گیرد که در تاریکی دنیا، اختلاف در مدرکات انسان ها اجتناب ناپذیر است و درصورتی که این افراد هریک شمعی داشتند، اختلافات خود را کنار می گذاشتند». این همان نگاه سطحی به موضوعات پیرامونمان را نشان می دهد و به جای نگاه بر کف دریا به خود دریا باید نگریست. تعریف مکاتب مدیریت استراتژیک تعاریف و دیدگاه های مختلفی در مورد استراتژی وجود دارد و هریک از این دیدگاه ها منحصربه فرد هستند و مانند هریک از افراد نابینای که قادر به شناخت فیل نبوند و تنها بر یک عضو از بدن آن شناخت پیدا می کردند، در فرآیند تشکیل استراتژی نیز وضع به همین گونه است. از یک سو دیدگاه های مرتبط با استراتژی محدود و معروف هستند و از سوی دیگر هریک از آن ها نشان دهنده بصیرت است. ازاین رو مینتزبرگ، آلستراند و لمپل در کتاب جنگل استراتژی ده دیدگاه متمایز را تحت عنوان مکاتب مدیریت استراتژیک برای شناخت استراتژی را معرفی می کنند. در ادامه به بررسی مکاتب مدیریت استراتژیک می پردازیم.

مکاتب مدیریت استراتژیک

مینتزبرگ و همکارانش در کتاب «جنگل استراتژی» مکاتب مدیریت استراتژیک را در قالب ده مکتب معرفی می کنند. در ذیل به صورت خلاصه به هریک از این مکاتب پرداخته می شود:  مکاتب مدیریت استراتژیک و مینتزبرگ ۱٫ مکتب طراحی (Design school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند مفهومی در نظر گرفته می شود. ۲٫ مکتب برنامه ریزی (Plaing school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند رسمی در نظر گرفته می شود. ۳٫ مکتب موقعیت یابی (Positioning school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند تحلیلی در نظر گرفته می شود. ۴٫ مکتب کارآفرینی (Entrepreneurial school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند تخیلی در نظر گرفته می شود. ۵٫ مکتب شناختی (Cognitive school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند ذهنی و فکری در نظر گرفته می شود. ۶٫ مکتب یادگیری (Leaing school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند نوظهور در نظر گرفته می شود. ۷٫ مکتب قدرت (Power school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند مذاکره در نظر گرفته می شود. ۸٫ مکتب فرهنگی (Cultural school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند جمعی در نظر گرفته می شود. ۹٫ مکتب محیطی (Environmental school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند واکنشی در نظر گرفته می شود. ۱۰٫ مکتب ترکیبی (Configuration school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب به عنوان یک فرآیند تحول و دگرگونی در نظر گرفته می شود.   ده مکاتب مدیریت استراتژیک مکاتب مدیریت استراتژیک خود به سه دسته تقسیم می شوند. سه مکتب اول ماهیتاً تجویزی (Prescriptive) هستند؛ یعنی با این موضوع سروکار دارند که استراتژی ها باید چگونه تدوین شوند. شش مکتب بعدی جنبه های خاص فرآیند تشکیل استراتژی را در نظر می گیرند و با تجویز رفتار استراتژیک ایده آل کمتر ارتباط دارند. این شش مکتب در دسته توصیفی (Descriptive) قرار می گیرند و با تشریح چگونگی شکل گیری استراتژی سروکار دارند. آخرین گروه مکاتب تنها شامل یک مکتب است؛ هرچند که می توان استدلال کرد این مکتب عملاً مکاتب دیگر را با یکدیگر ادغام می کند که آن را مکتب ترکیبی می گویند. این مکتب فرآیند تشکیل استراتژی را به عنوان یک فرآیند تحول و دگرگونی شرح می دهد و مفهوم تغییر استراتژیک در سازمان ها را در بردارد و در دسته مکاتب ترکیبی (configurative) قرار می گیرد. در ادامه به بررسی تفصیلی دسته تجویزی مکاتب مدیریت استراتژیک یعنی مکاتب طراحی، برنامه ریزی و موقعیت یابی می پردازیم. دسته توصیفی مکاتب مدیریت استراتژیک

مکتب طراحی در مکاتب مدیریت استراتژیک

مکتب طراحی و مکاتب مدیریت استراتژیک نخستین مکتبی که مینتزبرگ و همکاران وی در مکاتب مدیریت استراتژیک به آن پرداخته اند، مکتب طراحی است. بدون تردید معتبرترین دیدگاه در فرآیند تدوین استراتژی در مکاتب مدیریت استراتژیک ، مکتب طراحی است. این مکتب اساس دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته های مدیریت بازرگانی و مدیریت استراتژیک در دانشگاه ها است. مکتب طراحی در بین مکاتب مدیریت استراتژیک در ساده ترین شکل خود یک مدل استراتژی سازی را ارائه می دهد. این مدل در تلاش است تا بین توانایی های داخلی و امکانات خارجی تطابق و تناسب ایجاد کند به گفته کریستنسن، آندروز، باور، هامرش و پورتر (Christensen, Andrews, Bower, Hamermesh, and Porter) به عنوان مشهورتر ین طرفداران این مکتب، استراتژی اقتصادی همان تطابق و تناسب بین استعدادها و توانایی ها و فرصت هایی است که موقعیت شرکت را در محیط آن تعیین می کند.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 18:53

تدوین استراتژی

تدوین استراتژی و ۶ دام مهلک که ممکن است شما هم روزی در آن بیفتید

تدوین استراتژی امروزه به یکی از دغدغه های مهم تبدیل شده است. همه ما در زندگی یا در کسب وکارمان منابع محدودی در اختیارداریم. همه ما دوست داریم که با کم ترین زمان ممکن یا کمترین تلاش ممکن به بیش ترین نتیجه دست پیدا کنیم؛ اما در پس همین تمایلات ما، ممکن است خطاهایی را مرتکب شویم که منابع محدود ما را به یغما ببرد و ما را از دستیابی به اهدافمان ناامید سازد. این خطاها را دام های استراتژی می نامیم. ایران مدیر در این مقاله به ۶ خطای استراتژیک که ممکن است افراد در زندگی روزمره، در کسب وکار یا در فضای بین المللی به آن گرفتار شوند را به صورت جامع و با زبانی ساده تشریح می کند. در کتاب «بازی به قصد برد، استراتژی چگونه در عمل کار می کند؟» که توسط دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسیده به ۶ خطای رایج واصلی که به واسطه آن سازمان ها از پیشبرد استراتژی خود بازمی مانند اشاره شده است.بر طبق این کتاب هیچ استراتژی کاملی وجود ندارد. هیچ الگوریتم و ساختاری وجود ندارد که به افراد و شرکت ها در حفظ مزیت رقابتی پایدار در صنعت تحت فعالیتشان ضمانت مادام العمر بدهد اما علائم و نشانه هایی وجود دارند که هشدارهایی در مورد اشتباه بودن استراتژی انتخاب شده توسط افراد و شرکت ها به ما می دهند. در اینجا به این ۶ خطای رایج به صورت خلاصه اشاره می گردد.

تدوین استراتژی و دام همه کاره (The do-it-all strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی همه کاره به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: شکست در انتخاب کردن و همه چیز را به عنوان اولویت در نظر گرفتن. باید در نظر داشته باشیم که استراتژی یعنی انتخاب و همه چیز نمی تواند در جایگاه اولویت برای ما قرار گیرد. افراد و شرکت ها منابع محدودی دارند و نمی توان تمامی گزینه های پیش رو را به عنوان اولویت برای خود در نظر بگیریم. به قول یکی از اساتیدم در دوران دکتری اولویت یعنی یک انتخاب و زمانی که تعداد انتخاب ها زیاد شد به این معناست که با اولویت نداریم یا بامعنای لغوی واژه اولویت آشنا نیستیم! یکی از اقداماتی که به شما در دوری جستن از این خطا کمک می کند، تعیین اهداف و ارزش ها و سپس مشخص کردن اولویتتان است. در این صورت می توانید به صورت بهینه به منابع خود را تخصیص دهید. همیشه به یاد داشته باشید که در بازی شطرنج، زمانی که بازی تازه شروع می شود، هر دو طرف تعداد مهره های یکسانی دارند نحوه استفاده از این مهره هاست که فرد برنده را مشخص می کند. به یاد داشته باشید که نمی توان در شطرنج اهداف مختلفی را انتخاب کرد و هر مهره را برای آن هدف به خدمت گرفت.

تدوین استراتژی و دام دون کیشوت (The Don Quixote strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی دن کیشوت به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: حمله به رقابتی ترین دیوار شهر یا به عبارتی حمله به قوی ترین و قدرتمندترین رقیب موجود به صورت رودررو. بسیاری از افرادی که قصد شروع کسب و کار و راه اندازی آن را دارند، در همان روزهای نخست به فکر رقابت با بزرگ ترین و نامدارترین رقیبشان می افتند. به همین منوال همان طور که شخصیت داستانی دون کیشوت دچار توهم شده بود، آن ها هم دچار توهم می شوند و به دنبال بزرگ ترین رقیب خود می افتند. مثال بارز این اشتباه را می توان در کسب وکارهای آنلاینی دید که به دنبال رقابت و شکست دادن رهبر بازاری مقتدر به نام دیجی کالا هستند. هرچند چنین هدفی می تواند انگیزه بسیار زیادی برای شما و همکاران اندکتان! فراهم آورد، اما در عمل پنجه در پنجه بزرگ ترین رقیب انداختن، هیچ سرانجامی جز شکست ندارد. باید به یاد داشت که جایی که در آن اقدام به رقابت می کنید یک انتخاب است و باید جایی را برای رقابت انتخاب کنید که احتمال بالایی برای برد داشته باشید.

تدوین استراتژی و دام واترلو (The Waterloo strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی واترلو واترلو درواقع به نبرد تاریخی ناپلئون بناپارت جنرال مشهور و مقتدر فرانسوی با قوای متحد بریتانیا و هلند اشاره دارد. نبرد این ارتش ها در دشتی به نام واترلو روی داد و به همین دلیل به این نام معروف شده است. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: آغاز جنگ به صورت چندجانبه و با چند رقیب مختلف. در این نبرد ناپلئون به صورت یک باره به جنگ چند ارتش رفت و نتیجه ای جز تبعید و برکناری برایش به همراه نداشت. در دنیای کسب وکار هیچ شرکتی قادر به انجام همه کارها به روشی عالی و برتر نیست، اگر شرکت به دنبال انجام همه کاری به نحو احسن باشد، احتمالاً هیچ کاری را عالی انجام نخواهد داد. اگر فردی به دنبال عالی بودن در چند زمینه باشد، پس به احتمال زیاد در هیچ یک عالی نخواهد بود.

تدوین استراتژی و دام رویاپردازی (The dreams-that-never-come-true strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی رویاپردازانه ترسیم و نوشتن سطوح بالایی از الهام و بیانیه مأموریت که هیچ گاه به صورت عینی و عملی تبدیل نمی شوند و تنها در سطح انتزاع و رویا باقی می مانند. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: تعیین اهداف و چشم اندازی بسیار متعالی و فرازمینی به گونه ای که این اهداف قابلیت زمینی شدن (اجرایی شدن) نداشته باشند. درواقع این بیانیه مأموریت و الهامات هیچ گاه در سطح مکان رقابت، چگونگی انتخاب راهبرد و انتخاب پیروزی، قابلیت های محوری و سیستم های مدیریتی به صورت عینی متبلور نمی گردد. باید توجه داشت که آرزوها و الهامات به معنای استراتژی نیستند. استراتژی پاسخی به سؤالات عینی هست. تمامی کارآفرینان موفق باآنکه اهداف و مأموریت های بسیار متعالی در ذهن دارند اما در عمل بر روی چیزی کارکرده اند که عینی و ملموس بوده است و قابلیت اجرایی شدن را داشته است

تدوین استراتژی و دام چیزی برای همه (The something-for-everyone strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی دام چیزی برای همه به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: تلاش برای تصرف و دستیابی به تمام گروه های مشتریان، کانال های توزیع، مناطق جغرافیایی به صورت یک باره و در یک زمان. به یاد داشته باشید که برای تحقق استراتژی در هرزمانی به بخش های مشخصی کالا و خدمات ارائه کنید و نگران سایر بخش ها نباشید. استفاده از چارچوب STP در زمان هدف گیری بازارهای هدف می تواند بسیار کمک کننده باشد.

تدوین استراتژی و دام یکسان انگاری (The program-of-the-month strategy)

تنظیم استراتژی برای صنایع ژنریک (عمومی)، جایی که در آن تمام مشتریان در یک مسیر یکسان و روتین قرار دارند. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: برخورد یکسان با تمامی بخش ها و حوزه ها به صورت عمومی. همواره به یاد داشته باشید که منطق و سؤالاتی که منجر به انتخاب یک بخش می شود باید مشخص و متمایز باشد. به میزانی که استراتژی شما همانند استراتژی سایر رقبایتان باشد، به همان میزان احتمال شکست شما وجود دارد.

نتیجه گیری

در این مطلب به ۶ دام مهلک که ممکن است شما هم روزی به آن ها گرفتار شوید اشاره کردیم. همان طور که بیان شد منابع افراد و شرکت ها محدود است و نمی توان با هیجان و رفتارهای احساسی به تصمیم گیری منتج به پیروزی دست زد. توصیه می شود تا این ۶ خطا را درجایی که هرروز نگاهتان به آن می افتد نصب کنید! و هرروز با خود فکر کنید که تصمیماتی که به دنبال اتخاذ آن هستم، ممکن است مرا به درون کدام یک از این ۶ دام مهلک بی اندازد؟ اگر شما هم در زندگی روزمره و در کسب وکارتان با این ۶ خطا روبرو شده اید و یا افراد و کسب وکارهایی را دیده اید که در هر یک از این دام های مهلک افتاده اند، با ما در میان بگذارید. به نظر شما چگونه می توان این افراد را از این دام ها رها نمود؟

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 25 تير 1398 ساعت: 18:54

دیدگاه منبع محور

دیدگاه منبع محور و مدلی کاربردی برای خلق مزیت رقابتی پایدار

دیدگاه منبع محور (RBV= Resource Based View) یک مدل عملکرد سازمان است که بر منابع و قابلیت های تحت کنترل شرکت به عنوان منشا مزیت رقابتی تمرکز می کند. ایران مدیر قصد دارد تا در این مقاله شما را با این رویکرد در مدیریت استراتژیک آشنا کند. منابع در دیدگاه منبع محور دارایی های ملموس و ناملموس تحت کنترل شرکت هستند که برای طراحی و اجرای استراتژی هایش از آن ها استفاده می کند. مثال های منابع شامل کارخانه های یک شرکت (دارایی ملموس)، محصولات آن (دارایی ملموس)، شهرت آن در بین مشتریان (دارایی ناملموس) و کار گروهی در بین مدیران آن (دارایی ناملموس) می باشند. منابع شرکت می تواند به چهار دسته گسترده طبقه بندی شوند:
  • منابع مالی: شامل کل پول (از هر منبعی) می شود که شرکت برای طراحی و اجرای استراتژی ها از آن استفاده می کند.
  • منابع فیزیکی: شامل کل تکنولوژیفیزیکی مورد استفاده در شرکت مانند تجهیزات، تاسیسات و ماشین آلات، سخت افزار و نرم افزارهای کامپیوتری، ربات ها، اتوماسیون ها، موقعیت جغرافیایی و ساختمان شرکت است.
  • منابع انسانی: شامل آموزش، تجربه، قضاوت، هوشمندی، روابط و بینش تک تک مدیران و کارکنان در یک شرکت است.
  • منابع سازمانی: شامل ساختار گزارش رسمی شرکت، برنامه ریزی رسمی و غیررسمی آن، سیستم های هماهنگ کننده و کنترل کننده، شهرت و فرهنگ سازمانی و روابط غیررسمی درون گروه های سازمان و میان سازمان با محیطش می باشد.
قابلیت ها زیرمجموعه ای از منابع شرکت هستند و به عنوان دارایی های ملموس و ناملموسی تعریف می شوند که یک شرکت را قادر می سازد از دیگر منابع تحت کنترلش مزیت کامل به دست آورد. به عنوان مثال قابلیت های شرکت می تواند شامل مهارت های بازاریابی، تولید، فناوری اطلاعات و تحقیق و توسعه باشد.

مفروضات دیدگاه منبع محور

دیدگاه منبع محور بر مبنای دو فرض اساسی درباره منابع و قابلیت های تحت کنترل شرکت استوار است:
  1. فرض ناهمگنی منابع: یعنی شرکت ها ممکن است دارای شکل های مختلفی از منابع و قابلیت ها باشند، حتی اگر در یک صنعت مشابه با یکدیگر به رقابت بپردازند. ناهمگنی منابع به این امر اشاره دارد که برای یک فعالیت تجاری معین، برخی شرکت ها ماهرانه تر از دیگران عمل می کنند.
  2. فرض عدم تحرک منابع: بدین معنی است که برخی از تفاوت های منابع و قابلیت ها ممکن است پایدار باشند، چرا که کسب یا توسعه آن ها برای شرکت ها بسیار پرهزینه است. این فرضیه ثبات منابع می باشد.
ارائه این دو فرضیه با یکدیگر، علت عملکرد بهتر برخی شرکت ها نسبت به سایرین را حتی در یک صنعت مشابه شرح می دهد. اگر شرکتی منابع و قابلیت های با ارزشی داشته باشد که تعداد اندکی از شرکت ها از آن ها برخوردارند و چنانچه تقلید از این منابع و قابلیت ها برای سایرین پر هزینه باشد، آن شرکتی که صاحب این دارایی های ملموس و ناملموس می باشد قادر به کسب مزیت رقابتی پایدار می باشد.

چارچوب VRIO در دیدگاه منبع محور

با استفاده از دیدگاه منبع محور، توسعه مجموعه ای از ابزارهای تحلیل منابع و قابلیت های سازمان و برآورد میزان پتانسیل ایجاد مزیت رقابتی شان، امکان پذیر است. ابزار اولیه برای انجام تحلیل درونی، چارچوب VRIO نامیده می شود. این چارچوب در واقع چهار سوال کلیدی است که می بایست در خصوص منابع و قابلیت های شرکت به منظور شناسایی مزیت های رقابتی بالقوه پرسیده می شود.

ارزشمند بودن (Valuable)

کلیه شرکت ها ترکیبی از منابع و قابلیت ها را دارند. برخی از آنان سبب ایجاد و کمک به کسب مزیت رقابتی می شود در حالی که برخی دیگر چنین خاصیتی را ندارند. در معیار ارزشمند بودن باید به این سوالات پاسخ دهیم:
  1. آیا منابع داخلی سازمان از نظر رقابتی ارزشمند هستند؟
  2. آیا منابع و قابلیت های شرکت قادر به بهره برداری از فرصت های بیرونی شرکت یا خنثی سازی تهدیدات بیرونی هستند؟
اگر پاسخ شرکت به این سوالات مثبت باشد، می توان نتیجه گرفت که منابع و قابلیت ها ارزشمند هستند و می توانند به عنوان قوت های شرکت در نظر گرفته شوند. در غیراین صورت آن منابع و قابلیت ها جزو ضعف های شرکت به حساب می آیند. یک راه برای تشخیص منابع و قابلیت های شرکت، بررسی تاثیر استفاده از آن ها بر هزینه ها و درآمدهای شرکت است. به طور کلی، در دیدگاه منبع محور شرکت هایی که از منابع و قابلیت هایشان برای بهره برداری از فرصت ها یا خنثی کردن تهدیدها استفاده می کنند، افزایش در بازدهی خالص یا کاهش در هزینه های خالص و یا هر دو را مشاهده می کنند. هم چنین مطالعه درباره زنجیره ارزش شرکت می تواند به شناسایی منابع و قابلیت های ارزشمند بالقوه ای که تحت کنترل شرکت است کمک کند. زنجیره ارزش شرکت مجموعه ای از فعالیت های کسب و کار است که شرکت برای توسعه، تولید و فروش محصولات یا خدماتش آن ها را به انجام می رساند. هر مرحله در زنجیره ارزش شرکت مستلزم کاربردی کردن و یکپارچگی منابع و قابلیت های متفاوت است. از آن جا که شرکت ها می توانند زنجیره های ارزش متفاوتی را انتخاب کنند، می توانند مجموعه های متنوعی از منابع و قابلیت ها را انتخاب کنند. برای مثال صنعت نفت را در نظر بگیرید. زنجیره ارزش کسب و کاری که قرار است نفت خام به محصولات مصرفی مانند بنزین و گازوئیل تبدیل شود، شامل اکتشاف نفت خام، حفاری نفت خام، خرید نفت خام، تصفیه نفت خام، فروش محصولات تصفیه شده به توزیع کننده ها، حمل محصولات تصفیه شده و فروش محصولات تصفیه شده به مشتری های نهایی می شوند. شرکت های مختلف، منابع و قابلیت های متفاوتی در صنعت نفت دارند، بنابراین ممکن است انتخاب های متفاوتی را درباره مراحل زنجیره ارزش به عمل آورند. برای مثال اکتشاف نفت خام خیلی گران و مستلزم منابع مالی اساسی است. شرکت های فعال در این حوزه نسبت به شرکت هایی که محصولات تصفیه شده را به مشتری نهایی می فروشند، از منابع و قابلیت های متفاوتی برخوردار هستند. مایکل پورتر مدلی از زنجیره ارزش عمومی را پیشنهاد کرده است. این زنجیره ارزش که در شکل زیر نمایش داده شده است، فعالیت های ایجاد کننده ارزش را به دو مقوله اصلی تقسیم می کند:
  1. فعالیت های اصلی که مستقیما با تولید وتوزیع محصول مرتبط هستند و شامل تدارکات داخلی (خرید، تهیه لیست موجودی و نظایر آن)، تولید، تدارکات خارجی (انبارداری و توزیع)، فروش و بازاریابی و ارائه خدماتپشتیبانی تحویل و ارائه خدمات به مشتری می شود.
  2. فعالیت های پشتیبان که در تحقق فعالیت های اصلی به شرکت یاری می رسانند و شامل زیرساخت ها (برنامه ریزی، امور مالی، خدمات اطلاعاتی و حقوقی)، توسعه تکنولوژی (تحقیقات و توسعه، طراحی محصول)، مدیریت و توسعه منابع انسانی و تامین و پشتیبانی (تدارکات) می شود.

دیدگاه منبع محور

کمیاب بودن (Rarity)

اگر منبع یا قابلیت خاصی توسط شرکت های رقیب بیشماری کنترل شود، بعید است که آن منبع بتواند منشا مزیت رقابتی برای هریک از آن ها باشد. منابع و قابلیت های ارزشمند، اما رایج (غیرنادر) منشا برابری رقابتی هستند. دیدگاه منبع محور می گوید زمانی که منبع ارزشمند، کمیاب و نادر باشد و در اختیار شرکت های بیشماری نباشد، منشا مزیت رقابتی محسوب می شود. در معیار کمیاب بودن باید به این سوالات پاسخ دهیم:
  1. چه تعداد از رقبا منابعی شبیه منابع سازمان ما در اختیار دارند؟
  2. آیا منبع ما نادر و کمیاب است؟
  3. آیا منابع ما چیزی است که رقبا فاقد آن هستند؟
البته همه منابع و قابلیت های شرکت نباید با ارزش و نادر باشند. در واقع بیشتر شرکت های منبع محور متشکل از منابع و قابلیت های با ارزش اما مشترک هستند. این منابع نمی توانند منشا مزیت رقابتی باشند اما برای به دست آوردن برابری رقابتی ضروری هستند. به طور کلی مادامی که تعداد شرکت های برخوردار از منبع یا قابلیت خاص از تعداد شرکت های مورد نیاز برای ایجاد پویایی های رقابت کامل در یک صنعت کمتر باشد، آن منبع یا قابلیت می تواند نادر و منبع بالقوه مزیت رقابتی درنظر گرفته شود.

تقلیدناپذیر بودن (Inimitable)

منابع سازمانی ارزشمند و نادر تنها در صورتی تبدیل به منشا کسب مزیت رقابتی پایدار می شوند که هزینه کسب و توسعه آن ها برای شرکت های دیگر در مقایسه با شرکت های دارنده بسیار بالا باشد. این نوع از منابع به درستی قابل تقلید نیستند. در معیار تقلیدناپذیری باید به این سوالات پاسخ دهیم:
  1. آیا کسب این منابع توسطسازمان های دیگر مستلزم صرف هزینه های زیاد است؟
  2. آیا تقلید از آن توسط دیگران مشکل است؟
به طور کلی تقلید به دوشیوه صورت می گیرد:
  • کپی برداری مستقیم: شرکت های تقلیدکننده قادرند منابعی را که شرکت دارای مزیت رقابتی از آن ها برخوردار است، مستقیما کپی کنند. بنابراین در صورتی که هزینه این کپی برداری بیش از حد بالا نباشد، مزیت رقابتی موقتی خواهد بود.
  • جانشینی: شرکت های تقلیدکننده قادرند از منبعی جایگزین به جای منبع گران قیمت به منظور کسب مزیت رقابتی استفاده کنند.
تعدادی از محققان دیدگاه منبع محور علت گرانی احتمالی تقلید منابع یا قابلیت ها توسط دیگران را مورد مطالعه قرار داده اند و به چهار منبع گرانی دست یافتند: شرایط تاریخی منحصربه فرد وقتی شرکتی به دلیل موقعیت مکانی و شرایط زمانی خاص با هزینه ای کم به منابع دست پیدا می کند، شرکت ها دیگر ممکن است تقلید از منابع را گران بیابند. توانایی شرکت ها برای اکتساب، توسعه و استفاده از منابع اغلب به جایگاه زمانی و مکانی آن ها بستگی دارد. وقتی زمان و تاریخ می گذرد، شرکت های فاقد منابع وابسته به زمان و مکان با مشکل هزینه قابل توجهی در به دست آوردن و توسعه آن ها روبرو می شوند؛ زیرا انجام چنین کاری نیازمند بازگشت به عقب است. شرایط تاریخی منحصر به فرد حداقل به دو شیوه مزیت رقابتی پایدار را به یک شرکت اعطا می کند: شیوه اول وقتی است که شرکت، اولین شرکتی باشد که یک یا چند مزیت پیشگام را ارائه داده است. شیوه دوم تاثیر تاریخچه بر شرکت است که براساس مفهوم وابستگی شکل می گیرد. زمانی که فرایند به مسیر وابسته است که رخدادهای ابتدایی در تکامل فرایند اثرات قابل توجهی روی رخدادهای بعدی داشته باشند. وابستگی مسیر در تکامل مزیت رقابتی نشان می دهد که شرکت در دوره فعلی مزیت رقابتی را برمبنای اکتساب و توسعه منابع در دوره های پیشین به دست آورده است. این مطلب که ارزش آتی منابع خاص چه خواهد بود، اغلب در ابتدای دوره آشکار نیست. شرکت ها به دلیل این عدم قطعیت قادر به کسب یا توسعه این منابع به بهایی کمتر از ارزش واقعی آن ها هستند. شرکت های دیگر که در جستجوی اکتساب یا توسعه این منابع هستند پس از آشکار شدن ارزش واقعی این منابع مجبور به پرداخت ارزش کامل آن ها بیشتر از هزینه های متحمل شده توسط شرکتی می باشند که این منابع را قدری زودتر کسب کرده یا توسعه داده است. ابهام علیت شرکت های تقلیدکننده در بسیاری از موارد ارتباط بین منابع و قابلیت های تحت کنترل سازمان و مزیت رقابتی را درک نمی کنند. به عبارت دیگر ارتباط بین منابع و قابلیت های شرکتی و مزیت رقابتی ممکن است به لحاظ علّی مبهم باشد. پیچیدگی اجتماعی طیف وسیعی از منابع و قابلیت های شرکتی ممکن است به لحاظ اجتماعی پیچیده باشند؛ مثلا روابط میان فردی بین مدیران در شرکت، فرهنگ شرکت و شهرت شرکت میان عرضه کننده ها و مشتری ها را شامل می شوند. توجه داشته باشید که در بیشتر این موارد مشخص کردن نحوه ای که این منابع پیچیده اجتماعی سبب ارزش آفرینی می شوند، امکان پذیر است و ابهام علّی کمی در این زمینه وجود دارد. با این حال، درک بهبود کارایی و اثربخشی ناشی از فرهنگ سازمانی یا روابط میان مدیران ضرورتا به معنای توانایی شرکت های فاقد این ویژگی ها برای درگیرشدن در تلاش های سیستماتیک جهت ایجاد آن ها یا وجود جانشین های کم هزینه نیست. پتنت ها و لیسانس ها پتنت ها می توانند هزینه تقلید را در برخی صنایع مانند صنایع دارویی و شیمیایی افزایش دهد و برای مدتی کپی برداری را محدود می کند.

پشتیبانی سازمان (organization)

سازمان برای تحقق کامل پتانسیل منابع ارزشمند، کمیاب و غیرقابل تقلید باید سازماندهی شود. در معیار پشتیبانی سازمان باید به این سوالات پاسخ دهیم:
  1. آیا سیاست ها و رویه های سازمان منابع ارزشمند، کمیاب و غیرقابل تقلید سازمان را پشتیبانی می کنند؟
  2. آیا سازمان به منظور بهره برداری از منابع و قابلیت هایش به درستی سازماندهی شده است؟
در دیدگاه منبع محور مولفه های بیشماری در خصوص سازماندهی شرکت از جمله ساختار گزارش رسمی، سیستم های کنترل مدیریت رسمی و غیررسمی و سیاست های پاداش دهی به سوال سازماندهی مرتبط هستند. این مولفه ها در ترکیب با منابع و قابلیت های دیگر، شرکت را قادر به تحقق پتانسیل کامل مزیت رقابتی می سازد.

کاربرد چارچوب VRIO

با ارزش نبودن منبع یا قابلیت، شرکت را برای انتخاب یا اجرای استراتژی هایی که از فرصت های محیطی استفاده می کنند یا تهدیدهای محیطی را خنثی می کنند، ناتوان می سازد. این نوع از منابع ضعف به حساب می آیند و شرکت را در موضع ضعف رقابتی قرار می دهند. بهره برداری از منبع یا قابلیت ارزشمند اما فراوان در درک و اجرای استراتژی، برابری رقابتی ایجاد می کند. بهره برداری از این نوع منابع مزیت رقابتی ایجاد نخواهد کرد اما ناتوانی در بهره برداری از آن ها می تواند شرکت را به لحاظ رقابتی در موضع ضعف قرار دهد. در دیدگاه منبع محور، این منابع با ارزش اما غیرنادر به عنوان نقطه قوت سازمانی تلقی می شوند. بهره برداری از منبع یا قابلیتی که ارزشمند و نادر است اما تقلیدپذیر است مزیت رقابتی موقتی تلقی می شود. وقتی شرکت های رقیب این مزیت را مشاهده می کنند قادر به اکتساب یا توسعه منابع موردنیاز برای کسب آن بدون پرداخت هزینه بسیار و از طریق کپی برداری مستقیم یا جانشینی هستند. به این نوع از منابع، می توان قدرت سازمانی یا شایستگی متمایز نام نهاد. بهره برداری از منبع یا قابلیتی که ارزشمند، نادر و تقلیدناپذیر است مزیت رقابتی پایدار ایجاد می کند. تلاش ها برای رقابت با این شرکت ها منجر به مزیت رقابتی یا حتی برابری رقابتی نخواهد شد. دیدگاه منبع محور این نوع از منابع و قابلیت ها را شایستگی های متمایز پایدار می نامد. در دیدگاه منبع محور و در چارچوب VRIO عامل پشتیبانی سازمان یک عامل تعدیل کننده است. اگر شرکتی از منبع یا قابلیت با ارزش، کمیاب و تقلیدناپذیر برخوردار باشد اما در سازماندهی خودش برای سودبردن کامل از این منبع شکست بخورد برخی از مزایای رقابتی بالقوه اش می تواند از دست برود. دیدگاه منبع محور 2

سخن آخر

دیدگاه منبع محور به شما کمک می کند تا با تمرکز بر منابع و قابلیت های درون سازمانی تان بتوانید مزیت های رقابتی پایدار خلق کنید. آیا شما در کسب وکار خود از این دیدگاه بهره برده اید؟ آیا منابع ارزشمند، نادر و تقلیدناپذیر خود را می شناسید؟ لطفاً تجربیات خود را در زمینه خلق مزیت رقابتی از طریق دیدگاه منبع محور با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 23 تير 1398 ساعت: 18:01

شروع یک کسب و کار

شروع یک کسب و کار و چگونگی پی ریزی شرکت ایده آل خودتان

شروع یک کسب و کار ترکیبی محتاطانه از تصورات و انعطاف پذیری است و چگونگی به کارگیری این ترکیب تأثیر ماندگاری بر کسب و کار شما خواهد داشت. راه رسیدن به موفقیت برای بسیاری از شرکت ها متفاوت است. فرصت ها، مشکلات و تغییراتی وجود دارد که برای تبدیل ایده های خود به یک کسب وکار موفق باید انجام شوند. بااین وجود، آنچه بسیاری از کتاب های کسب و کار به شما نمی گویند این است که مراحل اولیه شروع یک کسب و کار ، ترکیبی محتاطانه از تصورات و انعطاف پذیری است. چگونگی پیاده سازی این ترکیب تأثیر ماندگاری بر کسب وکار شما خواهد داشت. این به دلیل آن است که بسیاری از موفقیت های بلندمدت شما در مراحل اولیه شرکتتان نهفته است. فرهنگ، تمایز و تعهد مشتری همه از روزهای ابتدایی کسب وکار شما ریشه می گیرد و با تغییر نیازها طی زمان راه اندازی استارتاپ تا تبدیل شدن آن به یک سازمان بزرگ تر، اطمینان حاصل کردن از وقت گذاشتن و دادن اجازه ی انعطاف پذیری به خود برای تسریع تولیدات خود، رویکردهای اولیه و مهم کسب وکارتان را ایجاد می کند. هرچند که کارآفرینان موفق باید به چیزهای زیادی در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار بپردازند، ایران مدیر در این مقاله به بخش های حیاتی مراحل اولیه شروع یک کسب و کار می پردازد.

برای شروع یک کسب و کار اولویت های خود را بنویسید

این ممکن است پیش پاافتاده به نظر برسد، اما اگر قصد دارید که با اولویت به موفقیت های خود برسید، باید مجموعه ای از اهداف موردنظر خود را مشخص کنید. چیزهایی که دائماً با شما درگیر هستند و رقابت می کنند، هیچ وقت به شما اجازه نمی دهند که اهداف را در ذهن خود نگه دارید. آن ها را روی یک برگه بنویسید. اطمینان حاصل کنید که اهداف شما مشخص هستند. عمومیت به کار نمی آید. برای هر هدف، باید یک سری اقداماتی داشته باشید که به اعتقاد شما، اگر تکمیل شود، حصول اطمینان از رسیدن به هدف را تضمین می کند. در کنار هر اقدام، یک تاریخ تکمیل برنامه ریزی شده و نام شخص مسئول را قرار دهید. اقدامات را بر روی تقویم خود به صورت (to-dos) قرار دهید و آن ها را بعد از تکمیل کردن صفحات گسترده، بررسی کنید. در مورد این که فهرست خود را بررسی کنید و تجدیدنظر کنید که بیشتر یاد بگیرید، نگران نباشید. شروع یک کسب و کار و اهداف

چه چیزی شما را منحصربه فرد می کند؟

برای شروع یک کسب و کار و به عنوان یک شرکت جدید علاوه بر یک چیز خوب باید چیز متفاوتی ارائه کنید. درحالی که ضروری است محصولی باکیفیت را به بازار بفرستید، در ابتدای ساختن شرکت خود باید از خودتان سؤال کنید که چه چیزی باعث می شود که من برجسته شوم؟ واقعیت این است که به عنوان یک تجارت نوپا، مشتریان ریسک می کنند که از شما خرید کنند. برای اینکه به اندازه کافی انگیزه ای برای انتخاب یک رقیب قوی تر داشته باشید، باید چیزی متفاوت ارائه دهید و این تفاوت باید به گونه ای باشد که ارزش را به مشتری به میزان قابل توجهی نشان دهد. اهمیت در این است که از ابتدا بر ارزش منحصربه فرد محصول خود تمرکز کنید و قابلیت هایی را ایجاد کنید که این تمایز را افزایش داده و گسترش دهد. بنابراین تنها به خوب بودن توجه نکنید و بر متفاوت بودن نیز تمرکز کنید به گونه ای که مشتریان برای آن اهمیت قائل شوند.

زیرک بودن از راست گفتن مهم تر است

هنگامی که در مورد شرکت های موفق جهان می شنوید، اغلب در مورد چگونگی پایبند بودن بنیان گذاران نسبت به تصورات خود و عدم تردید آن ها می شنوید. آن ها به «توپ بلورین» نگاه کرده، آینده شرکت را دیده و روزبه روز برای رسیدن به دیدگاه خود تلاش کردند. متأسفانه، این داستان بسیاری از کسب وکارهایی است که دیگر وجود ندارد. اگر به بازار و مشتریان گوش ندهید و به توسعه ادامه دهید، احتمالاً موفق نمی شوید. اطمینان حاصل کردن از گوش دادن به بازار برای رسیدن به راه حل برای موفقیتتان حیاتی بوده و اگر دست به پاسخگویی و تنظیم نزنید، پیشنهادتان خلأ واقعی را در بازار پر نمی کند. در کسب وکار به ویژه در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار- داشتن یک دیدگاه ضروری است. بااین حال، انعطاف پذیری و استقبال از ایده های کسب و کار جدید راز طول عمر شرکت است.

روی تلاش های خود تمرکز کنید

تعداد چیزهایی که روی آن کار می کنید را محدود کنید. یک چیز را تمام کنید قبل از این که چیز دیگری را شروع کنید. حتی پس از این که اولویت هایتان را نوشته اید، نمی توانید به طور هم زمان روی ۱۷ چیز، کار کنید. اولویت های درجه یک را انتخاب کنید و فقط روی آن ها تمرکز کنید. بهتر است سه چیز را در خط پایان به صورت فشرده بردارید تا این که ۳۷ مورد را حرکت دهید تا بخش کوچکی از کار به اتمام برسد.

اولویت بندی وظایفی که کسب وکار اصلی خود را ایجاد می کنند

اول، شما به طور واضح نیاز دارید درآمد کسب کنید تا کسب وکار پایدار داشته باشید. ما اغلب به صاحبان کسب وکار جدید می گوییم: «اول، چیزی بفروشید». ثابت کنید که مفهوم، محصول و مدل کسب وکار شما کار می کند. «شما قصد ندارید برای اولین بار آن را درست کنید»؛ بنابراین، بهترین تلاش خود را ارائه داده و بازخورد را دریافت کنید. تغییرات و پیشرفت را ایجاد کنید.هر بار بهبود دهید. گواهینامه ها و رضایت نامه ها را دریافت کنید، مطالعات موردی را توسعه دهید و برای تجدیدنظر به منظور کسب مشتری بیشتر درخواست دهید. بر روی بهبود پیشنهاد های محصول و خدمات مشتریان خود تمرکز کنید. این اقدامات به شما بهترین شانس را برای ایجاد یک جریان نقد قابل اعتماد می دهد.

به مشتریان خود بی اندیشید

همه ما ادعا می کنیم که مردم کسب وکار شما را می سازند. بااین حال، در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار، نیز می توانند آن را بسیار سریع ورشکست کنند. هنگام پیشرفت سریع قطعاً داشتن دیدگاهی از پایان تونل و هدف خود امری طبیعی است؛ اما فرهنگ دارای میراث پایدار است و تصمیمات اشتباه در استخدام رئیسان اولیه می تواند سالیان سال تأثیرات خورنده ای داشته باشد. تصمیم گیری در استخدام رؤسای اولیه تضمین کننده ی استخدام افرادی است که فرهنگ موردنظر را رفته رفته منعکس می کنند. این اقدامات در روزهای اول شرکت شما ضروری است، زیرا موج بعدی از کارکنان، فرمان خود را از کارکنان اولیه شما می گیرند.

اجرای روندهای ارتباطی با مشتری

در قلب هر شرکت رابطه شما با مشتریانتان قرار می گیرد. متمایزکننده ها و کیفیت محصولات شما زیربنا هستند، اما اگر مشتری اعتماد به کسب وکار شما را از دست بدهد، سریعاً از بین می روند. این بیانیه در دوره ی ثبت مدل کاری و کاهش هزینه های متغیر بیشتر واقعیت دارد. آنچه در مورد مشتریان شما در حال رخ دادن است، کسب وکار همه است. شرکت هایی که فکر می کنند موفقیت یا عدم آن در جذب مشتری به بخش X تعلق می گیرد (معمولاً به موفقیت در جذب مشتری یا دیگر بخش های ارائه ی خدمات گفته می شود) مانع موفقیت خود خواهند شد. با سعی و تلاش برای کسب رضایت مشتری و اعتماد و وفاداری مشتریان به برند، می توانید تجربه های کسب شده را برای توسعه ی بازاریابی، محصولات، فروش بیشتر، خدمات و چیزهای دیگر به کار بگیرید.

زمان صرف شده برای آینده را استفاده کنید

درحالی که شما بر روی کارهایی تمرکز می کنید که امروزه بر کسب وکار شما تأثیر می گذارند، چشم انداز آینده را از دست ندهید. اگر شما موفق هستید و کسب وکار شما رشد می کند، ممکن است نیاز به استخدام کارمندانی داشته باشید. شما ممکن است نیاز به تلاش های بازاریابی اضافی، فضای بزرگ تر، تجهیزات تولید یا سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید. شما ممکن است به کسب مهارت و دانش بیشتر نیاز داشته باشید. صفحه گسترده خود را به اهداف خود برسانید. برخی از اهداف بلندمدت کسب وکارتان را شامل شوید. اطمینان حاصل کنید که شما در حال آماده سازی برای موفقیت دراز مدت هستید.

به همراه توسعه ی شرکت پیشرفت کنید

به یاد داشته باشید که به عنوان مدیرعامل شرکت با تغییر شرکت، شما نیز باید تغییر کنید. میزان فعالیت شما در مراحل اولیه ی شروع کسب و کار باید با پیشرفت شرکت، پرسنل و مشتریان هماهنگ باشد. همان گونه که شرکت شما نیازمند تغییر است شما نیز باید به عنوان یک رهبر تغییر کنید. در روزهای اول شروع یک کسب و کار ممکن است وادار شوید در صبح به عنوان فروشنده کار کنید، عصر مدیریت محصولات را به عهده بگیرید و غروب به بازاریابی بپردازید؛ اما با توسعه ی شرکت به رؤسایی نیاز خواهید داشت که در بخش های مختلف بتوانند بدون نظارت مستمر دیدگاه شما را عملی کنند و فرهنگ را تقویت بخشند. حفظ روش کار با توسعه ی شرکت از جمعیت ۱۵ نفری به ۱۵۰ نفر نه تنها به معنای تلاش کردن فراوان شما است بلکه شیوه ای برای عملی کردن روش هایی برای تقویت و پیشرفت شرکت شما خواهد بود. با توسعه ی شرکت، افراد و ساختارهای مورد نیاز برای موفقیت نیز تغییر خواهند کرد. انعطاف پذیری برای رویارویی با این تغییرات و نه فقط عمل کردن به شیوه های قبلی خود راز موفقیت شرکت درحال توسعه است.

وظایف جانبی اضافی را انجام دهید

اگر وقت کافی برای تکمیل همه چیز در لیست کارهای خود را نداشته باشید، باید وظایفی را که می توانید برون سپاری کنید. این موارد ممکن است شامل کار اداری یا حسابداری باشد. شاید دیگران بتوانند برخی از تلاش های بازاریابی شما را انجام دهند. اینکه آیا ارزش زمان اضافی شما بیش از جبران هزینه پرداخت دیگران برای انجام وظایف است را تعیین کنید. به یاد داشته باشید، ممکن است زمان زیادی برای حرفه ای به منظور انجام این وظایف صرف شود و شما را مجبور به انجام اقداماتی کند که کسب وکار شما را به سمت جلو حرکت دهد. شروع یک کسب و کار جدید موفقیت آمیز به معنی غلبه بر بسیاری از وظایف رقابتی است، اما اگر شما توصیه های بالا را دنبال کرده باشید، شما باید قادر به انتخاب مؤثر بیشتر از زمان و تلاش خود باشید. هیچ استراتژی طلایی برای شروع یک کسب و کار موفق وجود ندارد. بااین وجود به ندرت می توان کسب وکاری را یافت که مجزا نباشد یا برخلاف نیازهای بازار عمل کند و به موفقیت نرسد. وقتی را صرف تشکیل گروهی مناسب کنید و به ارائه ی خدمات ویژه و پاسخگویی به نیاز مشتری بپردازید تا با موفقیت متوالی روبرو شوید. شما برای شروع یک کسب و کار از موارد بالا برای رسیدن به موفقیت استفاده می کنید؟ علاوه بر موارد بالا پیشنهاد دیگری در این زمینه دارید؟ لطفاً نظرات خود را با ما و کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 23 تير 1398 ساعت: 17:19

تقویت یادگیری

تقویت یادگیری: چگونه از دانسته هایمان استفاده عملی کنیم تا زنبور بی عسل نباشیم

تقویت یادگیری و عمل به دانسته ها شاید یکی از آرزوهای تقریباً دست نیافتنی هر دانشجو یا هنرآموزی است. هرساله تعدادی زیادی سمینار و همایش در سرتاسر کشور برگزار می شود که با هدف افزایش مهارت مدیران، تقویت یادگیری و بهبود بهره وری آن ها، تبلیغات گسترده ای انجام می دهند. از برخی از دوره که بگذر یم، اکثر این همایش ها دارای کیفیت بالا و طرح درس منطقی و علمی هستند اما خروجی آن ها، آن قدرها هم مطلوب نیست. مدیران بسیاری را می شناسم که برایشان شرکت در این همایش ها یا خواندن کتب و مقالات مرتبط، صرفاً تبدیل به اعتیاد شده است و از دل این دوره ها و همایش های رنگارنگ و متنوع، تغییری در رفتار آن ها ایجاد نشده است. این دوره ها دانش نظری آن ها را افزایش داده است اما تغییری در رفتارشان ایجاد نکرده اند و یادگیری تقویت نشده است. ایران مدیر در این مقاله به بررسی عارضه یادگیری بدون عمل می پردازد و توصیه های کاربردی از زبان یکی از بزرگ ترین نظریه پردازان مدیریت و رهبری؛ آقای کنت بلانچارد برای تقویت یادگیری بیان می کند. عمل به این توصیه ها، فاصله میان دانستن و انجام دادن را برای شما به صفر می رساند و منجر به تقویت یادگیری می شود. تقویت یادگیری با کنت بلانچارد هر روز به دنبال کتب و دوره های جدیدی هستیم تا دانش ما را افزایش دهند، نگرش ما را متحول کنند و با تقویت یادگیری در زندگی ما تفاوت های چشم گیری ایجاد نمایند؛ اما به عقب که برمی گردیم از میان تمامی اهداف بالا، تنها شرکت در سمینارها، همایش ها، دوره ها و خواندن کتب مختلف با موضوعاتی مشابه محقق شده است و خبری از تغییر به صورت عملی و ملموس در رفتارمان نیست. معمولاً مفاهیم بسیاری وجود دارد که مایلیم بر آن ها مسلط شویم و به عنوان مدیر از آن ها در کار و حرفه خود استفاده کنیم. اهمیت مدیریت زمان، توسعه فردی، فنون ارتباطات و درنهایت دوره MBA که به تازگی تمام شده اما تغییری در کسب وکارمان بر جای نداشته است. در مورد موفقیت و توسعه فردی، در میان دوستان و همکاران، حتماً فردی را می شناسید که به خوره چنین کتبی تبدیل شده است. از آنتونی رابینی گرفته تا برایان ترسی و اگر کمی درون مایه های عرفانی داشته باشد احتمالاً مجموعه کتب وین دایر را خریداری کرده و خوانده؛ اما جز آشنایی کلی چیز دیگری عایدش نشده است. این افراد کم کم به این نتیجه می رسند که ذات این کتب مشکل دارد یا اینکه این کتب برای عمل در محیط ایران نگارش نشده است. جمله بسیار معروفی وجود دارد با این عنوان که دانش قدرت است. پس هرچه بیش تر بیاموزیم قدرتمندتر خواهیم شد اما افراد بسیاری را می بینیم که سال ها درگیر یادگیری هستند و نه قدرتی دارند و نه شوکتی، این افراد صرفاً به گردآوری جزوه و کتاب مشغول هستند و خبری از آموختن نیست. از طرفی در ادبیات خودمان و در گفتار بزرگان، دانستن بدون عمل، رفتاری نکوهیده است.
دانای بی عمل به زنبور بی عسل تشبیه شده است و در کل همه از بد و نکوهیده بودن این رفتار آگاهی داریم؛ اما چرا میان دانستن و انجام دادن فاصله است؟
به نظر می آید که یک جای کار شدیداً می لنگد، قضایایی که در بالا مطرح شد، چند سال پیش ذهن یکی از اندیشمندان بزرگ مدیریت و رهبری، آقای کنت بلانچارد را به خود مشغول کرد. سؤال اصلی و اساسی این بود که چرا میان آموخته های افراد با کارهایی که انجام می دهند فاصله است؟ به عبارتی چرا افراد چیزهایی که یاد می گیرند را در عمل پیاده نمی کنند؟ و چه اصولی منجر به تقویت یادگیری می گردد؟ ایشان به ۳ دلیل اصلی به وجود آورنده این عارضه پی بردند. در اینجا این سه دلیل که چرا یادگیری اتفاق نمی افتد به همراه راهکار مرتبط با آن بیان می گردد. این ۳ دلیل حاصل مطالعات و مصاحبه های ایشان با افراد موفق و مدیران خبره است. پس آن ها را جدی بگیرید! تقویت یادگیری با کتب زیاد  

مانع اول در تقویت یادگیری: اضافه بار اطلاعات

تقویت یادگیری و اضافه بار اطلاعات اولین دلیلی که دانسته ها عملی نمی شوند و یادگیری ما در عمل ظاهر نمی شود. قرارگیری در تله اضافه بار اطلاعات است. این دلیل به زبانی ساده به معنای مدفون کردن خودمان در کوهی از اطلاعات بسیار ارزشمند هست. توجه داشته باشید که در جمله بیان شد: اطلاعات ارزشمند و نه اطلاعات کم اهمیت. یعنی گیر انداختن خودمان در کوهی از اطلاعات هر چند مفید، هر چند ارزشمند و هر چند کمیاب منجر به یادگیری نمی شود و همچون مانع برای ما عمل می کند. تقویت یادگیری و یادگیری مهارتهای مختلف یادگیری مهارت های مختلف برای مثال، مهارت مذاکره، تنها به صرف شرکت در یک دوره یا خواندن یک کتاب یا شنیدن یک سخنرانی، برای اکثر مدیران، چیزی کم هیجان و پیش پاافتاده است. وقتی صحبت از اثربخشی و آموختن مهارت جدیدی می شود، برای مثال مهارت مذاکره، در ذهن تمامی مدیران چنین نجواهایی شنیده می شود که مگر می شود مهارت بسیار مهمی همچون مهارت مذاکره را تنها با شرکت در یک دوره آموخت؟ چنین عملی غیرممکن است و اولین راهکار ما، ثبت نام در انبوهی از کلاس ها و گردآوری تعداد بسیاری از کتب مذاکره به زبان های فارسی و انگلیسی و ادامه این روند (آوار کردن اطلاعات بر خودمان) است. نتیجه کار مشخص است: گیرکردن در حجم زیادی از اطلاعات و داده هایی که بدن پردازش و یادگیری کامل آن ها، هیچ فایده ای ندارند و نه تنها منجر به تقویت یادگیری نمی شوند بلکه یادگیری را هم مختل می کنند. از طرف دیگر و بر طبق یافته های روانشناسان یادگیری، انسان برای به خاطر سپاری مطلبی به حافظه بلندمدت خویش نیاز به تکرار مداوم آن مطلب دارد. شرکت در کلاس های مختلف بدون یادگیری کامل مطالب اولیه، تأثیر خاصی بر روی شما جز گرفتن مدرک آن دوره و قاب گرفتن آن ندارد.

راهکار جهت تقویت یادگیری: به کار بستن فلسفه کمتر بیشتر

تقویت یادگیری و راهکار افراد معمولاً بخش اندکی ازآنچه فقط یک بار خوانده اند یا یک بار شنیده اند را به خاطر می سپارند و هیچ فرمول معجزه آسایی در این میان وجود ندارد؛ بنابراین به جای اینکه به دنبال کتب بیشتری باشید، باید کتب اندکی را چندین و چند بار بخوانید و بر آن به صورت کامل مسلط شوید. به چنین کاری کاربست «فلسفه کمتر بیشتر» می گوییم. این کار یعنی کمتر به گردآوری کوهی از اطلاعات بپردازیم و بیشتر بر حجم اندکی از اطلاعات متمرکز شویم. بنابراین باید «کمتر بیشتر» و «بیشتر کمتر» بخوانیم؛ به عبارتی بیشتر وقتمان را صرف مطالب اندک کنیم و از پرخوانی و غرق شدن در حجم بالایی از کتب، دوره ها و همایش ها خودداری کنیم. در این صورت تقویت یادگیری برای ما روی خواهد داد؛ آنهم به شکلی معجزه آسا مدیران و کارشناسان به محض آنکه بر مفاهیم مسلط شدند، بهتر می توانند از آن مطالب در ساخت مفاهیم جدید استفاده کنند و در نوآوری هایشان از آن ها بهره ببرند. یکی از روش هایی که می توان برای تعمق بخشیدن و تقویت یادگیری خود از آن استفاده کنیم. یادگیری به شیوه لایتنر است که در ایران بانام روش G5 شناخته می شود. بر طبق روش فوق الذکر برای آنکه مفهومی از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت ما منتقل شود، باید به صورت منظم و در فواصل معین مورد بازخوانی قرار گیرد. بر طبق روش لایتنر، مطالب باید یک روز بعد از مطالعه، دو روز بعد از مطالعه، ۴ روز بعد از مطالعه، ۸ روز بعد از مطالعه و درنهایت ۱۶ روز بعد از مطالعه اولیه مرور شوند. در انجام چنین کاری خلاصه نویسی ها و نکته برداری ها بسیار به شما کمک می کنند. به یاد داشته باشید که این روش روشی جهانی و آزموده شده ای است که می توان به آن اعتماد نمود.

مانع دوم در تقویت یادگیری: فیلتر منفی اطلاعات

تقویت یادگیری وفیلتر منفی اطلاعات نکته بسیار مهمی که در اینجا وجود دارد آن است که ذهن ما مفاهیم تهدیدکننده، آزاردهنده و منزجرکننده را ازنظر ادراکی نادیده می گیرد و به آن ها انرژی شناختی تخصیص نمی دهد. برای مثال بسیاری از افراد ممکن است نسبت به سخنان سخنرانی که از طیف سیاسی موردعلاقه آنان نیست دوری کنند یا از آن متنفر باشند. هرچند که سخنرانی وی در مورد بدیهیات بوده و منطقاً درست باشد اما ذهنیت منفی به ما اجازه گوش دادن نمی دهد. از طرفی دید منفی به خودمان هم می تواند چنین وضعیتی ایجاد کند. فردی که نسبت به خود دیدی منفی دارد و همواره از کودکی با این ایده بزرگ شده که نمی تواند در جلوی جمع چند کلمه صحبت کند (بی عرضه است)، هیچ گاه به ذهن خود تصور سخنرانی در میان یک جمع ۵۰۰ نفرِ را راه نمی دهد. ازنظر او چنین کاری غیرممکن است. حال اگر این فرد، با چنین ساختار ذهنی، به ده ها و شاید صدها سمینار سخنرانی برود، بدون تغییر این ذهنیت، نمی تواند کاری از پیش ببرد. شک و تردید به خود باعث می شود که تمامی اطلاعات را، از کتاب گرفته تا همایش و سمینار و حتی مکالمات روزانه را با ذهنیتی مردد، بسته، قضاوتی و عیب جو، آشفته و مضطرب فیلتر کنیم که همه ی این ها ما را به تفکر منفی و جلوگیری از یادگیری و کاربست ایده هایمان سوق می دهد. تفکر منفی باعث می شود: • فقط جز بسیار کوچکی ازآنچه می شنویم را به کار ببندیم. • فقط به درصد بسیار کمی ازآنچه که لیاقت دست یابی به آن راداریم دست پیدا کنیم.

راهکار جهت تقویت یادگیری: گوش دادن با ذهنیتی مثبت

تقویت یادگیری و گوش دادن تغییر ذهنیت منفی به ذهنیتی مثبت امری نیست که به صورت یک شبه اتفاق بیفتد. این عمل در طول زمان و با صرف وقت و انرژی تحقق می یابد. یکی از مهارت هایی که به افراد کمک می کند تا به این ذهنیت منفی غلبه کنند، تسلط بر مهارت گوش دادن است. افراد باید به کمک مهارت گوش دادن، ذهنیت ها و پیش داوری های خود را کنار گذارند و سعی کنند تا به دنبال نکات مثبت در مطالب جدیدی که با آن روبه رو می شوند باشند. این ذهنیت را ذهنیت چراغ سبز می نامیم. ذهنیت چراغ سبز به بیانی ساده به این معناست که در دشتی پر از گل، به دنبال دیدن خار و خاشاک نباشیم؛ در میان انبوهی از اطلاعات مفید و سازنده تنها به دنبال نکات منفی و جنبه های تاریک نباشیم. گوش دادن مهارتی آموختنی است که برای زندگی در دنیای امروز بسیار ضروری است. بدون مهارت گوش دادن مؤثر افراد نمی توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و بنابراین نمی توانند سهمی در دانش آن ها داشته باشند. تقویت یادگیری و مهارت گوش دادن برخی از زیر مهارت های گوش دادن عبارت است از: ۱٫ سعی کنید در یک زمان تنها به صحبت یک نفر توجه کنید. مواردی نظیر گوش دادن همراه با جزوه نویسی یا گوش دادن درحالی که با گوشی موبایل در حال کار هستیم، گوش دادن محسوب نمی شود. ۲٫ هر جا قضاوت تند و آشکاری بعد از شنیدن حرف های گوینده در سر پروراندید، آن را با گوینده در میان بگذارید و نظر او را جویا شوید. از این که خود به قضاوت هایتان اعتبار ببخشید جدا خودداری کنید. ۳٫ توجه خود به فرد گوینده را در سطح ظاهر مثل تکان دادن سر یا برقراری ارتباط چشمی حفظ کنید اما وجود حاضرغایب نباشید و علاوه بر ظاهر، در باطن هم به گوینده توجه کنید و ذهنتان در جای دیگری نباشد. همچنین می توانید از تکان سر، اخم و … براي انتقال احساس خود به طرف مقابل استفاده کنید. ۴٫ گوشش دادن به همراه تسلط بر زبان بدن، می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد. حتماً زبان بدن و مهارت های مرتبط با آن را فرابگیرید. ۵٫ من و شما ذهن خوان یا پیشگو نیستیم؛ بنابراین از قضاوت و ذهن خوانی پیش از آنکه فرد شروع به حرف زدن کند خودداری کنید. به فرد گوینده اجازه دهید تا کل مطالب خود را بیان کند و آنگاه به ارزیابی کلی مطالب بپردازید. ۶٫ معمولاً برخی از افراد به جای گوش دادن، سعی می کنند تا پاسخ خود به طرف مقابل را آماده کنند و در کسری از ثانیه بعد از پایان سخنان وی، به صورت رگباری پاسخ خود را به سمع و نظر مخاطب برسانند. چنین کاری غلط محض است. به یاد داشته باشید که هدف شما از شنیدن ارائه پاسخ نیست، بلکه فهم بیشتر موضوع و مخاطبتان است. ۷٫ معمولاً برخی از سخنرانان و مدرسان عادت دارند تا در حین تدریس، بر روی صحنه راه بروند و برای جلب توجه بیشتر برخی حرکات مثل افزایش ناگهانی تن صدا یا تغییر ناگهانی جهت دستان را انجام دهند. مواظب باشید که چنین حرکاتی توجه شما را از محتوای سخنان گوینده منحرف نسازد. به یاد داشته باشید که شما برای یادگیری این حرکات به سمینار نمی روید؛ هدف شما یادگیری محتوای سمینار است! ۸٫ برخی از افراد به دنبال شنیدن مواردی هستند که انتظار آن را دارند و نه چیزهایی که واقعاً گفته می شود. اگر به دنبال شنیدن انتظارات خود باشید، چیزی جز انتظارات خود را نخواهید شنید و به عبارتی شما بخش اعظمی از مطالب را از دست خواهید داد.

مانع سوم در تقویت یادگیری: فقدان پیگیری

بعدازآنکه مفهومی را به درستی آموختید و از فیلتر ذهنی خویش به درستی خارج ساختید، نوبت به مورد سوم می رسد. بر طبق این مورد، یادگیری و انجام درست یک کار نیازمند تمرین بسیار دارد. افراد بعد از تسلط بر مطالب باید خود به تمرین عملی موارد آموخته شده بپردازند. در این صورت است که می توان به درستی دانسته ها را تبدیل به عمل نمود. بر طبق این اصل، اگر شما بعد از تمرین مطلبی، از چگونگی آن بازخورد بگیرید و دوباره این کار را انجام دهید، آنگاه تمرین شما تمرینی مؤثر و مفید بود است. برای مثال یادگیری ساز جدیدی را در نظر بگیرید. اگر حرف و سخنان استادتان را به درستی گوش دهید و بدون فیلتر منفی و اضافه کردن بار زیاد اطلاعات، شروع به تمرین ساز کنید، ممکن است به ظن خود بهترین یادگیری و اجرا را به دست آورده باشید؛ اما در عمل استاد شما بعد از نواختن ساز توسط شما، تعدادی نکته به شما می گوید که باید رعایت کنید، برای مثال رعایت فواصل زمانی یا نحوه صحیح در دست گرفتن ساز. با اعمال نکات و بازخوردهای استاد و انجام مداوم این چرخه، شما به نوازنده ای چیره دست تبدیل می شوید. تمامی این ها منوط به تکرار توأم با بازخورد است. به یاد داشته باشید که تمرین باعث کامل و عالی شدن نمی شود، این تمرین کامل و همراه با بازخورد است که باعث تعالی و یادگیری کامل شما می گردد.

راهکار جهت تقویت یادگیری: پیگیری و ارائه ساختار مناسب

همان طور که در بالا مطرح شد، یادگیری یک مهارت بدون انجام توأم با بازخورد آن ممکن نیست. یکی از بهترین روش ها برای یادگیری و تعمق یادگیری مطلبی، یاددادن آن مطلب به فرد دیگری است. مطلبی را به فرد دیگری آموزش دهید تا از اینکه چه میزان یادگیری شما بهبود پیدا می کند، شگفت زده شود. تقویت یادگیری و آموزش از این روش می توان در سازمان ها استفاده کرد. برای مثال بعد از شرکت در همایش بهره وری، هر مدیری به مدت ۳۰ دقیقه در هفته، موارد آموخته شده در سازمان را با دیگران به اشتراک گذارد و از آن ها بازخورد بگیرد. چنین کاری نه تنها یادگیری را بهبود می بخشد بلکه منجر به بروز ایده ها و چکش کاری بهتر آن ها می شود. همچنین مربیگری و وجود افرادی که در سازمان ها برای پیگیری مطالب تازه آموخته شده وارد می شوند و به افراد و مدیران بازخورد می دهند، می تواند معجزه کند.

نتیجه گیری

معمولاً افراد زیادی از وجود فاصله میان آموخته هایشان و عمل با آن ها شکایت دارند. به عبارتی میان دانستن و انجام دادن فاصله وجود دارد. در فرهنگ فارسی نیز وجود فاصله بین دانایی و عمل امری نکوهیده است. در این مقاله از زبان یکی از بزرگ ترین نظریه پردازان مدیریت و رهبری، کنت بلانچارد، ۳ اصل بسیار مهم و اساسی مطرح شد که در صورت عمل به آن ها می توان چنین شکافی را از بین برد و آموخته ها را عملی نمود. اگر شما هم تجارب این چنینی همچون نتیجه نگرفتن از خواندن کتاب در زمینه های مختلف همچون موفقیت یا مدریت را دارید یا سالانه در همایش ها و سمینارهای بسیاری بدون کسب نتیجه کاربردی و عملی شرکت می کنید، این مقاله می تواند به شما کمک کند. لطفاً اگر در این زمینه تجربه یا ایده ای دارید، با ما و کاربران ایران مدیر در میان بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: شنبه 22 تير 1398 ساعت: 18:39

اشتباهات مالی

اشتباهات مالی احمقانه ای که افراد در سنین جوانی مرتکب می شوند

اشتباهات مالی در جوانی مثل کندن چاهی است که شما را در میانسالی در قعر خود گرفتار خود خواهد کرد. واقعیت این است که اگر شما هم مانند بسیاری از ایرانی های ۳۰ ساله زندگی کرده باشید، احتمال دهه ۲۰ سالگی خود را صرف به پایان رساندن دانشگاه، یافتن اولین شغل واقعی تان، انجام بعضی ریسک ها، برقراری رابطه عاشقانه و اگر خوش شانس بوده باشید کمی هم تفریح کرده اید. با پرداختن بیش ازحد به کار و زندگی، بر زمان حال متمرکز می شوید و این باعث می شود اهداف مالی بزرگ تر را کنار بگذارید. همین مسئله باعث می شود که درآینده مجبور به تقلا و تلاش بیشتری برای ساختن یک زندگی خوب از نظر مالی باشید. ایران مدیر به شما پیشنهاد می کند تا با خواندن این مقاله از ۱۰ اشتباه مالی مهلک اجتناب کنید و به این ترتیب در سن ۴۰ سالگی و بعدازآن آزادی مالی خود را تضمین کنید.

۱٫ داشتن بدهی های بیش ازحد کارت اعتباری

وقتی شما تنها به کمی کمک اضافی نیاز دارید تا بتوانید پرداخت خود را عقب بیاندازید، کارت های اعتباری می توانند راه حل خوبی به نظر برسند. کارت های اعتباری می تواند ابزار مفیدی برای کمک به شما در ایجاد اعتبار و کسب امتیاز یا پاداش باشند یا به شما امکان خریدهای آنلاین را بدهند؛ اما شرکت های کارت اعتباری از اشتباهات مالی گنگ شما، یعنی خرید ضرر و چیزهایی که واقعاً به آن ها نیاز ندارید، کسب درآمد می کنند. کارت های اعتباری به خاطر هزینه ها، نرخ های بهره و قوانین پنهان قراردادهایشان بدنام هستند و وقتی دچار مشکلات شدید، رها شدن از آن برایتان بسیار مشکل خواهد بود. سعی کنید در جوانی خود هیچ گاه به این اشتباهات مالی تن ندهید.

۲٫ نداشتن تنوع درآمدی

اکثر ما با اشتغال مانند یک رابطه رفتار می کنیم. ما به یک شغل واحد یا یک کارفرمای واحد در یک زمان متعهدیم. ما همه زمان و تلاش خود را صرف شغل ثابت خود می کنیم؛ اما زمانی که بحث پول سازی به میان می آید، داشتن تنوع درآمدی در کنار شغل ثابت چیز خوبی است! درصورتی که اتفاقی بیفتد و از کار اولیه خود خارج شوید، این تنوع درآمدی از شما پشتیبانی خواهد کرد. می توانید به آن به عنوان شانسی برای گسترش منافع خود یا کشف حوزه های مختلف فکر کنید. راه های بسیاری برای ایجاد یک شغل دوم یا فرصت پول سازی جانبی وجود دارد. داشتن بیش از یک منبع درآمد به معنای پول بیشتر برای سرمایه گذاری و پس انداز برای پروژه های آینده است.

۳٫ نداشتن یک طرح مالی زمانی برای آغاز زندگی مشترک

یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که می توانید مرتکب شوید نداشتن یک بحث صادقانه و باز در مورد مسائل مالی، بودجه، بدهی ها و عادت های خرج، قبل از غرق شدن در مسائل زندگی و یکی کردن زندگی ها با شریک آینده تان است. ممکن است از داشتن این گفتگو احساس ناخوشایندی داشته باشید، اما مهم است که بدانید چه زمانی و در چه موقعیت مالی قرار دارید و چه عادات مالی متفاوتی دارید.

۴٫ کنار گذاشتن برنامه ریزی برای زمان بازنشستگی

ممکن است تمرکز بر دوران بازنشستگی وقتی که زمان بسیاری تا آن باقی مانده است سخت باشد، اما دهه سوم و چهارم زندگی شما بهترین زمان جهت لانه سازی برای تخم مرغ در حال رشدتان است. هرچه زودتر شروع به پس انداز پول کنید، زمان بیشتری برای استفاده از مزایای فوق العاده آن خواهید داشت: این قوی ترین راه برای کار کردن پولتان برای شماست. این را در نظر بگیرید: اگر بین سنین ۲۵ تا ۳۵ سالگی خود سالانه ۲ میلیون تومان سرمایه گذاری کنید، با ۲۰ درصد بهره در سال، این سرمایه گذاری ۲۰ میلیون تومانی تا سن ۶۵ سالگی تان حدود ۵ میلیارد تومان خواهد بود. بد نیست! درست است؟

۵٫ اشتباهات مالی در هزینه مسکن

ممکن است تصور کنید زندگی در یک آپارتمان لوکس چقدر عالی خواهد بود؛ یا این که زندگی در یک محله مد روز و مدرن چه احساس شگفت انگیزی خواهد داشت؛ اما این یکی از اشتباهات مالی مهلک است. گرفتار این دام نشوید. این کار می تواند بسیاری از پولی که می توانید درجاهای دیگر سرمایه گذاری کنید و به طور مداوم به مخارج خود بپردازید را از بین ببرد.

۶٫ عدم برنامه ریزی برای شرایط بد

در حال حاضر ممکن است احساس شکست ناپذیری داشته باشید؛ اما در بعضی موارد ممکن است بیمار شوید یا صدمه ببینید. اکثر مردم پس انداز کافی برای پوشش مخارج این ماه ها یا سال هایی که قادر به کار و کسب درآمد نیستند، ندارند و این یکی از بزرگ ترین اشتباهات مالی آنان در سنین جوانی است.

۷٫ نداشتن بیمه عمر درحالی که ارزان است

درنهایت همه ما مرگ را تجربه خواهیم کرد؛ اما یک قاعده مهم را در نظر داشته باشید: هرچه در زمان خریداری یک بیمه نامه عمر، جوان تر باشید، پول کمتری می پردازید. هرچه سالم تر باشید، دریافت پوشش، ارزان تر و آسان تر خواهد بود. پس در زودترین زمانی که می توانید، وارد این مسیر شوید. کمی احتیاط بعدها به شما آرامش خاطر می دهد. شما خواهید دانست که افرادی که دوستشان دارید حتی در بدترین شرایط در امنیت خواهند بود.

۸٫ پس انداز بیش ازحد پول برای هزینه های آینده

اشتباهات مالی ناشی از پس انداز بیش از حد پول درحالی که سعی می کنید پول زیادی در حساب های بازنشستگی خود پس انداز کنید، فراموش نکنید که برای سایر هزینه های بزرگ آینده پول کنار بگذارید. بعضی روزها ممکن است بخواهید یک خانه داشته باشید، یک ماشین جدید بخرید، یک سفر دور دنیا داشته باشید یا کودکان خود را به دانشگاه بفرستید. این اهداف کلی برچسب های قیمتی بالایی دارند که برای تأمین آن نیاز به پول دارید و اگر همه سرمایه خود را صرف پس انداز در حساب های بازنشستگی کنید نمی توانید به شکلی دلخواه زندگی کنید.

۹٫ اشتباهات مالی ناشی از ولخرجی برای بچه ها

در بعضی از نقاط زندگی تان ممکن است دل بستگی هایی داشته باشید که باعث شادی شما می شوند: افرادی که برای اطمینان از امنیت و شادی آن ها تقریباً هر کاری انجام می دهید. برای بسیاری از مردم این مسئله مساوی است با دادن تقریباً بهترین نوع از هر چیز، از بهترین مبلمان خواب تا بهترین برندهای لباس، به آن ها. قبل از اینکه پول خود را به خاطر اسباب بازی ها، وسایل و لوازم جانبی کودک بر باد دهید، هزینه های خود را بررسی کنید. آیا کودک تندرست شما واقعاً به یک کالسکه فانتزی نیازدارد؟ پس انداز پول در صندوق سرمایه گذاری یا حساب پس انداز بهتر است یا پرداخت بدهی ها؟ اجازه ندهید احساساتتان خرید برای کودکتان یا خودتان را کنترل کند.

۱۰٫ داشتن انتظار یک زندگی فراتر از دسترس

مهم نیست سنتان چقدر باشد، طمع برای همه چیزهای جدید خوبی که به نظر می رسد دیگران دارند آسان است. هیچ گاه سعی نکنید از استانداردهای شخص دیگری که برای شما امکان پذیر نیست پیروی کنید. انتظار زندگی در همان سطحی که والدینتان در آن زندگی می کنند یک دام دیگر است. به یاد داشته باشید که والدین شما (خوشبختانه) ده ها سال برای جمع آوری ثروت خود زمان صرف کرده اند. شما هم اگر انتظارات خود را بررسی کنید و بیش ازحد ولخرجی نکنید، می توانید مثل آن ها ثروتمند شوید.

سخن آخر

اشتباهات مالی که در سنین جوانی رخ می دهند منشا بسیاری از مشکلات و مسائل در سنین میان سالی و کهن سالی هستند. با پرهیز از این ده اشتباه مهلک می توانید آینده مالی خود را تضمین کنید. شما کدام یک از این اشتباهات را در جوانی خود مرتکب شده اید؟ این اشتباهات چه تبعاتی در زندگی شما داشته اند؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 18 تير 1398 ساعت: 18:17

مدیریت بحران کسب و کار

مدیریت بحران کسب و کار با در نظر گرفتن حفظ اعتماد مشتریان

مدیریت بحران کسب و کار آسان نیست، عناصر کلیدی وجود دارند که هر صاحب کسب و کار باید در هنگام تشکیل و برقراری ارتباط درک کند. اگر بخواهیم یک تعریف کلی از بحران داشته باشیم می توانیم آن را این گونه تعریف کنیم: یک رویداد داخلی یا خارجی و یا مجموعه ای از وقایع است که تأثیرات منفی بر روی شرکت و اعضای آن می گذارد. انواع بحران هایی که می توانند بر روی تداوم کسب وکار ها تأثیر داشته باشند، بحران هایی مانند تغییرات اجتماعی و اقتصادی، جنایت هایی علیه شرکت، مشارکت های دولتی یا قانونی، چالش های پرسنلی و کاری، مسائل امنیتی محصول، حملات سایبری و همچنین عوامل بسیار زیاد دیگری هستند که می توانند تأثیرات مخربی بر روی شرکت به وجود بیاورند. ازآنجاکه بحران ها در کسب و کار های مختلف، متفاوت هستند، یک رویکرد واحد برای مدیریت بحران کسب و کار در تمام حالت ها وجود ندارد. ایران مدیر برخی از استراتژی های بلندمدت و کوتاه مدت را برای مدیریت بحران کسب و کار ارائه می دهد.

۱٫ بهترین زمانی که باید با بحران مقابله کرد، قبل از اتفاق افتادن آن است

مدیریت بحران کسب و کار 1 این دقیقاً همانند زمانی است که حضرت نوح قبل از شروع باران، ساخت کشتی را شروع کرد. صاحبان کسب و کار ها قبل از اینکه دچار اشتباه و یا بحران شوند، باید چاره اندیشی هایی در شرکت خود در دست داشته باشند.

۲٫ بهترین شرکت ها برای بحران هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است برنامه ریزی می کنند

این گفته بسیار واضح به نظر می رسد، اما این برنامه ریزی ها، سناریویی پیچیده تر از برنامه های عادی سازمان دارند. رهبرانی که این کارها را بهتر انجام می دهند، برای هر اتفاق بد و غیرمنتظره ای آمادگی دارند.

۳٫ بحران ها اجتناب ناپذیر هستند

شما باید درک کنید که بحران ها برای شرکت شما هم اتفاق خواهد افتاد، فقط زمان و چگونگی اتفاق افتادن آن ها متفاوت خواهد بود، درهرصورت شما باید آماده باشید و به بهترین نحو به مدیریت بحران کسب و کار بپردازید.

۴٫ هرچقدر که برنامه ریزی کرده باشید بهتر از این است که هیچ کاری انجام نداده باشید

شما نمی توانید برای هر بحران و مسئله ای برنامه ریزی کنید. بااین حال، من به شما توصیه می کنم که تا هر حدی که در توانتان هست برنامه ریزی کنید و در مقابل این بحران ها ایستادگی کنید و سعی کنید که روابط خود را بهبود ببخشید.

۵٫ یک چیز بد می تواند شروع کننده اتفاقات بد بعدی باشد

مدیریت بحران کسب و کار 2 توجه داشته باشید که یک بحران می تواند موجب به وجود آمدن بحران های دیگر باشد. بسیاری از رهبران صنعت ها به بحران هایی که به صورت دومینو و زنجیروار به هم متصل هستند، توجهی ندارند.

۶٫ برای مدیریت بحران کسب و کار همه باید درگیر باشند

از دیدگاه ارتباطی، داشتن جلسات منظم در کل سازمان برای کمک به شناسایی سیگنال های هشدار و حوادث و بحران های ناگهانی حیاتی است.

۷٫ قبل از هر چیزی، موارد آسیب پذیر خود را باید بررسی کرد

کسب و کار خود را به گونه ای سازمان دهی کنید که قسمت های آسیب پذیر آن را شناسایی کرده تا با این کار در مقابل خطرات احتمالی مقاومت کنید. باید در نظر داشته باشید که بدون توجه به میزان مخرب بودن و سخت بودن بحران پیش روی شما، باید در مقابل آن ایستادگی کنید، چراکه در طول وقوع بحران، حتی رسانه ها هم می توانند فشار زیادی را به شما وارد کنند.

۸٫ زمان حال، زمانی برای خوش بینی نیست

اطمینان حاصل کنید که طرح مدیریت مسائل در بدترین زمان ها به وقوع می پیوندد، به عبارت دیگر شما باید انتظار این را داشته باشید که بحران در آخر هفته ها و یا در تعطیلات هم ممکن است اتفاق بیافتد.

۹٫ باید برنامه ای برای توضیح دادن هر آنچه می خواهیم انجام دهیم، بسازیم

صرف نظر از بحران یا موضوع موردنظر، شما باید تمام اطلاعات ذینفعان خود را دریافت کنید. در طول مدیریت بحران کسب و کار با آن ها ارتباط برقرار کنید و در هنگامی که بحران شما در حال حل وفصل شدن است، از همه آن ها بخواهید که ایده ها و بهترین شیوه های موردنظر خود را با شما در میان بگذارند.

۱۰٫ تا جایی که می توان باید پیش رفت و ناامید نشد

بدون اینکه وعده های خود را زیر پا بگزارید، به همان اندازه که می توانید داستان کسب و کار خود را برای مخاطبانتان بازگو کنید. شما همچنین در کسب و کار خود باید یک توازن ایجاد کنید که باعث وحشت بازدیدکنندگان خود نشوید. با عجله ای که رسانه های اجتماعی دارند و توانایی مصرف کنندگان، کارکنان و طرفداران شما برای بارگذاری و پخش اطلاعات با کلیک روی صفحه نمایش باید فوراً پاسخ دهید. به محض این که متوجه شدید چیزی اشتباه است تا جایی که امکان دارد فعال باشید. این برای شما و کسب و کارتان بهتر است که خبر بد را اطلاع بدهید تا اینکه فرد دیگری آن را در رسانه های اجتماعی عنوان کند و سپس توسط رسانه های بزرگ تر پخش شود. هر کانالی که نام تجاری یا کسب و کار شما روی آن می باشد، کانالی است که مشتریان و عموم می توانند برای قضاوت و شکایت یا تحریم فعالیت یا ناتوانی شما استفاده کنند. در هر توئیتی که شما در آن قبل، در حال حاضر یا بعد از بحران اشاره شده اید، همراه با هر ضربه ای که زده می شود و با هر دستور زبانی که پست می شود، به دقت بررسی می شود. البته همه این ها، در زمان واقعی خود زنده اند و مورد بررسی قرار می گیرند.
این یک تیغ دو لبه است، از یک طرف، هر اشتباهی که انجام می دهید، یک اشتباه بزرگ است. از سوی دیگر، هر کاری را که خوب انجام می دهید فرصتی برای تبدیل آن به در بر گرفتن عموم است. وقتی شما به پاسخ فوری فکر می کنید، به یاد داشته باشید که واقعیت ها فوق العاده مهم هستند.
در طول بحران، این فقط یک جامعه نیست که تحت تأثیر قرارگرفته، کارمندان شما نیز هستند. پاسخ شما باید نشان دهد که تا حد ممکن تجربیاتتان را انسانی کرده اید- به این معنی که شما بیشتر از حد مرسوم و موردنیاز به آن و چگونگی تأثیر بر آن اهمیت می دهید.

گام اول: مسئولیت خود را بپذیرید

مسئولیت خود را قبول کنید و از همه افراد درگیر عذرخواهی کنید. در ابتدا مهم ترین حقایق را بیان کنید.

گام دوم: به نیازها پاسخ دهید

هرگونه سؤال فوری یا چیزی که در ذهن مردم است را حل کنید.

گام سوم: همدردی و همدردی

ارتباط و همدردی واقعی را برقرار کنید- نشان دهید که می دانید چه چیزی در خطر است.

گام چهارم: گزارش راه حل

چیزی را که شما به عنوان تلاش مستمر برای درست کردن اشتباه یا برطرف کردن مشکل انجام می دهید را بیان کنید.

گام پنجم: دوباره عذرخواهی

دوباره از همه کسانی که درگیر بحران شدند عذرخواهی کنید. همان طور که یک بحران شروع می شود و در حال به پایان رسیدن است، ادامه به روزرسانی و نظارت به تمام کانال های ارتباطی به عنوان یک امر کلیدی می باشد. حتی اگر هیچ چیز جدیدی برای گزارش وجود ندارد، بازهم به طور مستمر به روزرسانی کنید. آخرین چیزی که شما می خواهید این است که اطلاعات پوشیده شده را درحالی که کارکنان دنبال پاسخ سریع هستند، داشته باشید. پیدا کردن اطلاعات مربوط را برای مردم آسان کنید. آن را در پستی در بالای رسانه های اجتماعی خود قرار دهید تا مردم در پایین صفحات دنبال اطلاعات نگردند. یک پاپ-آپ را در وب سایت خود ایجاد کنید که جزئیات مهم و روند عملیات را برجسته می کند. یک عنوان روی وب سایت خود قرار دهید تا مردم گوش به زنگ باشند و بدانند برای رفع نیازشان چه کار می توانند انجام دهند. زمان پاسخگویی و انتظار پاسخگویی را تا می توانید کوتاه کنید. حقایق را به روز کنید. چیزی که می دانید. چیزی که انجام می دهید. همیشه از مخاطبین خود عذرخواهی کنید و به آن معنا بدهید. نه تنها با گفتن «از این اتفاق متأسفم». بلکه از راهی که مشتریان بدانند که شما واقعاً وضعیت و ناامیدی که آن ها تجربه می کنند را درک کرده اید. به یاد داشته باشید ارتباط بیش از کلمات است. ارائه این کلمات نیز مهم است. وقتی که بحران می آید این تنها چیزی نیست که شما می گویید و اینکه شما چگونه می گویید و اقداماتی که پس ازآن رخ می دهد، مشخص می کند که تصویر این کسب و کار چگونه به خاطر می آید و به شما باز می گردد. حال این سؤال مطرح می شود که چطور در هنگام مدیریت بحران کسب و کار ، اعتماد مشتریان خود را حفظ می کنید؟ در پاسخ باید گفت که بهترین رویکرد، جلوگیری از بحران است؛ اما در دنیای واقعی این همیشه امکان پذیر نیست. جاناتان برنشتاین، مؤسس شرکت مدیریت بحران کسب و کار ، در کالیفرنیا در ۱۷ سال پیش می گوید: «اگر یک بحران به سراغ شرکت شما آمد، به شیوه ای مدیریت شده، وضعیت خود را به عموم اطلاع رسانی کنید. او در مورد چیزی که فقط شما باید بدانید صحبت نمی کند. با ارائه پاسخ هایی قبل از این که منتقدان شروع به پرسیدن سؤال از شما کنند، در مورد مشکلات خود صادق باشید.» برنشتاین می گوید: «در غیاب ارتباطات، شایعه و بدنامی و عدم اطمینان این شکاف را پر می کند، یا خودتان ارتباط برقرار کنید یا افراد دیگر از طرف شما این کار را انجام دهند.» برنشتاین می گوید: «معمولاً کسب وکارهای کوچک و متوسطی که از حداقل امکانات برای مدیریت بحران کسب و کار برخوردارند، احتمال بیشتری برای روبرویی با آن را دارند. شرکت بزرگ می تواند با گروه مشاوران روابط عمومی خود، طوفان افکار عمومی به پا کند؛ اما این امکان برای ساندویچ فروشی که باطل شدن کد سلامت آن به تازگی در صفحه اول نشریات محلی قرار گرفته است، وجود ندارد». به همین دلیل است که برنشتاین معتقد است حتی کسب وکارهای کوچک هم باید پول لازم برای مدیریت بحران کسب و کار را خرج کنند. او می گوید: «این کار یک هزینه نیست، یک سرمایه گذاری است.» برنشتاین همچنین اصرار دارد که کارآفرینان برای بحران های آنلاین، راهکارهای کوتاه مدت و بلندمدتی آماده کنند. کوتاه مدت: اگر منتقدان علیه شما یا محصولتان یک کمپین آنلاین راه اندازی کردند، برای مشتریانی که در مورد شایعه ها و بدنامی تان می پرسند پاسخ قدرتمندی آماده کنید. برنشتاین می گوید: «از قبل در مورد این موضوع با آن ها صحبت کنید، به آن ها بگویید که اطلاعات منفی و نادرست هستند و حقیقت را به آن ها بگویید.» طولانی مدت: تا جایی که می توانید «نقاط حضور» آنلاین ایجاد کنید از طریق وب سایت ها، بلاگ ها، لینکدین، فیس بوک، توییتر و هر جای دیگر. این به شما کمک می کند تا صدای خود را بالا ببرید و درعین حال تأثیرات منتقدان را در هر بحث آنلاین کمرنگ و رقیق کنید. بر اساس گفته برنشتاین، همه چیز تماماً به بهینه سازی موتورهای جستجو مربوط می شود. به عنوان مثال او می گوید: «سه عامل در تعیین وب سایت هایی که در صفحه اول جستجوی گوگل قرار می گیرند، نقش تعیین کننده ای دارند، محتوای مرتبط با عبارت مورد جستجو که می خواهید با آن ارتباط برقرار کنید، محتوایی که به طور منظم تجدید می شود و تعداد لینک های مرتبط از سایت های دیگر مرتبط با سایت شما.» درنهایت، برای اجرای استراتژی آنلاین خود در یک مسیر بلندمدت آماده باشید. برنشتاین می گوید: «ایجاد یک تغییر واقعی می تواند تا شش ماه زمان ببرد که به همین دلیل شما به رویکردهای کوتاه مدت هم نیاز دارید.» به عنوان یک صاحب کسب وکار، شما اصلاً نباید این گونه فکر کنید که شرکت شما به موارد ضروری مانند بیمه، پول و مسئولیت پذیری احتیاج ندارد. درحالی که این موارد دارایی های ارزشمندی هستند، لذا برنامه ریزی درست برای موارد بحرانی، باارزش ترین دارایی شرکت شما محسوب می شود. ایران مدیر به شما پیشنهاد می دهد که قبل از وقوع بحران برنامه ریزی هایی را برای مدیریت آن در نظر بگیرید و در صورت تمایل می توانید نظرات خود را در مورد مدیریت بحران کسب و کار به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 18 تير 1398 ساعت: 18:04

کارمندیابی

کارمندیابی: از کجا بفهمیم که وقت استخدام اولین کارمندمان فرا رسیده است؟

کارمندیابی مقوله ای حساس و بعضاً دردسرساز برای شرکت های تازه تأسیس و استارتاپ هاست. در مرحله ای، هر کارآفرینی باید با یک تصمیم چالش برانگیزی مواجه شود و این چالش این است که: آیا اکنون زمان استخدام اولین کارمند من است؟ استخدام می تواند یک رویداد فلج کننده باشد. برای مدت طولانی، شما ایده خود را راه اندازی، حفظ و رهبری کرده اید. اکنون آماده شده اید که منابع خود را به کار ببرید و این اتفاق را توسعه دهید. هیجان انگیز است، این طور نیست؟ اما درعین حال، خطرناک است. اگر استخدام جدید کار نکند چه می شود؟ اگر یک فرد بی کفایت را استخدام کنید چطور؟ اگر نامناسب باشد چه؟ اگر استعفا دهد چه اتفاقی می افتد؟ اگر شما در مدیریت او ناتوان باشید، چطور؟ در میان تمام این سرگردانی ها، یکی از سؤالات روشن کننده این است که: آیا زمان مناسب برای استخدام فرا رسیده است؟ از یک سو، اگر شما خیلی زود استخدام کنید، به احتمال زیاد، مشکلات مالی خود را به همراه خواهد داشت و کارکنان بی تفاوت، فشار مدیریت را بیشتر می کنند. از سوی دیگر، اگر شما خیلی دیر استخدام کنید، می توانید لحظه ای حیاتی برای انتشار پروژه خود را از دست بدهید، یا ممکن است در کارهایی که نمی توانید انجام دهید، غرق شوید. بنابراین پیدا کردن لحظه مناسب برای استخدام، می تواند تفاوت بین یک کار ناموفق و موفق را آشکار کند؛ اما دقیقاً چگونه می دانید که زمان مناسب فرا رسیده است؟ و لحظه جادویی مناسب چه زمانی است؟ ایران مدیر تلاش می کند در این مقاله بعضی از دستورالعمل هایی را که در استخدام اولین کارمند به آن نیاز دارید، ارائه کند.

نکاتی که درباره عدم استخدام باید به یاد داشته باشید.

کارمندیابی وقتی شما ناامید هستید تصمیم گیری درباره استخدام اغلب در اوج استرس ایجاد می شود. کار شما انباشته شده است و برای انجام آن به شخص دیگری نیاز دارید. یک تصمیم ناگهانی و ناشی از ناامیدی، به ندرت تصمیم درستی هست. کارمندیابی وقتی شما دقیقاً نمی دانید کارمند جدید باید چه کاری انجام دهد اشتباه دیگر این است که شما می دانید که نیاز به کمک دارید، اما دقیقاً نمی دانید چه چیزی به کمک شما می آید. مگر اینکه مجموعه ای از مسئولیت ها و انتظاراتی را برای استخدام خود داشته باشید، در غیر این صورت از استخدام دست بکشید. استخدام جدید در این مرحله اشتباه بوده و بی اثر است؛ بنابراین، در عوض، یک مربی استخدام کنید، نه یک کارمند. کارمندیابی وقتی شما اولین فردی که می آید را استخدام می کنید اگر خوش شانس باشید، اولین متقاضی یک شخص فوق العاده خواهد بود که می تواند کسب وکار شما را به سطح بعدی سوق دهد؛ اما به طورمعمول این اتفاق نمی افتد. شما با مصاحبه با کاندیداهای بیشتر، در مورد خودتان، درباره بازار متقاضی و موقعیت خودتان یاد خواهید گرفت.

به جای کارمندیابی با یک بنیان گذار شروع کنید

اگر بخواهید گام بعدی را دنبال کنید، استخدام قطعاً چالش برانگیز خواهد بود. شما مدت ها است این کسب وکار را داشته اید و استخدام کارکنان می تواند ترسناک باشد؛ بنابراین، به جای آن، یک بنیان گذار را حداقل به طور ذهنی استخدام کنید. بنیان گذار یک ایده عالی برای شروع است، اما اگر بنیان گذار ندارید و در عوض آن، اولین استخدام خود را انجام می دهید، به دنبال کسی با پتانسیل همکاری و شراکت بگردید. برخی از ویژگی های یک بنیان گذار خوب چیست؟ در اینجا چندین مورد به پیشنهاد خود ذکر می کنم.
  • داشتن مهارت های تکمیلی (شریک خوب باید مکمل شما باشد)
  • چشم انداز و ارزش های مشابه
  • قابلیت اطمینان
  • شور و انرژی زیاد
  • هوش هیجانی بالا
  • انعطاف پذیری بالا
  • داشتن صداقت

کارمندیابی را با هدف رسیدن به درآمدزایی شروع کنید

گفته شده است که تنها دو هدف برای یک کارمند وجود دارد:
  1. کسب درآمد برای کسب وکار
  2. صرفه جویی در هزینه برای کسب وکار
اگر مطمئن هستید که استخدام جدید شما حداقل یکی از این دو مورد را پوشش می دهد، این کار را انجام دهید. در مراحل اولیه یک شرکت، درآمدزایی مهم تر از صرفه جویی در آن است. علاوه بر این، اگر شما در شروع کسب و کار قرار دارید و مانند بسیاری از استارتاپ های راه اندازی شده هستید، پول زیادی برای صرفه جویی ندارید. آنچه شما باید انجام دهید این است که محصول و زمینه بازاریابی آن را ایجاد کنید. بعداً می توانید در مورد استخدام افرادی برای محافظت از پول نقد فکر کنید. پس اگر می توانید تعدادی از مواردی را که باید انجام شود شناسایی کنید و درعین حال درآمد را نیز افزایش می دهید، می دانید وقت آن رسیده است که استخدام کنید. در اینجا برخی از فعالیت های معمولی از این دسته بندی وجود دارد:
  • تولید محصول (طراحان، توسعه دهندگان و غیره)
  • بازاریابی محصول (هکرهای رشد، بازاریابان محتوا و غیره)
  • پشتیبانی محصول (پشتیبانی از مشتری، پاسخگوی مشتریان و غیره)

کارمندیابی را زمانی دنبال کنید که وظایف شغلی مشخص است

قبل از اینکه به دنبال یک کارمند باشید، بدانید که به دنبال چه نوع کارمندی هستید. یک میلیون مجموعه مهارت های مختلف وجود دارد که می توانید شناسایی کنید. تنها اطلاع از این که «نیاز به کمک دارید» یا «نیاز به یک توسعه دهنده» دارید، کافی نیست. هر چه مجموعه مسئولیت هایی که در شرح شغل فرد استخدام شده قرار می دهید واضح تر باشد، با دقت بیشتری می توانید کسی را استخدام کنید که این مسئولیت ها را بر عهده بگیرد.

قبل از کارمندیابی با استخدام یک پیمانکار کار خود را پیش ببرید

ممکن است هنوز هم درباره استخدام مردد باشید. خود را تحت فشار قرار ندهید. در عوض، آن را به طور آزمایشی اجرا کنید. به جای استخدام یک کارمند تمام وقت، یک پیمانکار را استخدام کنید. مزایای مقدماتی استخدام یک پیمانکار در مقایسه با استخدام یک کارمند کمتر است. یک پیمانکار را با همان مجموعه از پارامترهایی که در یک کارمند به دنبال آن هستید، استخدام کنید. شما می توانید قراردادی را برای یک ماه، شش ماه یا یک سال ایجاد کنید. سعی کنید در طول مدت قرارداد به این سؤالات پاسخ دهید:
  • آیا این پیمانکار به شرکت کمک می کند یا مانع پیشرفت ما می شود؟
  • آیا می توانیم موقعیتی مانند موقعیت پیمانکار را برای مدت زمان طولانی پیدا کنیم؟
  • آیا به چیز بیشتری نیاز داریم؟
اگر مسیر پیمانکار روبه راه باشد، می توانید این شخص را به صورت یک کارمند رسمی تبدیل کنید و یا به دنبال یک کارمند تمام وقت باشید.

نتیجه گیری

از استخدام کردن نترسید. حتی یک استخدام نادرست بهتر از استخدام نکردن است. اشتباهات بخش مهمی از رشد، بهبود و گسترش است. ممکن است فرد اشتباهی را استخدام کنید یا شاید در زمان اشتباه، استخدام کنید اما حداقل، اکنون از این اشتباه اطلاع دارید و یک تجربه با ارزش را کسب کرده اید. شرکت شما بدون استخدام و دریافت کمک از دیگران رشد نمی کند و شما دقیقا به دنبال همین موضوع هستید. استخدام یک کارمند چه مسائل و چالش هایی را برای شما ایجاد کرده است؟ آیا از استخدام های خود راضی هستید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 19:02

تقویت یادگیری

تقویت یادگیری: چگونه از دانسته هایمان استفاده عملی کنیم تا زنبور بی عسل نباشیم

تقویت یادگیری و عمل به دانسته ها شاید یکی از آرزوهای تقریباً دست نیافتنی هر دانشجو یا هنرآموزی است. هرساله تعدادی زیادی سمینار و همایش در سرتاسر کشور برگزار می شود که با هدف افزایش مهارت مدیران، تقویت یادگیری و بهبود بهره وری آن ها، تبلیغات گسترده ای انجام می دهند. از برخی از دوره که بگذر یم، اکثر این همایش ها دارای کیفیت بالا و طرح درس منطقی و علمی هستند اما خروجی آن ها، آن قدرها هم مطلوب نیست. مدیران بسیاری را می شناسم که برایشان شرکت در این همایش ها یا خواندن کتب و مقالات مرتبط، صرفاً تبدیل به اعتیاد شده است و از دل این دوره ها و همایش های رنگارنگ و متنوع، تغییری در رفتار آن ها ایجاد نشده است. این دوره ها دانش نظری آن ها را افزایش داده است اما تغییری در رفتارشان ایجاد نکرده اند و یادگیری تقویت نشده است. ایران مدیر در این مقاله به بررسی عارضه یادگیری بدون عمل می پردازد و توصیه های کاربردی از زبان یکی از بزرگ ترین نظریه پردازان مدیریت و رهبری؛ آقای کنت بلانچارد برای تقویت یادگیری بیان می کند. عمل به این توصیه ها، فاصله میان دانستن و انجام دادن را برای شما به صفر می رساند و منجر به تقویت یادگیری می شود. تقویت یادگیری با کنت بلانچارد هر روز به دنبال کتب و دوره های جدیدی هستیم تا دانش ما را افزایش دهند، نگرش ما را متحول کنند و با تقویت یادگیری در زندگی ما تفاوت های چشم گیری ایجاد نمایند؛ اما به عقب که برمی گردیم از میان تمامی اهداف بالا، تنها شرکت در سمینارها، همایش ها، دوره ها و خواندن کتب مختلف با موضوعاتی مشابه محقق شده است و خبری از تغییر به صورت عملی و ملموس در رفتارمان نیست. معمولاً مفاهیم بسیاری وجود دارد که مایلیم بر آن ها مسلط شویم و به عنوان مدیر از آن ها در کار و حرفه خود استفاده کنیم. اهمیت مدیریت زمان، توسعه فردی، فنون ارتباطات و درنهایت دوره MBA که به تازگی تمام شده اما تغییری در کسب وکارمان بر جای نداشته است. در مورد موفقیت و توسعه فردی، در میان دوستان و همکاران، حتماً فردی را می شناسید که به خوره چنین کتبی تبدیل شده است. از آنتونی رابینی گرفته تا برایان ترسی و اگر کمی درون مایه های عرفانی داشته باشد احتمالاً مجموعه کتب وین دایر را خریداری کرده و خوانده؛ اما جز آشنایی کلی چیز دیگری عایدش نشده است. این افراد کم کم به این نتیجه می رسند که ذات این کتب مشکل دارد یا اینکه این کتب برای عمل در محیط ایران نگارش نشده است. جمله بسیار معروفی وجود دارد با این عنوان که دانش قدرت است. پس هرچه بیش تر بیاموزیم قدرتمندتر خواهیم شد اما افراد بسیاری را می بینیم که سال ها درگیر یادگیری هستند و نه قدرتی دارند و نه شوکتی، این افراد صرفاً به گردآوری جزوه و کتاب مشغول هستند و خبری از آموختن نیست. از طرفی در ادبیات خودمان و در گفتار بزرگان، دانستن بدون عمل، رفتاری نکوهیده است.
دانای بی عمل به زنبور بی عسل تشبیه شده است و در کل همه از بد و نکوهیده بودن این رفتار آگاهی داریم؛ اما چرا میان دانستن و انجام دادن فاصله است؟
به نظر می آید که یک جای کار شدیداً می لنگد، قضایایی که در بالا مطرح شد، چند سال پیش ذهن یکی از اندیشمندان بزرگ مدیریت و رهبری، آقای کنت بلانچارد را به خود مشغول کرد. سؤال اصلی و اساسی این بود که چرا میان آموخته های افراد با کارهایی که انجام می دهند فاصله است؟ به عبارتی چرا افراد چیزهایی که یاد می گیرند را در عمل پیاده نمی کنند؟ و چه اصولی منجر به تقویت یادگیری می گردد؟ ایشان به ۳ دلیل اصلی به وجود آورنده این عارضه پی بردند. در اینجا این سه دلیل که چرا یادگیری اتفاق نمی افتد به همراه راهکار مرتبط با آن بیان می گردد. این ۳ دلیل حاصل مطالعات و مصاحبه های ایشان با افراد موفق و مدیران خبره است. پس آن ها را جدی بگیرید! تقویت یادگیری با کتب زیاد  

مانع اول در تقویت یادگیری: اضافه بار اطلاعات

تقویت یادگیری و اضافه بار اطلاعات اولین دلیلی که دانسته ها عملی نمی شوند و یادگیری ما در عمل ظاهر نمی شود. قرارگیری در تله اضافه بار اطلاعات است. این دلیل به زبانی ساده به معنای مدفون کردن خودمان در کوهی از اطلاعات بسیار ارزشمند هست. توجه داشته باشید که در جمله بیان شد: اطلاعات ارزشمند و نه اطلاعات کم اهمیت. یعنی گیر انداختن خودمان در کوهی از اطلاعات هر چند مفید، هر چند ارزشمند و هر چند کمیاب منجر به یادگیری نمی شود و همچون مانع برای ما عمل می کند. تقویت یادگیری و یادگیری مهارتهای مختلف یادگیری مهارت های مختلف برای مثال، مهارت مذاکره، تنها به صرف شرکت در یک دوره یا خواندن یک کتاب یا شنیدن یک سخنرانی، برای اکثر مدیران، چیزی کم هیجان و پیش پاافتاده است. وقتی صحبت از اثربخشی و آموختن مهارت جدیدی می شود، برای مثال مهارت مذاکره، در ذهن تمامی مدیران چنین نجواهایی شنیده می شود که مگر می شود مهارت بسیار مهمی همچون مهارت مذاکره را تنها با شرکت در یک دوره آموخت؟ چنین عملی غیرممکن است و اولین راهکار ما، ثبت نام در انبوهی از کلاس ها و گردآوری تعداد بسیاری از کتب مذاکره به زبان های فارسی و انگلیسی و ادامه این روند (آوار کردن اطلاعات بر خودمان) است. نتیجه کار مشخص است: گیرکردن در حجم زیادی از اطلاعات و داده هایی که بدن پردازش و یادگیری کامل آن ها، هیچ فایده ای ندارند و نه تنها منجر به تقویت یادگیری نمی شوند بلکه یادگیری را هم مختل می کنند. از طرف دیگر و بر طبق یافته های روانشناسان یادگیری، انسان برای به خاطر سپاری مطلبی به حافظه بلندمدت خویش نیاز به تکرار مداوم آن مطلب دارد. شرکت در کلاس های مختلف بدون یادگیری کامل مطالب اولیه، تأثیر خاصی بر روی شما جز گرفتن مدرک آن دوره و قاب گرفتن آن ندارد.

راهکار جهت تقویت یادگیری: به کار بستن فلسفه کمتر بیشتر

تقویت یادگیری و راهکار افراد معمولاً بخش اندکی ازآنچه فقط یک بار خوانده اند یا یک بار شنیده اند را به خاطر می سپارند و هیچ فرمول معجزه آسایی در این میان وجود ندارد؛ بنابراین به جای اینکه به دنبال کتب بیشتری باشید، باید کتب اندکی را چندین و چند بار بخوانید و بر آن به صورت کامل مسلط شوید. به چنین کاری کاربست «فلسفه کمتر بیشتر» می گوییم. این کار یعنی کمتر به گردآوری کوهی از اطلاعات بپردازیم و بیشتر بر حجم اندکی از اطلاعات متمرکز شویم. بنابراین باید «کمتر بیشتر» و «بیشتر کمتر» بخوانیم؛ به عبارتی بیشتر وقتمان را صرف مطالب اندک کنیم و از پرخوانی و غرق شدن در حجم بالایی از کتب، دوره ها و همایش ها خودداری کنیم. در این صورت تقویت یادگیری برای ما روی خواهد داد؛ آنهم به شکلی معجزه آسا مدیران و کارشناسان به محض آنکه بر مفاهیم مسلط شدند، بهتر می توانند از آن مطالب در ساخت مفاهیم جدید استفاده کنند و در نوآوری هایشان از آن ها بهره ببرند. یکی از روش هایی که می توان برای تعمق بخشیدن و تقویت یادگیری خود از آن استفاده کنیم. یادگیری به شیوه لایتنر است که در ایران بانام روش G5 شناخته می شود. بر طبق روش فوق الذکر برای آنکه مفهومی از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت ما منتقل شود، باید به صورت منظم و در فواصل معین مورد بازخوانی قرار گیرد. بر طبق روش لایتنر، مطالب باید یک روز بعد از مطالعه، دو روز بعد از مطالعه، ۴ روز بعد از مطالعه، ۸ روز بعد از مطالعه و درنهایت ۱۶ روز بعد از مطالعه اولیه مرور شوند. در انجام چنین کاری خلاصه نویسی ها و نکته برداری ها بسیار به شما کمک می کنند. به یاد داشته باشید که این روش روشی جهانی و آزموده شده ای است که می توان به آن اعتماد نمود.

مانع دوم در تقویت یادگیری: فیلتر منفی اطلاعات

تقویت یادگیری وفیلتر منفی اطلاعات نکته بسیار مهمی که در اینجا وجود دارد آن است که ذهن ما مفاهیم تهدیدکننده، آزاردهنده و منزجرکننده را ازنظر ادراکی نادیده می گیرد و به آن ها انرژی شناختی تخصیص نمی دهد. برای مثال بسیاری از افراد ممکن است نسبت به سخنان سخنرانی که از طیف سیاسی موردعلاقه آنان نیست دوری کنند یا از آن متنفر باشند. هرچند که سخنرانی وی در مورد بدیهیات بوده و منطقاً درست باشد اما ذهنیت منفی به ما اجازه گوش دادن نمی دهد. از طرفی دید منفی به خودمان هم می تواند چنین وضعیتی ایجاد کند. فردی که نسبت به خود دیدی منفی دارد و همواره از کودکی با این ایده بزرگ شده که نمی تواند در جلوی جمع چند کلمه صحبت کند (بی عرضه است)، هیچ گاه به ذهن خود تصور سخنرانی در میان یک جمع ۵۰۰ نفرِ را راه نمی دهد. ازنظر او چنین کاری غیرممکن است. حال اگر این فرد، با چنین ساختار ذهنی، به ده ها و شاید صدها سمینار سخنرانی برود، بدون تغییر این ذهنیت، نمی تواند کاری از پیش ببرد. شک و تردید به خود باعث می شود که تمامی اطلاعات را، از کتاب گرفته تا همایش و سمینار و حتی مکالمات روزانه را با ذهنیتی مردد، بسته، قضاوتی و عیب جو، آشفته و مضطرب فیلتر کنیم که همه ی این ها ما را به تفکر منفی و جلوگیری از یادگیری و کاربست ایده هایمان سوق می دهد. تفکر منفی باعث می شود: • فقط جز بسیار کوچکی ازآنچه می شنویم را به کار ببندیم. • فقط به درصد بسیار کمی ازآنچه که لیاقت دست یابی به آن راداریم دست پیدا کنیم.

راهکار جهت تقویت یادگیری: گوش دادن با ذهنیتی مثبت

تقویت یادگیری و گوش دادن تغییر ذهنیت منفی به ذهنیتی مثبت امری نیست که به صورت یک شبه اتفاق بیفتد. این عمل در طول زمان و با صرف وقت و انرژی تحقق می یابد. یکی از مهارت هایی که به افراد کمک می کند تا به این ذهنیت منفی غلبه کنند، تسلط بر مهارت گوش دادن است. افراد باید به کمک مهارت گوش دادن، ذهنیت ها و پیش داوری های خود را کنار گذارند و سعی کنند تا به دنبال نکات مثبت در مطالب جدیدی که با آن روبه رو می شوند باشند. این ذهنیت را ذهنیت چراغ سبز می نامیم. ذهنیت چراغ سبز به بیانی ساده به این معناست که در دشتی پر از گل، به دنبال دیدن خار و خاشاک نباشیم؛ در میان انبوهی از اطلاعات مفید و سازنده تنها به دنبال نکات منفی و جنبه های تاریک نباشیم. گوش دادن مهارتی آموختنی است که برای زندگی در دنیای امروز بسیار ضروری است. بدون مهارت گوش دادن مؤثر افراد نمی توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و بنابراین نمی توانند سهمی در دانش آن ها داشته باشند. تقویت یادگیری و مهارت گوش دادن برخی از زیر مهارت های گوش دادن عبارت است از: ۱٫ سعی کنید در یک زمان تنها به صحبت یک نفر توجه کنید. مواردی نظیر گوش دادن همراه با جزوه نویسی یا گوش دادن درحالی که با گوشی موبایل در حال کار هستیم، گوش دادن محسوب نمی شود. ۲٫ هر جا قضاوت تند و آشکاری بعد از شنیدن حرف های گوینده در سر پروراندید، آن را با گوینده در میان بگذارید و نظر او را جویا شوید. از این که خود به قضاوت هایتان اعتبار ببخشید جدا خودداری کنید. ۳٫ توجه خود به فرد گوینده را در سطح ظاهر مثل تکان دادن سر یا برقراری ارتباط چشمی حفظ کنید اما وجود حاضرغایب نباشید و علاوه بر ظاهر، در باطن هم به گوینده توجه کنید و ذهنتان در جای دیگری نباشد. همچنین می توانید از تکان سر، اخم و … براي انتقال احساس خود به طرف مقابل استفاده کنید. ۴٫ گوشش دادن به همراه تسلط بر زبان بدن، می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد. حتماً زبان بدن و مهارت های مرتبط با آن را فرابگیرید. ۵٫ من و شما ذهن خوان یا پیشگو نیستیم؛ بنابراین از قضاوت و ذهن خوانی پیش از آنکه فرد شروع به حرف زدن کند خودداری کنید. به فرد گوینده اجازه دهید تا کل مطالب خود را بیان کند و آنگاه به ارزیابی کلی مطالب بپردازید. ۶٫ معمولاً برخی از افراد به جای گوش دادن، سعی می کنند تا پاسخ خود به طرف مقابل را آماده کنند و در کسری از ثانیه بعد از پایان سخنان وی، به صورت رگباری پاسخ خود را به سمع و نظر مخاطب برسانند. چنین کاری غلط محض است. به یاد داشته باشید که هدف شما از شنیدن ارائه پاسخ نیست، بلکه فهم بیشتر موضوع و مخاطبتان است. ۷٫ معمولاً برخی از سخنرانان و مدرسان عادت دارند تا در حین تدریس، بر روی صحنه راه بروند و برای جلب توجه بیشتر برخی حرکات مثل افزایش ناگهانی تن صدا یا تغییر ناگهانی جهت دستان را انجام دهند. مواظب باشید که چنین حرکاتی توجه شما را از محتوای سخنان گوینده منحرف نسازد. به یاد داشته باشید که شما برای یادگیری این حرکات به سمینار نمی روید؛ هدف شما یادگیری محتوای سمینار است! ۸٫ برخی از افراد به دنبال شنیدن مواردی هستند که انتظار آن را دارند و نه چیزهایی که واقعاً گفته می شود. اگر به دنبال شنیدن انتظارات خود باشید، چیزی جز انتظارات خود را نخواهید شنید و به عبارتی شما بخش اعظمی از مطالب را از دست خواهید داد.

مانع سوم در تقویت یادگیری: فقدان پیگیری

بعدازآنکه مفهومی را به درستی آموختید و از فیلتر ذهنی خویش به درستی خارج ساختید، نوبت به مورد سوم می رسد. بر طبق این مورد، یادگیری و انجام درست یک کار نیازمند تمرین بسیار دارد. افراد بعد از تسلط بر مطالب باید خود به تمرین عملی موارد آموخته شده بپردازند. در این صورت است که می توان به درستی دانسته ها را تبدیل به عمل نمود. بر طبق این اصل، اگر شما بعد از تمرین مطلبی، از چگونگی آن بازخورد بگیرید و دوباره این کار را انجام دهید، آنگاه تمرین شما تمرینی مؤثر و مفید بود است. برای مثال یادگیری ساز جدیدی را در نظر بگیرید. اگر حرف و سخنان استادتان را به درستی گوش دهید و بدون فیلتر منفی و اضافه کردن بار زیاد اطلاعات، شروع به تمرین ساز کنید، ممکن است به ظن خود بهترین یادگیری و اجرا را به دست آورده باشید؛ اما در عمل استاد شما بعد از نواختن ساز توسط شما، تعدادی نکته به شما می گوید که باید رعایت کنید، برای مثال رعایت فواصل زمانی یا نحوه صحیح در دست گرفتن ساز. با اعمال نکات و بازخوردهای استاد و انجام مداوم این چرخه، شما به نوازنده ای چیره دست تبدیل می شوید. تمامی این ها منوط به تکرار توأم با بازخورد است. به یاد داشته باشید که تمرین باعث کامل و عالی شدن نمی شود، این تمرین کامل و همراه با بازخورد است که باعث تعالی و یادگیری کامل شما می گردد.

راهکار جهت تقویت یادگیری: پیگیری و ارائه ساختار مناسب

همان طور که در بالا مطرح شد، یادگیری یک مهارت بدون انجام توأم با بازخورد آن ممکن نیست. یکی از بهترین روش ها برای یادگیری و تعمق یادگیری مطلبی، یاددادن آن مطلب به فرد دیگری است. مطلبی را به فرد دیگری آموزش دهید تا از اینکه چه میزان یادگیری شما بهبود پیدا می کند، شگفت زده شود. تقویت یادگیری و آموزش از این روش می توان در سازمان ها استفاده کرد. برای مثال بعد از شرکت در همایش بهره وری، هر مدیری به مدت ۳۰ دقیقه در هفته، موارد آموخته شده در سازمان را با دیگران به اشتراک گذارد و از آن ها بازخورد بگیرد. چنین کاری نه تنها یادگیری را بهبود می بخشد بلکه منجر به بروز ایده ها و چکش کاری بهتر آن ها می شود. همچنین مربیگری و وجود افرادی که در سازمان ها برای پیگیری مطالب تازه آموخته شده وارد می شوند و به افراد و مدیران بازخورد می دهند، می تواند معجزه کند.

نتیجه گیری

معمولاً افراد زیادی از وجود فاصله میان آموخته هایشان و عمل با آن ها شکایت دارند. به عبارتی میان دانستن و انجام دادن فاصله وجود دارد. در فرهنگ فارسی نیز وجود فاصله بین دانایی و عمل امری نکوهیده است. در این مقاله از زبان یکی از بزرگ ترین نظریه پردازان مدیریت و رهبری، کنت بلانچارد، ۳ اصل بسیار مهم و اساسی مطرح شد که در صورت عمل به آن ها می توان چنین شکافی را از بین برد و آموخته ها را عملی نمود. اگر شما هم تجارب این چنینی همچون نتیجه نگرفتن از خواندن کتاب در زمینه های مختلف همچون موفقیت یا مدریت را دارید یا سالانه در همایش ها و سمینارهای بسیاری بدون کسب نتیجه کاربردی و عملی شرکت می کنید، این مقاله می تواند به شما کمک کند. لطفاً اگر در این زمینه تجربه یا ایده ای دارید، با ما و کاربران ایران مدیر در میان بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 18:12

سخنرانی جذاب

سخنرانی جذاب و ۷ راهکار برای جلب توجه مخاطبانی که هیچ گونه اطلاعاتی از کار شما ندارند

سخنرانی جذاب مهارتی است که هرکسی می تواند با داشتن آن از مزایا و منافع زیادی بهره مند شود. این مهارت وقتی مهم تر می شود که می خواهید برای کسانی سخنرانی کنید که هیچ شناختی از شما و تخصصتان ندارند. هر شغلی دارای اصطلاحات تخصصی است که فقط افراد داخل در آن کسب وکار از آن اطلاع دارند. فکر کردن به اینکه شما یک تازه وارد هستید می تواند به شما کمک کند آنچه را که برای افراد دیگر واضح نیست، قابل فهم تر کنید. شما حرفه خود را انتخاب کرده اید، در یک زمینه بخصوص تحصیلات ارزشمندی کسب کرده اید تا موقعیت مطلوبی برای خود در یک صنعت داشته باشید. درواقع شما یک فرد متخصص برای خود هستید، پس چرا نمی توانید به خوبی و با جذابیت بالا از شغل و حرفه خود با مشتریانتان حرف بزنید و نظر آن ها را جلب کنید؟ شاید به این دلیل است که شما بیش ازحد فکر می کنید، با ایران مدیر همراه شده، یک گام به عقب بردارید و این مراحل را دنبال کنید تا مهارت های خود را به افرادی که همانند شما تخصص ندارند، منتقل کنید.

۱٫ سخنرانی جذاب یعنی بدون اینکه گنگ سخن بگویید، منظورتان را برسانید

این را بپذیرید، شغل شما بسیار باحال است. به همین دلیل است که شما هرروز آن را انجام می دهید. هنگامی که شما حرفه خود را به یک بیگانه توضیح می دهید، باید به طور کامل تمرکز داشته باشید که در هنگام انتقال اطلاعات خود، در ذهن مخاطب ایجاد سردرگمی نکنید. اگر شما مکانیک هستید، از اصطلاحات مبهم مانند گشتاور، موتور چندمنظوره و مبدل کاتالیستی استفاده نکنید؛ اما در عوض با همه افرادی که در اطراف شما هستند صحبت کنید. مخاطب شما احتمالاً تا حدودی به گفته های شما علاقه نشان می دهد. به صورت کامل و با جزئیات برای مخاطب خود توضیح می دهید که در طول انجام شغل خود چه کارهایی می کنید؛ با این کار شور و شوق بیشتری به توضیحات خود اضافه می کنید.

۲٫ برای داشتن یک سخنرانی جذاب ، مثال های جامع بزنید

حتی اگر کار شما به اندازه یک ستاره سینما هیجان انگیز نباشد، به احتمال زیاد به یک عملکرد حیاتی در جامعه ما کمک می کند. هنگامی که شما تلاش می کنید تا کار خود را به دیگران آموزش دهید، به این حس همبستگی اشاره کنید. به عنوان مثال به یک نابغه IT توجه کنید. او ممکن است در تفهیم مسائل مربوط به بحث شبکه مشکل داشته باشد، اما چگونه می تواند برای پیش بردن کار خود این مشکل را رفع کند؟ پاسخ روشن است: در فن بیان باید بر روی اصول تمرکز کند. او می تواند زیرساخت های دیجیتالی شرکت خود را بر روی کاغذ برای شما شرح دهد. می تواند از یک مثال استفاده کند: یک پرس چلوکباب ممکن است برای شما خوشمزه و جذاب باشد و بخواهید آن را بخورید، اما چگونه ممکن است که بدون نوشیدن دوغ محلی ایرانی، آن را میل کنید؟ این استعاره به شما توضیح می دهد که چگونه بحث شبکه در IT جای گرفته شده است و در حال حاضر شما یک تصویر واضح از «هضم» این اطلاعات را در ذهن خود دارید.

۳٫ سخنرانی جذاب را با توضیحات تصویری همراه کنید

ما در یک عصر تصویری زندگی می کنیم، بنابراین باید توجه مخاطبان خود را به وسیله تخیل، به خودمان جلب کنیم. اکثر سخنرانی های عالی نیاز به تصاویری دارند تا داستانشان را بهتر توصیف کنند؛ به عنوان مثال هنگام ارائه یک مطلب و سخنرانی با استفاده از پاورپوینت، چندین دستورالعمل وجود دارد که باید با آن ها آشنا شوید:

متن bold زیباتر نشان داده می شود

هنگام انتخاب فونت برای پاورپوینت خود، گزینه ای را انتخاب کنید که متن آن به راحتی قابل خواندن باشد. اگر مخاطبان شما نمی توانند اسلایدهای شما را بخوانند، هرگز موارد اولیه در مورد صنعت شما و همچنین پاورپوینت شما را درک نخواهند کرد.

ساده سازی

سعی کنید که از مقدار بسیار کمی متن در پاورپوینت خود استفاده کنید. بخش عمده ای از توضیحات خود را با صدای بلند برای مخاطبین خود بخوانید و اجازه بدهید که تصاویر هم هدف شما را به مخاطبان منتقل کنند. اگر مخاطبان شما در حال خواندن اسلایدهای شما هستند، آن ها نمی توانند بر روی حرف های شما تمرکز کنند. یک داستان پرداز باشید، نه یک حامی.

به صورت دینامیک عمل کنید

از عکس های چشمک زن برای بهتر دیده شدن تصاویر مهم در ارائه خود استفاده کنید تا مخاطبان را برای دیدن این تصاویر تحریک کرده باشید. این کار به جای اینکه حواس مخاطبان شما را پرت کند، کاری می کند تا توجه مخاطبان به میزان بیشتری به محتواهای شما جلب شود.

خوش آمدگویی ابتدایی را کوتاه کنید

زمانی که مخاطبان تنها در همان ۳۰ ثانیه اول به شما گوش می دهند، چرا سر صحبت را با یک گفتگوی ۱۰ دقیقه ای باز می کنید؟ چرا زمانی که ۵ اسلاید کافی است، از ۲۰ اسلاید استفاده می کنید؟ برای این موارد اضافی، وقت خود را هدر ندهید.

شناخت ماهیت و طبیعت رسانه های اجتماعی

شما از یک سری رسانه های اجتماعی استفاده کرده اید، بنابراین از قوانین و مقرراتی که در این راستا وجود دارد تبعیت کنید. قوانینی مانند کوتاه بودن بحث و وضوح بالا.

۴٫ برای داشتن یک سخنرانی جذاب ، واژگان را شفاف و واضح به کار ببرید

شما کارهای خود را در EOD=end of day برای مخاطبان ارسال می کنید، به ایمیل های خود به صورت ASAP=as soon as possible (سریع ترین زمان ممکن) پاسخ می دهید، بنابراین شما می توانید برخی اوقات از فرایند PTO=paid time off استفاده کنید. اطمینان حاصل کنید که در صنعت خود هنگامی که از کلمات اختصار استفاده می کنید، در کنار این کلمات تعریف کامل این واژه ها را بیان کرده باشید.

۵٫ برای جذب مخاطب یک قلاب احساسی طراحی کنید

شما یک نوآور هستید، بنابراین دیدگاه شما ممکن است بیش ازحد فنی و یا انتزاعی باشد و نتوان با استفاده از یک زبان ساده آن را شرح داد. اگر با چنین مشکلی دست وپنجه نرم می کنید، می توانید از یک روش کلاسیک استفاده کنید. طرفداران موسیقی هنوز نمی توانند درک کنند که چرا لازم است یک برنامه جدید برای اشتراک آهنگ خود دانلود کنند؛ به لذت های مشترک در یک جامعه آنلاین اشاره کنید و آن را تقویت کنید. همچنین به روزهای گذشته که نوارهای کاست را کپی می کردید اشاره کنید.

۶٫ قدم اول سخنرانی جذاب آن است که مخاطبان خود را بشناسید

شما بیشتر روز خود را در ارتباط با دیگران در صنعت خود صرف می کنید، اما همین ارتباطات، شانس شما برای رسیدن به موفقیت است. پس می خواهید در چه مسیری حرکت کنید؟ اگر شما در حوزه بیمه هستید و باید با تعداد زیادی از متخصصان پزشکی صحبت کنید، با انتخاب بهترین گزینه ها از پزشکان برای صحبت کردن، زمینه های مشترک را پیدا کنید. قبل از این که به سمت این روش جدید تغییر مسیر دهید، گزینه مناسبی برای بحث با آن ها پیدا کنید. این رویکرد همانند یک پل می تواند شما را به مخاطبانتان متصل کند.

۷٫ حرف دلتان را بزنید تا سخنرانی جذاب و دلربایی داشته باشید

مهم ترین چیزی که در هر ارتباط وجود دارد، اعتبار است. اگر شما به چیزی که می گویید اعتقاد ندارید، چگونه انتظار دارید که فرد دیگری به این گفته های شما توجه کند؟ در یک مسیر درست قرار بگیرید و بر روی عناصر حرفه خود تمرکز کنید. به اولین روزهای آموزش و توسعه فردی خود فکر کنید. به یاد دارید که چقدر هیجان زده بودید؟ خب این شور و شوق را در هنگام آموزش دادن به مخاطبان خودتان منتقل کنید. شما قبل از اینکه رهبران نسل بعدی به بیراهه کشیده شوند، می توانید آن ها را هدایت کرده و از آن ها مراقبت کنید. شما از چه تکنیک هایی برای جذب مخاطب خود در یک سخنرانی عمومی استفاده می کنید؟ سبک سخنرانی کدام یک از سخنرانان برتر ایرانی را می پسندید و چرا؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 1:55

شروع یک کسب و کار

شروع یک کسب و کار و چگونگی پی ریزی شرکت ایده آل خودتان

شروع یک کسب و کار ترکیبی محتاطانه از تصورات و انعطاف پذیری است و چگونگی به کارگیری این ترکیب تأثیر ماندگاری بر کسب و کار شما خواهد داشت. راه رسیدن به موفقیت برای بسیاری از شرکت ها متفاوت است. فرصت ها، مشکلات و تغییراتی وجود دارد که برای تبدیل ایده های خود به یک کسب وکار موفق باید انجام شوند. بااین وجود، آنچه بسیاری از کتاب های کسب و کار به شما نمی گویند این است که مراحل اولیه شروع یک کسب و کار ، ترکیبی محتاطانه از تصورات و انعطاف پذیری است. چگونگی پیاده سازی این ترکیب تأثیر ماندگاری بر کسب وکار شما خواهد داشت. این به دلیل آن است که بسیاری از موفقیت های بلندمدت شما در مراحل اولیه شرکتتان نهفته است. فرهنگ، تمایز و تعهد مشتری همه از روزهای ابتدایی کسب وکار شما ریشه می گیرد و با تغییر نیازها طی زمان راه اندازی استارتاپ تا تبدیل شدن آن به یک سازمان بزرگ تر، اطمینان حاصل کردن از وقت گذاشتن و دادن اجازه ی انعطاف پذیری به خود برای تسریع تولیدات خود، رویکردهای اولیه و مهم کسب وکارتان را ایجاد می کند. هرچند که کارآفرینان موفق باید به چیزهای زیادی در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار بپردازند، ایران مدیر در این مقاله به بخش های حیاتی مراحل اولیه شروع یک کسب و کار می پردازد.

برای شروع یک کسب و کار اولویت های خود را بنویسید

این ممکن است پیش پاافتاده به نظر برسد، اما اگر قصد دارید که با اولویت به موفقیت های خود برسید، باید مجموعه ای از اهداف موردنظر خود را مشخص کنید. چیزهایی که دائماً با شما درگیر هستند و رقابت می کنند، هیچ وقت به شما اجازه نمی دهند که اهداف را در ذهن خود نگه دارید. آن ها را روی یک برگه بنویسید. اطمینان حاصل کنید که اهداف شما مشخص هستند. عمومیت به کار نمی آید. برای هر هدف، باید یک سری اقداماتی داشته باشید که به اعتقاد شما، اگر تکمیل شود، حصول اطمینان از رسیدن به هدف را تضمین می کند. در کنار هر اقدام، یک تاریخ تکمیل برنامه ریزی شده و نام شخص مسئول را قرار دهید. اقدامات را بر روی تقویم خود به صورت (to-dos) قرار دهید و آن ها را بعد از تکمیل کردن صفحات گسترده، بررسی کنید. در مورد این که فهرست خود را بررسی کنید و تجدیدنظر کنید که بیشتر یاد بگیرید، نگران نباشید. شروع یک کسب و کار و اهداف

چه چیزی شما را منحصربه فرد می کند؟

برای شروع یک کسب و کار و به عنوان یک شرکت جدید علاوه بر یک چیز خوب باید چیز متفاوتی ارائه کنید. درحالی که ضروری است محصولی باکیفیت را به بازار بفرستید، در ابتدای ساختن شرکت خود باید از خودتان سؤال کنید که چه چیزی باعث می شود که من برجسته شوم؟ واقعیت این است که به عنوان یک تجارت نوپا، مشتریان ریسک می کنند که از شما خرید کنند. برای اینکه به اندازه کافی انگیزه ای برای انتخاب یک رقیب قوی تر داشته باشید، باید چیزی متفاوت ارائه دهید و این تفاوت باید به گونه ای باشد که ارزش را به مشتری به میزان قابل توجهی نشان دهد. اهمیت در این است که از ابتدا بر ارزش منحصربه فرد محصول خود تمرکز کنید و قابلیت هایی را ایجاد کنید که این تمایز را افزایش داده و گسترش دهد. بنابراین تنها به خوب بودن توجه نکنید و بر متفاوت بودن نیز تمرکز کنید به گونه ای که مشتریان برای آن اهمیت قائل شوند.

زیرک بودن از راست گفتن مهم تر است

هنگامی که در مورد شرکت های موفق جهان می شنوید، اغلب در مورد چگونگی پایبند بودن بنیان گذاران نسبت به تصورات خود و عدم تردید آن ها می شنوید. آن ها به «توپ بلورین» نگاه کرده، آینده شرکت را دیده و روزبه روز برای رسیدن به دیدگاه خود تلاش کردند. متأسفانه، این داستان بسیاری از کسب وکارهایی است که دیگر وجود ندارد. اگر به بازار و مشتریان گوش ندهید و به توسعه ادامه دهید، احتمالاً موفق نمی شوید. اطمینان حاصل کردن از گوش دادن به بازار برای رسیدن به راه حل برای موفقیتتان حیاتی بوده و اگر دست به پاسخگویی و تنظیم نزنید، پیشنهادتان خلأ واقعی را در بازار پر نمی کند. در کسب وکار به ویژه در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار- داشتن یک دیدگاه ضروری است. بااین حال، انعطاف پذیری و استقبال از ایده های کسب و کار جدید راز طول عمر شرکت است.

روی تلاش های خود تمرکز کنید

تعداد چیزهایی که روی آن کار می کنید را محدود کنید. یک چیز را تمام کنید قبل از این که چیز دیگری را شروع کنید. حتی پس از این که اولویت هایتان را نوشته اید، نمی توانید به طور هم زمان روی ۱۷ چیز، کار کنید. اولویت های درجه یک را انتخاب کنید و فقط روی آن ها تمرکز کنید. بهتر است سه چیز را در خط پایان به صورت فشرده بردارید تا این که ۳۷ مورد را حرکت دهید تا بخش کوچکی از کار به اتمام برسد.

اولویت بندی وظایفی که کسب وکار اصلی خود را ایجاد می کنند

اول، شما به طور واضح نیاز دارید درآمد کسب کنید تا کسب وکار پایدار داشته باشید. ما اغلب به صاحبان کسب وکار جدید می گوییم: «اول، چیزی بفروشید». ثابت کنید که مفهوم، محصول و مدل کسب وکار شما کار می کند. «شما قصد ندارید برای اولین بار آن را درست کنید»؛ بنابراین، بهترین تلاش خود را ارائه داده و بازخورد را دریافت کنید. تغییرات و پیشرفت را ایجاد کنید.هر بار بهبود دهید. گواهینامه ها و رضایت نامه ها را دریافت کنید، مطالعات موردی را توسعه دهید و برای تجدیدنظر به منظور کسب مشتری بیشتر درخواست دهید. بر روی بهبود پیشنهاد های محصول و خدمات مشتریان خود تمرکز کنید. این اقدامات به شما بهترین شانس را برای ایجاد یک جریان نقد قابل اعتماد می دهد.

به مشتریان خود بی اندیشید

همه ما ادعا می کنیم که مردم کسب وکار شما را می سازند. بااین حال، در مراحل اولیه شروع یک کسب و کار، نیز می توانند آن را بسیار سریع ورشکست کنند. هنگام پیشرفت سریع قطعاً داشتن دیدگاهی از پایان تونل و هدف خود امری طبیعی است؛ اما فرهنگ دارای میراث پایدار است و تصمیمات اشتباه در استخدام رئیسان اولیه می تواند سالیان سال تأثیرات خورنده ای داشته باشد. تصمیم گیری در استخدام رؤسای اولیه تضمین کننده ی استخدام افرادی است که فرهنگ موردنظر را رفته رفته منعکس می کنند. این اقدامات در روزهای اول شرکت شما ضروری است، زیرا موج بعدی از کارکنان، فرمان خود را از کارکنان اولیه شما می گیرند.

اجرای روندهای ارتباطی با مشتری

در قلب هر شرکت رابطه شما با مشتریانتان قرار می گیرد. متمایزکننده ها و کیفیت محصولات شما زیربنا هستند، اما اگر مشتری اعتماد به کسب وکار شما را از دست بدهد، سریعاً از بین می روند. این بیانیه در دوره ی ثبت مدل کاری و کاهش هزینه های متغیر بیشتر واقعیت دارد. آنچه در مورد مشتریان شما در حال رخ دادن است، کسب وکار همه است. شرکت هایی که فکر می کنند موفقیت یا عدم آن در جذب مشتری به بخش X تعلق می گیرد (معمولاً به موفقیت در جذب مشتری یا دیگر بخش های ارائه ی خدمات گفته می شود) مانع موفقیت خود خواهند شد. با سعی و تلاش برای کسب رضایت مشتری و اعتماد و وفاداری مشتریان به برند، می توانید تجربه های کسب شده را برای توسعه ی بازاریابی، محصولات، فروش بیشتر، خدمات و چیزهای دیگر به کار بگیرید.

زمان صرف شده برای آینده را استفاده کنید

درحالی که شما بر روی کارهایی تمرکز می کنید که امروزه بر کسب وکار شما تأثیر می گذارند، چشم انداز آینده را از دست ندهید. اگر شما موفق هستید و کسب وکار شما رشد می کند، ممکن است نیاز به استخدام کارمندانی داشته باشید. شما ممکن است نیاز به تلاش های بازاریابی اضافی، فضای بزرگ تر، تجهیزات تولید یا سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید. شما ممکن است به کسب مهارت و دانش بیشتر نیاز داشته باشید. صفحه گسترده خود را به اهداف خود برسانید. برخی از اهداف بلندمدت کسب وکارتان را شامل شوید. اطمینان حاصل کنید که شما در حال آماده سازی برای موفقیت دراز مدت هستید.

به همراه توسعه ی شرکت پیشرفت کنید

به یاد داشته باشید که به عنوان مدیرعامل شرکت با تغییر شرکت، شما نیز باید تغییر کنید. میزان فعالیت شما در مراحل اولیه ی شروع کسب و کار باید با پیشرفت شرکت، پرسنل و مشتریان هماهنگ باشد. همان گونه که شرکت شما نیازمند تغییر است شما نیز باید به عنوان یک رهبر تغییر کنید. در روزهای اول شروع یک کسب و کار ممکن است وادار شوید در صبح به عنوان فروشنده کار کنید، عصر مدیریت محصولات را به عهده بگیرید و غروب به بازاریابی بپردازید؛ اما با توسعه ی شرکت به رؤسایی نیاز خواهید داشت که در بخش های مختلف بتوانند بدون نظارت مستمر دیدگاه شما را عملی کنند و فرهنگ را تقویت بخشند. حفظ روش کار با توسعه ی شرکت از جمعیت ۱۵ نفری به ۱۵۰ نفر نه تنها به معنای تلاش کردن فراوان شما است بلکه شیوه ای برای عملی کردن روش هایی برای تقویت و پیشرفت شرکت شما خواهد بود. با توسعه ی شرکت، افراد و ساختارهای مورد نیاز برای موفقیت نیز تغییر خواهند کرد. انعطاف پذیری برای رویارویی با این تغییرات و نه فقط عمل کردن به شیوه های قبلی خود راز موفقیت شرکت درحال توسعه است.

وظایف جانبی اضافی را انجام دهید

اگر وقت کافی برای تکمیل همه چیز در لیست کارهای خود را نداشته باشید، باید وظایفی را که می توانید برون سپاری کنید. این موارد ممکن است شامل کار اداری یا حسابداری باشد. شاید دیگران بتوانند برخی از تلاش های بازاریابی شما را انجام دهند. اینکه آیا ارزش زمان اضافی شما بیش از جبران هزینه پرداخت دیگران برای انجام وظایف است را تعیین کنید. به یاد داشته باشید، ممکن است زمان زیادی برای حرفه ای به منظور انجام این وظایف صرف شود و شما را مجبور به انجام اقداماتی کند که کسب وکار شما را به سمت جلو حرکت دهد. شروع یک کسب و کار جدید موفقیت آمیز به معنی غلبه بر بسیاری از وظایف رقابتی است، اما اگر شما توصیه های بالا را دنبال کرده باشید، شما باید قادر به انتخاب مؤثر بیشتر از زمان و تلاش خود باشید. هیچ استراتژی طلایی برای شروع یک کسب و کار موفق وجود ندارد. بااین وجود به ندرت می توان کسب وکاری را یافت که مجزا نباشد یا برخلاف نیازهای بازار عمل کند و به موفقیت نرسد. وقتی را صرف تشکیل گروهی مناسب کنید و به ارائه ی خدمات ویژه و پاسخگویی به نیاز مشتری بپردازید تا با موفقیت متوالی روبرو شوید. شما برای شروع یک کسب و کار از موارد بالا برای رسیدن به موفقیت استفاده می کنید؟ علاوه بر موارد بالا پیشنهاد دیگری در این زمینه دارید؟ لطفاً نظرات خود را با ما و کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 1:26

کارمندیابی

کارمندیابی: از کجا بفهمیم که وقت استخدام اولین کارمندمان فرا رسیده است؟

کارمندیابی مقوله ای حساس و بعضاً دردسرساز برای شرکت های تازه تأسیس و استارتاپ هاست. در مرحله ای، هر کارآفرینی باید با یک تصمیم چالش برانگیزی مواجه شود و این چالش این است که: آیا اکنون زمان استخدام اولین کارمند من است؟ استخدام می تواند یک رویداد فلج کننده باشد. برای مدت طولانی، شما ایده خود را راه اندازی، حفظ و رهبری کرده اید. اکنون آماده شده اید که منابع خود را به کار ببرید و این اتفاق را توسعه دهید. هیجان انگیز است، این طور نیست؟ اما درعین حال، خطرناک است. اگر استخدام جدید کار نکند چه می شود؟ اگر یک فرد بی کفایت را استخدام کنید چطور؟ اگر نامناسب باشد چه؟ اگر استعفا دهد چه اتفاقی می افتد؟ اگر شما در مدیریت او ناتوان باشید، چطور؟ در میان تمام این سرگردانی ها، یکی از سؤالات روشن کننده این است که: آیا زمان مناسب برای استخدام فرا رسیده است؟ از یک سو، اگر شما خیلی زود استخدام کنید، به احتمال زیاد، مشکلات مالی خود را به همراه خواهد داشت و کارکنان بی تفاوت، فشار مدیریت را بیشتر می کنند. از سوی دیگر، اگر شما خیلی دیر استخدام کنید، می توانید لحظه ای حیاتی برای انتشار پروژه خود را از دست بدهید، یا ممکن است در کارهایی که نمی توانید انجام دهید، غرق شوید. بنابراین پیدا کردن لحظه مناسب برای استخدام، می تواند تفاوت بین یک کار ناموفق و موفق را آشکار کند؛ اما دقیقاً چگونه می دانید که زمان مناسب فرا رسیده است؟ و لحظه جادویی مناسب چه زمانی است؟ ایران مدیر تلاش می کند در این مقاله بعضی از دستورالعمل هایی را که در استخدام اولین کارمند به آن نیاز دارید، ارائه کند.

نکاتی که درباره عدم استخدام باید به یاد داشته باشید.

کارمندیابی وقتی شما ناامید هستید تصمیم گیری درباره استخدام اغلب در اوج استرس ایجاد می شود. کار شما انباشته شده است و برای انجام آن به شخص دیگری نیاز دارید. یک تصمیم ناگهانی و ناشی از ناامیدی، به ندرت تصمیم درستی هست. کارمندیابی وقتی شما دقیقاً نمی دانید کارمند جدید باید چه کاری انجام دهد اشتباه دیگر این است که شما می دانید که نیاز به کمک دارید، اما دقیقاً نمی دانید چه چیزی به کمک شما می آید. مگر اینکه مجموعه ای از مسئولیت ها و انتظاراتی را برای استخدام خود داشته باشید، در غیر این صورت از استخدام دست بکشید. استخدام جدید در این مرحله اشتباه بوده و بی اثر است؛ بنابراین، در عوض، یک مربی استخدام کنید، نه یک کارمند. کارمندیابی وقتی شما اولین فردی که می آید را استخدام می کنید اگر خوش شانس باشید، اولین متقاضی یک شخص فوق العاده خواهد بود که می تواند کسب وکار شما را به سطح بعدی سوق دهد؛ اما به طورمعمول این اتفاق نمی افتد. شما با مصاحبه با کاندیداهای بیشتر، در مورد خودتان، درباره بازار متقاضی و موقعیت خودتان یاد خواهید گرفت.

به جای کارمندیابی با یک بنیان گذار شروع کنید

اگر بخواهید گام بعدی را دنبال کنید، استخدام قطعاً چالش برانگیز خواهد بود. شما مدت ها است این کسب وکار را داشته اید و استخدام کارکنان می تواند ترسناک باشد؛ بنابراین، به جای آن، یک بنیان گذار را حداقل به طور ذهنی استخدام کنید. بنیان گذار یک ایده عالی برای شروع است، اما اگر بنیان گذار ندارید و در عوض آن، اولین استخدام خود را انجام می دهید، به دنبال کسی با پتانسیل همکاری و شراکت بگردید. برخی از ویژگی های یک بنیان گذار خوب چیست؟ در اینجا چندین مورد به پیشنهاد خود ذکر می کنم.
  • داشتن مهارت های تکمیلی (شریک خوب باید مکمل شما باشد)
  • چشم انداز و ارزش های مشابه
  • قابلیت اطمینان
  • شور و انرژی زیاد
  • هوش هیجانی بالا
  • انعطاف پذیری بالا
  • داشتن صداقت

کارمندیابی را با هدف رسیدن به درآمدزایی شروع کنید

گفته شده است که تنها دو هدف برای یک کارمند وجود دارد:
  1. کسب درآمد برای کسب وکار
  2. صرفه جویی در هزینه برای کسب وکار
اگر مطمئن هستید که استخدام جدید شما حداقل یکی از این دو مورد را پوشش می دهد، این کار را انجام دهید. در مراحل اولیه یک شرکت، درآمدزایی مهم تر از صرفه جویی در آن است. علاوه بر این، اگر شما در شروع کسب و کار قرار دارید و مانند بسیاری از استارتاپ های راه اندازی شده هستید، پول زیادی برای صرفه جویی ندارید. آنچه شما باید انجام دهید این است که محصول و زمینه بازاریابی آن را ایجاد کنید. بعداً می توانید در مورد استخدام افرادی برای محافظت از پول نقد فکر کنید. پس اگر می توانید تعدادی از مواردی را که باید انجام شود شناسایی کنید و درعین حال درآمد را نیز افزایش می دهید، می دانید وقت آن رسیده است که استخدام کنید. در اینجا برخی از فعالیت های معمولی از این دسته بندی وجود دارد:
  • تولید محصول (طراحان، توسعه دهندگان و غیره)
  • بازاریابی محصول (هکرهای رشد، بازاریابان محتوا و غیره)
  • پشتیبانی محصول (پشتیبانی از مشتری، پاسخگوی مشتریان و غیره)

کارمندیابی را زمانی دنبال کنید که وظایف شغلی مشخص است

قبل از اینکه به دنبال یک کارمند باشید، بدانید که به دنبال چه نوع کارمندی هستید. یک میلیون مجموعه مهارت های مختلف وجود دارد که می توانید شناسایی کنید. تنها اطلاع از این که «نیاز به کمک دارید» یا «نیاز به یک توسعه دهنده» دارید، کافی نیست. هر چه مجموعه مسئولیت هایی که در شرح شغل فرد استخدام شده قرار می دهید واضح تر باشد، با دقت بیشتری می توانید کسی را استخدام کنید که این مسئولیت ها را بر عهده بگیرد.

قبل از کارمندیابی با استخدام یک پیمانکار کار خود را پیش ببرید

ممکن است هنوز هم درباره استخدام مردد باشید. خود را تحت فشار قرار ندهید. در عوض، آن را به طور آزمایشی اجرا کنید. به جای استخدام یک کارمند تمام وقت، یک پیمانکار را استخدام کنید. مزایای مقدماتی استخدام یک پیمانکار در مقایسه با استخدام یک کارمند کمتر است. یک پیمانکار را با همان مجموعه از پارامترهایی که در یک کارمند به دنبال آن هستید، استخدام کنید. شما می توانید قراردادی را برای یک ماه، شش ماه یا یک سال ایجاد کنید. سعی کنید در طول مدت قرارداد به این سؤالات پاسخ دهید:
  • آیا این پیمانکار به شرکت کمک می کند یا مانع پیشرفت ما می شود؟
  • آیا می توانیم موقعیتی مانند موقعیت پیمانکار را برای مدت زمان طولانی پیدا کنیم؟
  • آیا به چیز بیشتری نیاز داریم؟
اگر مسیر پیمانکار روبه راه باشد، می توانید این شخص را به صورت یک کارمند رسمی تبدیل کنید و یا به دنبال یک کارمند تمام وقت باشید.

نتیجه گیری

از استخدام کردن نترسید. حتی یک استخدام نادرست بهتر از استخدام نکردن است. اشتباهات بخش مهمی از رشد، بهبود و گسترش است. ممکن است فرد اشتباهی را استخدام کنید یا شاید در زمان اشتباه، استخدام کنید اما حداقل، اکنون از این اشتباه اطلاع دارید و یک تجربه با ارزش را کسب کرده اید. شرکت شما بدون استخدام و دریافت کمک از دیگران رشد نمی کند و شما دقیقا به دنبال همین موضوع هستید. استخدام یک کارمند چه مسائل و چالش هایی را برای شما ایجاد کرده است؟ آیا از استخدام های خود راضی هستید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 0:36

ترس های کارآفرینی

ترس های کارآفرینی: ۹ دغدغه ای که باید هنگام شروع یک کسب وکار جدید برطرف کنید

ترس های کارآفرینی در دل هرکسی که می خواهد به این وادی دشوار وارد شود، وجود دارد. هر صاحب کسب وکاری موفق نمی شود تا مرحله راه اندازی واقعی تجارت خود برسد؛ مرحله ای که باید در آن حقوق و دستمزد بدهد. بسیاری از کارآفرینان حتی به اولین پیش نویس یک طرح تجاری نیز نمی رسند. تفاوت اصلی بین کسانی که خلق ثروت می کنند و آن هایی که فریب می خورند و بی سروصدا به خانه برمی گردند چیست؟ پاسخ این سؤال مقابله با ترس های کارآفرینی است. مهم نیست کارآفرینان چند بار پیش فرض های خود را مطالعه کرده و تائید کنند؛ ترس ها به وجود می آیند و در هر مرحله آن ها را به چالش می کشد. ایران مدیر در این مقاله ۹ مورد از ترس هایی را که یک صاحب کسب وکار ممکن است با آن مواجه شود را بررسی کرده و به شما می گوید تا چگونه بر این ترس ها غلبه کنید.

۱٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «ندانستن اینکه از کجا شروع کنیم»

اکثر کارآفرینان نمی دانند برای آن که ایده های خود را به اجرا درمی آورند از کجا باید شروع کنند. برای حل این مشکل باید کسی را پیدا کنید که هدفی مشابه شما داشته و به آن هدف رسیده است. در مورد او و ساختار کسب وکاری که راه اندازی کرده است، مطالعه کنید و سعی کنید اطلاعات تماس او را پیداکرده و با او صحبت کنید. حتی اگر وقت و یا علاقه ای به گفتگو با شما نداشته باشد، می دانید که او موفق بوده؛ بنابراین شما نیز می توانید به موفقیت برسید. فقط یک قدم جلو بروید و آنچه را که منطقی به نظر می رسد انجام دهید. با پیش رفتن، مسیر خود را پیدا خواهید کرد.

۲٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «متخصص نبودن»

شما به عنوان یک کارآفرین ممکن است به اندازه کافی از محصول و یا خدماتی که می خواهید عرضه کنید، مطلع نباشید. اگر حس می کنید که به اندازه کافی در این زمینه تخصص ندارید نگران نباشید. کافی است یادگیرنده باشید و تلاش کنید تا برای چیزهایی که هنوز نمی دانید، پاسخ هایی درست پیدا کنید. کارآفرینان موفق برای رشد مداوم به یادگیری نیاز دارند. هرگز نباید دست از یادگیری بردارید.

۳٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «دیوانه به نظر رسیدن»

قطعاً بسیاری از مردم فکر می کنند که شما دیوانه هستید که در شرایط بحرانی اقتصاد ایران و رکود حاکم بر آن، یک کسب وکار جدید را شروع کرده اید. شما با خود می گویید که نکند حرف های آنان درست باشد. احتمالاً با خود می گویید که کار عاقلانه و منطقی آن است که هرگز ریسک نکنید و یک کسب وکار جدید را راه نیندازید و بدین ترتیب برای همیشه زیردست دیگران کارخواهید کرد. آیا هنگام خواندن جملات بالا خنده تان گرفت؟ اگر پاسخ شما آری است، به این دلیل است که شما یک کارآفرین هستید و ریسک کردن در خون شماست: بدون ریسک اصلاً نمی توانید زندگی کنید. شما باید اندکی دیوانه باشید تا بتوانید بر روی پاهای خود بایستید، به استعدادهای خود اعتقاد داشته باشید و دیگران را متقاعد کنید که به شما و توانایی هایتان اعتقاد داشته باشند. پس دیوانگی خود را بپذیرید و ایده های کسب و کار خود را اجرایی کنید؛ همان طور که اپل معتقد است: «دیوانه ها هستند که جهان را تغییر می دهند».

۴٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «نیافتن بودجه موردنیاز»

اگر هر فردی بتواند با یک ایده وارد بانک شود و وام بگیرد و یا یک سرمایه گذار خوب جذب کند، راه اندازی یک کسب وکار مثل آب خوردن خواهد بود. ازآنجایی که ما در یک دنیای رؤیایی زندگی نمی کنیم، در اکثر مواقع کارآفرینان بدون سرمایه گذار شروع به کسب وکار می کنند. ممکن است سرمایه اولیه لازم را برای شروع کسب و کار نداشته باشید، اما به زودی خواهید فهمید که یک روند آهسته و پایدار در ساختن کسب وکار بهترین گزینه خواهد بود. محصول خود را به فروش رساند، سود خود را به دست آورید و آن را در کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید و هرگز همه تمرکز خود را به وام و سرمایه گذاران معطوف نکنید.

۵٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «عدم جذب مشتری»

این وحشتناک است که مهارت های خود را به جهان عرضه کنید، اما جهان به شما شک داشته باشد و ارزش کارتان را درک نکند. مگر اینکه کسب وکار خود را با یک نوع مخاطب ثابت از افرادی شروع کنید که آماده واریز پول به حساب های شما هستند. باید بدانید که جلب اعتماد مشتری سخت است و هرکسی بلافاصله شروع به در زدن نمی کند. اگر با ذهنیت مثبت کسب وکارتان را شروع کنید و به طور مداوم آنچه را که وعده داده اید، تحویل دهید، قطعاً شاهد تغییر اوضاع خواهید بود. درعین حال، بر برنامه بازاریابی خود به طور قابل توجهی کارکنید، مطالعه کنید تا سطح تخصصتان را افزایش دهید و با خود مهربان باشید زیرا فراتر از بسیاری از افراد پیشرفته اید.

۶٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «جذب مشتریان زیاد»

روی دیگر سکه، ترس ناشی از هجوم یک باره مردم به سمت ایده و خدماتی است که عرضه می کنید. تصور کنید که با ارائه اولین محصولات خود، مردم برای دیدن شما و خرید خدماتتان صف بکشند. آیا این مسئله شما را می ترساند؟ آیا می ترسید که قادر به رهبری این تقاضای هیجانی در یک کسب وکار نوپا نباشید؟ به جای ترسیدن تلاش کنید تا از نحوه تصمیم گیری مصرف کنندگان اطلاع پیدا کنید و بدانید که موفقیت بیش ازحد شما را از همتایان خود جدا کند و موجب می شود تا در آن بالا تنها باشید پس مدام با خود زمزمه کنید: «کسی باید در قله باشد تا منجر به پیشرفت بشریت شود».

۷٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «ناامید کردن خانواده خود»

ممکن است ترس شما این باشد که کار جدیدتان نتواند نیازهای خانواده تان را فراهم نکند و یا شما جلوی آن ها خجالت زده شوید؛ اما اگر کسی به شما بگوید که خانواده شما برای صمیمی تر شدن نیاز به این تجربه دارد چه؟ با اعضای خانواده تان صحبت کنید و بگذارید بدانند که با این سرمایه گذاری، امنیت اقتصادی و خانوادگی آن ها به خطر نمی افتد. با آن ها در مورد ریسک هایی که می خواهید انجام دهید و نیز انرژی و زمانی که باید برای موفقیت کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید، صحبت کنید. خانواده خود را به بهترین شیوه آماده کنید و از آن ها بخواهید که در این مسیر هم سفر شما باشند.

۸٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «درآمد ناکافی برای رشد کسب وکار»

کارآفرین فردی است که راه اندازی کسب وکاری را بر عهده می گیرد که ذاتاً از خطرات مالی بالایی برخوردار است. اگر در کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید و شاهد بازده عالی نباشید، باید به کار خود ادامه دهید. اگر قبل از کسب درآمد، کار را ترک کنید، هرگز درآمدی کسب نخواهید کرد؛ و علیرغم آن که سرمایه گذاری اولیه ای برای شروع کسب وکار خودکرده اید، اما هیچ نتیجه ای از آن نگرفته اید و این یعنی یک ضرر تمام عیار! اگر مطمئن هستید که در مسیر درستی قرار دارید تا رسیدن به درآمد مطلوب کارکنید. هرچند گزینه جذب سرمایه گذار جدید برای رشد کسب و کار را هم نباید فراموش کنید.

۹٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «کشف اینکه همه چیز اشتباه پیش رفته است».

شما نمی توانید یک بازی بولینگ را بدون ضربه زدن به پین بازی کنید. پس از افتادن آن ها چه می کنید؟ می نشینید و گریه می کنید؟ خیر، پین ها را به حالت قبل خود برگردانده و دوباره بازی می کنید. تنظیم کردن پین ها فقط یک بخش از بازی است. هنگامی که مشکلات در کسب وکار به وجود می آیند، این فرصتی را به شما می دهد که پین ها را دوباره تنظیم کنید. به عنوان یک کارآفرین، به احتمال زیاد باید آنچه را که برای تکمیل بازی لازم است انجام دهید؛ بنابراین وقتی پین ها سقوط کردند، نترسید. شما می توانید آن ها را دوباره درست تنظیم کنید. ترس های کارآفرینی در دل هرکارآفرینی جا خوش کرده است. در این میان افرادی از پس غول کارآفرینی برمی آیند که بر ترس های خود غلبه کرده و موانع ذهنی خود را برطرف کنند. شما به عنوان یک کارآفرین با کدام ترس ها دست وپنجه نرم کرده اید؟ آیا ترس های کارآفرینی موجب شده است تا ایده خود را رها کنید و دوباره یک کارمند شوید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 1:48

راه اندازی کسب و کار خانگی

راه اندازی کسب و کار خانگی و راه های موفقیت و متمرکز شدن در آن

راه اندازی کسب و کار خانگی دارای مزایای زیادی مانند انعطاف پذیری، توانایی ایجاد برنامه زمان بندی خود و حتی تجزیه وتحلیل مالیات می باشد. غلبه بر این مزایا دشوار است، اما رشد کسب و کار در خانه می تواند دشوار باشد. بااین حال، در خانه بودن به معنای «کوچک ماندن» یا محدود کردن فرصت های شما نیست. درواقع، بعضی از شناخته شده ترین شرکت های جهان مانند اپل، هرشای و شرکت موتور فورد از خانه شروع به کار کرده اند. علاوه بر این، ۶۹ درصد از کارآفرینان، کسب وکار خود را از خانه هایشان شروع می کنند. اگر آرزوهای بزرگ دارید و به دنبال روش هایی هستید که ایده بزرگ خود را به یک مدل کسب وکار تبدیل کنید که از خانه اداره می شود، نیاز به یک برنامه دارید. ایران مدیر نکات زیر را برای راه اندازی کسب و کار خانگی را بیان می کند:

۱٫ فضای خود را ارزیابی کنید

راه اندازی کسب و کار خانگی به این معنی نیست که خانه تان یک مکان ایده آل است؛ اما ممکن است که به سازگاری نیاز داشته باشید. به فضای زندگی فعلی خود فکر کنید و آن را با مدل کسب وکار ذهنی خود مقایسه کنید. اگر می خواهید قادر به ملاقات مشتریان یا کارمندان خود باشید، آیا می توانید به راحتی این کار را در خانه خود انجام دهید؟ آیا یافتن شما کار آسانی است؟ آیا فضای پارکینگ کافی دارید؟ اگر در طول این ارزیابی مانعی وجود داشته باشد، رفتن به خانه ای که بیشتر برای اداره یک کسب وکار و درعین حال زندگی راحت مناسب باشد می تواند گام اول خوبی باشد.

۲٫وقتش رسیده راه اندازی کسب و کار خانگی را آغاز کنید

هنگامی که مطمئن شدید خانه ی شما برای کسب وکار آماده است، زمان آن رسیده که بر فضای اداری واقعی خود تمرکز کنید. ابتدا حتماً از داشتن یک منطقه اختصاصی برای شروع کسب وکار مطمئن شوید. خانه شما ممکن است به یک دفتر مجهز باشد. اگرنه، بخش هایی از یک اتاق بزرگ تر را در نظر بگیرید، یا حتی یک گاراژ را ضد آب کرده و آن را به دفتر رؤیایی خود تبدیل کنید. همچنین، در مورد لوازم موردنیاز برای انجام کسب وکار فکر کنید. همه چیز از مبلمان تا لوازم اداری هنگام بودجه بندی مخارج آغازین خود باید در نظر گرفته شود. آنچه را که برای پیش رفتن نیاز دارید بسنجید و به دنبال راه هایی برای ذخیره باشید. برند خود را در نظر بگیرید. برند شخصی برای راه اندازی کسب و کار خانگی مانند شرکت های بزرگ نیز اهمیت دارد. به سرمایه گذاری در مواد بازاریابی که لوگوی شما را حمل می کنند نگاهی بیندازید و وب سایتی را ایجاد کنید که همین کار را انجام می دهد. اگر مطمئن نیستید که از کجا شروع کنید، با یک طراح مشورت کنید.

۳٫ برای راه اندازی کسب و کار خانگی ، یک برنامه تنظیم کنید

شما ممکن است به رؤیای انعطاف پذیری که به زودی از آن شما خواهد شد فکر کنید، اما برای آنکه کسب وکارتان سودآور باشد، به کار نیاز دارد. برای تنظیم برنامه خود، این موارد را در نظر بگیرید: • چند ساعت در روز را برای کسب وکار خود نیاز دارید. • برنامه فعلی شما چگونه است چه چیزی را می توانید سازمان دهی کنید و چه چیزی را باید برنامه ریزی کنید؟ • چه زمانی به نحو احسن کار می کنید؟ آیا یک فرد سحرخیز یا یک جغد شب هستید؟ چه ساعتی کارآمد بیشتری دارید و متمرکز هستید؟ برای اکثر بزرگ سالان، پاسخ به این سؤال نزدیک ظهر است. برای کار در ساعت های کارآمد خود برنامه ریزی کنید. • چه زمانی مشتریان و شرکای کسب وکار شما در دسترس هستند. اگر در نیمه شب بهتر کار کنید، اما باید در طول ساعات کاری با مشتریان یا شرکای اصلی کسب وکار تماس بگیرید، ممکن است کار دشوار شود. هنگامی که تمام عوامل مهم ذکرشده ی بالا را در نظر گرفتید، یک برنامه واقعی ایجاد کنید. آن را در تقویم خود علامت گذاری کنید و با اعضای خانواده و دوستان خود به اشتراک بگذارید. درک اینکه شما واقعاً در حال کار هستید، حتی اگر در خانه باشید، برای همه مفید است.

۴٫ زندگی شخصی خود را جدا نگه دارید

هنگامی که در یک فضای اداری واقعی کار می کنید، رها کردن محیط کاری آسان است. ممکن است بعد از ساعت ها به آن فکر کنید، اما هر کاری که شما نیاز دارید انجام دهید، در دفتر است. هنگامی که از خانه کار می کنید، این محدوده از بین می رود. به یاد داشته باشید که یک برنامه زمانی دارید. ممکن است به چیزهای غیرمنتظره ای برخورد کنید، اما سعی کنید راهی پیدا کنید که از محل کارتان در زمانی که کار نمی کنید، دور بمانید. این برای سلامت روان و شادی و همچنین خانواده شما بسیار مهم است.

۵٫ یک شبکه ایجاد کنید

هنگامی که از خانه کار می کنید، احتمالاً بیشتر وقت خود را به تنهایی می گذرانید. این می تواند به پیامدهای عاطفی و روحی منفی به ویژه در کارآفرینانی که به رشد و پیشرفت در کنار دیگران علاقه دارند، منجر شود. برای غلبه بر این شرایط، به سازمان های محلی و حرفه ای توجه کنید. بعد از پیدا کردن آن، به یک جلسه بروید. اگر مناسب باشد، در آن عضو شوید. برای حضور در رویدادهای اجتماعی، کسب اطلاعات بیشتر در مورد صنعت خود و برقراری ارتباط با افراد فعال در این زمینه تلاش کنید. این ممکن است انرژی اجتماعی مورد نیاز شما را برای رشد و شکوفایی فراهم کند و این یکی دیگر از جنبه های مهم ایجاد یک برند شخصی است که توسط دیگران به رسمیت شناخته شده است. اگر ظروف نشسته در آشپزخانه است. دوستان و خانواده در تمام روز تماس می گیرند یا سر می زنند. سگی در حال صدا کردن است. اداره یک کسب و کار خانگی در بیرون از خانه فواید خود را دارد اما معمولاً با حواس پرتی همراه است. متمرکز ماندن درزمانی که تمام حواس پرتی های خانه دائماً در دفتر کار شما حضور دارند مشکل است. به هرحال باکمی نظم و ترتیب می توانید کار کنید و حواس پرتی را از خود دور کنید. در این قسمت چند نکته برای متمرکز ماندن در زمان اداره و راه اندازی کسب و کار خانگی بیان ده است:

۱٫ مفیدترین ساعات بدون حواس پرتی را مشخص کنید و آن ها را به حداکثر برسانید

چه زمان هایی مفیدترین ساعات و اختلالات در حداقل ممکن هستند؟ این سؤال بسیار مهم است. برای بعضی از کارآفرینان خانگی می تواند صبح زود باشد اما برای دیگران می تواند در ساعات دیرتری در روز باشد. هر فرد و کسب و کار خانگی متفاوت است. این یک دلیل خوب برای داشتن کسب وکار خودتان است: می توانید ساعات خود را طبق زمان بندی و میزان انرژی خود تنظیم کنید. مشخص کنید که چه زمان هایی در روز بهترین ساعات تمرکز بر کارهای مهمی هستند که باید انجام شوند و اجازه ندهید که آن زمان ها به هدر بروند. شاید نتوانید در آن زمان ها با مشتریان تماس بگیرید، خصوصاً اگر مفیدترین زمان بدون حواس پرتی شما ۵ صبح باشد؛ اما می توانید از آن زمان ها برای نوشتن گزارشی مهم، پاسخ به ایمیل ها یا مرتب سازی شماره ها و کارهایی که نیاز به محیطی ساکت دارند استفاده کنید. مایکل مرزنیچ عصب شناس دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو، در سایت اینک می گوید که فواید مجبور کردن خود به تمرکز و ایجاد محیط کاری بدون حواس پرتی دست کم گرفته می شود. هرچه بیشتر به حواس پرتی ها اجازه غلبه بدهید، از بین بردن آن ها مشکل تر می شود. مرزنیچ در سایت اینک گفت: «اگر به جای از بین بردن و غلبه بر حواس پرتی ها دائماً گوش به زنگ باشید، پروسه های فیزیولوژیکی که حواس پرتی ها را تحت کنترل می گیرند را ضعیف می سازید. اگر هرگز خودتان را مجبور به تمرکز نکنید، به سادگی بدن خود را برای تولید کمتر نورآدرنالین برنامه ریزی می کنید.» به عبارت دیگر هرچه کمتر تمرکز کنید، کمتر نوروشیمی که به تمرکز کمک می کند را تولید می کنید.

۲٫ در طول روز کاری مرزهایی تعیین کنید

همان طور که در بالا گفته شد مفیدترین زمان های کاری را در خود بشناسید. بگذارید تا خانواده، دوستان و همسایه ها ساعات کاری شما را بدانند و از آن ها بخواهید تا از تماس با شما در آن ساعات خودداری کنند، مگر آنکه نیازی فوری یا اورژانسی پیش آید. در بعضی موارد باید ثابت قدم باشید، چراکه مردم به راحتی تصور می کنند که اگر در خانه هستید پس حتماً برای صحبت با آن ها وقت آزاد دارید. یک راه ساده برای تعیین حدومرز در زمان کار در خانه داشتن یک دفتر کار معین و یک خط تلفن کاری است. شما حتی باید علامت «مزاحم نشوید» را در زمان های کاری روی در بزنید. لین ترونگ سردبیر سایت وایزبرد می نویسد: «داشتن یک جدول زمان بندی برای ساعات کاری باعث می شود تا خانواده شما بدانند که چه زمان هایی مشغول کار هستید و چه زمان هایی برای آن ها وقت دارید.»

۳٫ استراحت کنید

تحقیقات بسیاری نشان می دهند که مجبور کردن خودتان به استراحت می تواند تمرکز را در طول روز کاری افزایش دهد. در مطالعه ای، برنامه بهره وری Desk Time اعلام کرد که بهترین زمان بندی را یافته است: ۵۲ دقیقه سخت کار کنید و سپس ۱۷ دقیقه استراحت کنید. درهرحال زمان استراحت نباید برای چک کردن فیس بوک یا خواندن ایمیل که پتانسیل حواس پرتی بسیار دارند و ذهن شما را آرام نمی کنند صرف شود. ترجیحاً باید از پشت میز خود بلند شوید و ورزش کنید یا یک اسنک سالم میل کنید. جولیا جیفورد از گروه Desk Time می نویسد: «تمرکز مانند یک ماهیچه است و برای عملکرد بهتر نیاز به استراحت دارد و نباید بیش ازحد کار کند. در غیر این صورت از کار می افتد و زمان بیشتری برای بازگشت به کار نیاز خواهد داشت.» کلید موفقیت محدود کردن زمان استراحت و مجبور کردن خود برای بازگشت به کار بعد از استراحت است. خودتان را درگیر کارهایی مانند شستن ظروف یا مکالمه ای طولانی با یک دوست نکنید چراکه این کارها وقت زیادی از شما خواهند گرفت.

۴٫ آنلاین بمانید

ایجاد شبکه ای از افراد شاغل در خانه و یا افراد شاغل در حوزه کاری تان می تواند شما را در طول روز کاری تشویق نماید. گاهی اوقات با افراد در حوزه کاری خود و یا پیوستن به یک گروه حرفه ای جلسات صرف نهار یا قهوه را در نظر بگیرید. گاهی اوقات خروج از خانه و کار در یک کافی شاپ محلی نیز بسیار کمک می کند. کارآفرینان جیسون فراید و دیوید هاینمر هانسون در سایت کسب وکار اینسایدر می نویسند: «به نظر غیرمعمول می آید اما حضور افراد دیگر حتی اگر آن ها را نمی شناسید می تواند ذهنتان را فریب دهد و فکر کند که سازنده بودن تنها کاری است که باید انجام شود.»

۵٫ برای کاهش صداهای اطراف یک هدفون بخرید

آیا یک سگ پرسروصدا دارید یا دائماً صدای دویدن کودکان بعد از مدرسه را می شنوید؟ بهترین سرمایه گذاری ممکن خرید یک هدفون باکیفیت است. جان برندون نویسنده سایت اینک به رفع حواس پرتی ها با موزیک برای انجام کارها معتقد است: «صدای موزیک را در آن هدفون های گران قیمت بالا ببرید و از آن محیط خارج شوید و یا گوشه ای در جایی از ساختمان پیدا کنید و کار کنید. تلفن خود را برای مدتی از شبکه خارج کنید و جی میل خود را ببندید.» موزیکی که بهره وری لازم را به شما می دهد را پیدا کنید.

۶٫ یک دستیار استخدام کنید

آیا کارهای بی فایده ای چون خواندن ایمیل، به روز کردن صفحات اجتماعی یا لیست مخاطبان سرعت شما را کاهش می دهد؟ مقداری هزینه کردن برای یک دستیار مجازی این مسئله را حل می کند. بررسی کنید که چه کارهایی را واقعاً می توانید به بیرون موکول کنید تا از انجام آن شخصاً آسوده شوید. یک دستیار حتی برای یک ساعت در روز استخدام کنید تا آن کارها را انجام دهد و شما می توانید بر موارد مهم و پول ساز تمرکز کنید. برد هینز مالک سایت یام دومینز در سایت کارآفرینان می نویسد: «درحالی که استخدام یک دستیار مجازی روز شما را آزاد می کند اما مسئولیت انجام کارها به صورت کامل و مؤثر بر دوش شما است.» اداره موفقیت آمیز و راه اندازی کسب و کار خانگی نظم و ترتیب بسیاری می طلبد؛ اما با آگاهی و برنامه ریزی می توانید حواس پرتی ها را محدود کرده و کارایی خود را افزایش دهید. راه اندازی کسب و کار خانگی یک چشم انداز هیجان انگیز است، اما به تلاش نیاز دارد. برای اطمینان از اینکه شروع درستی داشتید و در حال پیشرفت هستید، راهنمایی های بالا را ببینید و قدم بردارید. چیزهای بزرگی می توانند در انتظار شما باشند. اگر شما هم قصد راه اندازی کسب و کار خانگی را دارید، می توانید در این مورد نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 11:42

ترس های کارآفرینی

ترس های کارآفرینی: ۹ دغدغه ای که باید هنگام شروع یک کسب وکار جدید برطرف کنید

ترس های کارآفرینی در دل هرکسی که می خواهد به این وادی دشوار وارد شود، وجود دارد. هر صاحب کسب وکاری موفق نمی شود تا مرحله راه اندازی واقعی تجارت خود برسد؛ مرحله ای که باید در آن حقوق و دستمزد بدهد. بسیاری از کارآفرینان حتی به اولین پیش نویس یک طرح تجاری نیز نمی رسند. تفاوت اصلی بین کسانی که خلق ثروت می کنند و آن هایی که فریب می خورند و بی سروصدا به خانه برمی گردند چیست؟ پاسخ این سؤال مقابله با ترس های کارآفرینی است. مهم نیست کارآفرینان چند بار پیش فرض های خود را مطالعه کرده و تائید کنند؛ ترس ها به وجود می آیند و در هر مرحله آن ها را به چالش می کشد. ایران مدیر در این مقاله ۹ مورد از ترس هایی را که یک صاحب کسب وکار ممکن است با آن مواجه شود را بررسی کرده و به شما می گوید تا چگونه بر این ترس ها غلبه کنید.

۱٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «ندانستن اینکه از کجا شروع کنیم»

اکثر کارآفرینان نمی دانند برای آن که ایده های خود را به اجرا درمی آورند از کجا باید شروع کنند. برای حل این مشکل باید کسی را پیدا کنید که هدفی مشابه شما داشته و به آن هدف رسیده است. در مورد او و ساختار کسب وکاری که راه اندازی کرده است، مطالعه کنید و سعی کنید اطلاعات تماس او را پیداکرده و با او صحبت کنید. حتی اگر وقت و یا علاقه ای به گفتگو با شما نداشته باشد، می دانید که او موفق بوده؛ بنابراین شما نیز می توانید به موفقیت برسید. فقط یک قدم جلو بروید و آنچه را که منطقی به نظر می رسد انجام دهید. با پیش رفتن، مسیر خود را پیدا خواهید کرد.

۲٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «متخصص نبودن»

شما به عنوان یک کارآفرین ممکن است به اندازه کافی از محصول و یا خدماتی که می خواهید عرضه کنید، مطلع نباشید. اگر حس می کنید که به اندازه کافی در این زمینه تخصص ندارید نگران نباشید. کافی است یادگیرنده باشید و تلاش کنید تا برای چیزهایی که هنوز نمی دانید، پاسخ هایی درست پیدا کنید. کارآفرینان موفق برای رشد مداوم به یادگیری نیاز دارند. هرگز نباید دست از یادگیری بردارید.

۳٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «دیوانه به نظر رسیدن»

قطعاً بسیاری از مردم فکر می کنند که شما دیوانه هستید که در شرایط بحرانی اقتصاد ایران و رکود حاکم بر آن، یک کسب وکار جدید را شروع کرده اید. شما با خود می گویید که نکند حرف های آنان درست باشد. احتمالاً با خود می گویید که کار عاقلانه و منطقی آن است که هرگز ریسک نکنید و یک کسب وکار جدید را راه نیندازید و بدین ترتیب برای همیشه زیردست دیگران کارخواهید کرد. آیا هنگام خواندن جملات بالا خنده تان گرفت؟ اگر پاسخ شما آری است، به این دلیل است که شما یک کارآفرین هستید و ریسک کردن در خون شماست: بدون ریسک اصلاً نمی توانید زندگی کنید. شما باید اندکی دیوانه باشید تا بتوانید بر روی پاهای خود بایستید، به استعدادهای خود اعتقاد داشته باشید و دیگران را متقاعد کنید که به شما و توانایی هایتان اعتقاد داشته باشند. پس دیوانگی خود را بپذیرید و ایده های کسب و کار خود را اجرایی کنید؛ همان طور که اپل معتقد است: «دیوانه ها هستند که جهان را تغییر می دهند».

۴٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «نیافتن بودجه موردنیاز»

اگر هر فردی بتواند با یک ایده وارد بانک شود و وام بگیرد و یا یک سرمایه گذار خوب جذب کند، راه اندازی یک کسب وکار مثل آب خوردن خواهد بود. ازآنجایی که ما در یک دنیای رؤیایی زندگی نمی کنیم، در اکثر مواقع کارآفرینان بدون سرمایه گذار شروع به کسب وکار می کنند. ممکن است سرمایه اولیه لازم را برای شروع کسب و کار نداشته باشید، اما به زودی خواهید فهمید که یک روند آهسته و پایدار در ساختن کسب وکار بهترین گزینه خواهد بود. محصول خود را به فروش رساند، سود خود را به دست آورید و آن را در کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید و هرگز همه تمرکز خود را به وام و سرمایه گذاران معطوف نکنید.

۵٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «عدم جذب مشتری»

این وحشتناک است که مهارت های خود را به جهان عرضه کنید، اما جهان به شما شک داشته باشد و ارزش کارتان را درک نکند. مگر اینکه کسب وکار خود را با یک نوع مخاطب ثابت از افرادی شروع کنید که آماده واریز پول به حساب های شما هستند. باید بدانید که جلب اعتماد مشتری سخت است و هرکسی بلافاصله شروع به در زدن نمی کند. اگر با ذهنیت مثبت کسب وکارتان را شروع کنید و به طور مداوم آنچه را که وعده داده اید، تحویل دهید، قطعاً شاهد تغییر اوضاع خواهید بود. درعین حال، بر برنامه بازاریابی خود به طور قابل توجهی کارکنید، مطالعه کنید تا سطح تخصصتان را افزایش دهید و با خود مهربان باشید زیرا فراتر از بسیاری از افراد پیشرفته اید.

۶٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «جذب مشتریان زیاد»

روی دیگر سکه، ترس ناشی از هجوم یک باره مردم به سمت ایده و خدماتی است که عرضه می کنید. تصور کنید که با ارائه اولین محصولات خود، مردم برای دیدن شما و خرید خدماتتان صف بکشند. آیا این مسئله شما را می ترساند؟ آیا می ترسید که قادر به رهبری این تقاضای هیجانی در یک کسب وکار نوپا نباشید؟ به جای ترسیدن تلاش کنید تا از نحوه تصمیم گیری مصرف کنندگان اطلاع پیدا کنید و بدانید که موفقیت بیش ازحد شما را از همتایان خود جدا کند و موجب می شود تا در آن بالا تنها باشید پس مدام با خود زمزمه کنید: «کسی باید در قله باشد تا منجر به پیشرفت بشریت شود».

۷٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «ناامید کردن خانواده خود»

ممکن است ترس شما این باشد که کار جدیدتان نتواند نیازهای خانواده تان را فراهم نکند و یا شما جلوی آن ها خجالت زده شوید؛ اما اگر کسی به شما بگوید که خانواده شما برای صمیمی تر شدن نیاز به این تجربه دارد چه؟ با اعضای خانواده تان صحبت کنید و بگذارید بدانند که با این سرمایه گذاری، امنیت اقتصادی و خانوادگی آن ها به خطر نمی افتد. با آن ها در مورد ریسک هایی که می خواهید انجام دهید و نیز انرژی و زمانی که باید برای موفقیت کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید، صحبت کنید. خانواده خود را به بهترین شیوه آماده کنید و از آن ها بخواهید که در این مسیر هم سفر شما باشند.

۸٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «درآمد ناکافی برای رشد کسب وکار»

کارآفرین فردی است که راه اندازی کسب وکاری را بر عهده می گیرد که ذاتاً از خطرات مالی بالایی برخوردار است. اگر در کسب وکار خود سرمایه گذاری کنید و شاهد بازده عالی نباشید، باید به کار خود ادامه دهید. اگر قبل از کسب درآمد، کار را ترک کنید، هرگز درآمدی کسب نخواهید کرد؛ و علیرغم آن که سرمایه گذاری اولیه ای برای شروع کسب وکار خودکرده اید، اما هیچ نتیجه ای از آن نگرفته اید و این یعنی یک ضرر تمام عیار! اگر مطمئن هستید که در مسیر درستی قرار دارید تا رسیدن به درآمد مطلوب کارکنید. هرچند گزینه جذب سرمایه گذار جدید برای رشد کسب و کار را هم نباید فراموش کنید.

۹٫ ترس های کارآفرینی ناشی از «کشف اینکه همه چیز اشتباه پیش رفته است».

شما نمی توانید یک بازی بولینگ را بدون ضربه زدن به پین بازی کنید. پس از افتادن آن ها چه می کنید؟ می نشینید و گریه می کنید؟ خیر، پین ها را به حالت قبل خود برگردانده و دوباره بازی می کنید. تنظیم کردن پین ها فقط یک بخش از بازی است. هنگامی که مشکلات در کسب وکار به وجود می آیند، این فرصتی را به شما می دهد که پین ها را دوباره تنظیم کنید. به عنوان یک کارآفرین، به احتمال زیاد باید آنچه را که برای تکمیل بازی لازم است انجام دهید؛ بنابراین وقتی پین ها سقوط کردند، نترسید. شما می توانید آن ها را دوباره درست تنظیم کنید. ترس های کارآفرینی در دل هرکارآفرینی جا خوش کرده است. در این میان افرادی از پس غول کارآفرینی برمی آیند که بر ترس های خود غلبه کرده و موانع ذهنی خود را برطرف کنند. شما به عنوان یک کارآفرین با کدام ترس ها دست وپنجه نرم کرده اید؟ آیا ترس های کارآفرینی موجب شده است تا ایده خود را رها کنید و دوباره یک کارمند شوید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:13

سبک های رهبری

سبک های رهبری و ۴ سؤال چالش برانگیز برای مدیران حرفه ای

چند هفته قبل خودم را در یک اتاق کنفرانس بدون پنجره یافتم تا دوباره با یک کارمند ناراضی دیگر مصاحبه کنم. با توجه به آنچه از این مصاحبه ها یاد می گرفتم، دریافتم نسل امروزی بسیار بیشتر ازآنچه ما فکر می کنیم برای طراحی و هدایت سازمان های موفق آماده هستند. اما این چطور امکان دارد؟ به باور سنتی و کلیشه ای، نسل امروزی مجموعه ای از افرادی هستند که منتظرند تا به جای اینکه کار «واقعی» ای انجام دهند، مورد تحسین و ستایش قرار بگیرند؛ اما من به همراه برخی دیگر از کلیشه های سنتی نسل امروزی دل زده شده ام. این اتاق کنفرانس بدون پنجره برای سه روز خانه من بود. ما با تعداد زیادی از کارمندان ناراضی مصاحبه کرده بودیم. شکایت ها تقریباً یکسان بود. اعتراضات به گونه ای تعبیه شده بود که به نظر می رسید سنگ قبر این شرکت قبلاً آماده شده است. تا حدودی ناامید شدم، شروع کردم از این کارکنان بپرسم که برای حل مشکلات چه کار خواهند کرد. اغلب لکنت گرفتند. دیگران دقیقاً می دانستند که چه کسی باید اخراج شود، گویی که این راه حل همه چیز را حل خواهد کرد. بااین حال، هیچ کس هیچ ایده واقعی در مورد چگونگی حل مشکل اساسی نداشت. به نظر من مشکل این سازمان این بود که سبک رهبری آن از کارهای پایه ای که باید انجام شوند پشتیبانی نمی کرد. آنچه این سازمان به شدت به آن نیاز داشت یک سبک رهبری مشارکتی بود، شبیه به آنچه شما ممکن است بین یک گروهبان و گروه وی ببینید. در عوض، رهبران جدید در این سازمان یک سبک بسیار مستبدانه را تصویب کردند. هنگامی که آن ها ارتقا یافتند، کارهای خود را کنار گذاشتند و شروع کردند به دستور دادن به اطرافیانشان. ازآنچه می توانم در طول مصاحبه هایم بگویم، این سبک اقتدارگرا فقط چیزی است که آن ها قبلاً از هر رهبر دیگری دیده اند. بااین حال، این کار نمی کرد. نارضایتی در همه جا وجود داشت. این تمایل به پیروی از سبک های رهبری که درگذشته ما استفاده شده است، چیزی است که من آن را «وراثت پذیری رهبری» می نامم. وراثت رهبری احساس راحتی خواهد کرد. شما از نحوه عملکرد آن استفاده می کنید. هیچ چیز غافلگیرکننده ای وجود ندارد. بااین حال، این سطح راحتی، یک تعصب است که می تواند منجر به اتخاذ یک تصمیم بنیادی کاملاً اشتباه از طرف شما شود. تصمیم شما به جای اینکه متفکرانه باشد، غریزی می شود. این جایی است که نسل امروزی مفید هست. تجربه من این است که نسل امروزی ها به احتمال زیاد وضعیت فعلی را به چالش می کشند، آن ها به راحتی تکیه می دهند و سؤالاتی در مورد منطقی بودن بعضی چیزها می پرسند. این نوع از تفکر انتقادی دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز داریم، زیرا ما جهش را از طرف فردی به مدیر یا رهبر ایجاد می کنیم. هر یک از ما می توانیم در انطباق یک طرز فکر نسل امروزی و به چالش کشیدن وراثت پذیری رهبری مان خوب عمل کنیم. برای برخی، آن ها درمی یابند که انتخاب مناسبی انجام داده اند؛ اما ممکن است دیگران متوجه شوند که در مورد فلسفه رهبری خود نیاز به تفکر دوباره دارند. ایران مدیر برای به چالش کشیدن و ارزیابی رهبری پیشنهاد می دهد که سؤالات زیر را از خود بپرسید:

۱٫ چه سبک رهبری در شرکت را می خواهید اتخاذ کنید؟

هر یک از ما ترجیحاتی داریم و در صورت امکان، انتخاب یک سبک رهبری جذاب است. منطق این است که اگر شما آن را دوست داشته باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که آن سبک را به طور کامل اجرا کنید و از آن به طور صحیح استفاده کنید.

۲٫ کدام سبک های رهبری برای استعدادهای شما مناسب است؟

این همان مفهوم سؤال اول نیست. این کمی متفاوت است و از شما می خواهد تا نه تنها آنچه دوست دارید، بلکه آن سبکی که بیشتر از همه با مهارت های شما منطبق است را در نظر بگیرید.

۳٫ کدام سبک های رهبری می تواند مؤثر باشد؟

همه فالوورها به یک نوع سبک رهبری پاسخ نمی دهند، بنابراین ممکن است به تطبیق رویکردتان با سبکی که با کارمندان مطابق است نیاز داشته باشید. علاوه بر این، آنچه در یک موقعیت یا محیط کار می کند نمی تواند نوع رهبری باشد که در حوزه دیگری عمل می کند.

۴٫ آیا سبک باعث بهتر شدن اهداف می شود یا آن ها را ضعیف می کند؟

این سؤال بسیار مهم است زیرا شما را از انتخاب آنچه می خواهید باز می دارد و در عوض، به شما کمک می کند سبک رهبری را انتخاب کنید که روابط شما و کسب وکارتان را بهبود می بخشد. یک رهبر در برخورد با سؤال شماره چهار، واقعاً نیاز به زمان دارد و در محیط عملی و ایده آل خود را بازتاب می دهد. یک رهبر همچنین می تواند به عوامل زیر توجه کند: • آیا افراد به توجه و بازخورد بسیار زیاد نیاز دارد؟ • آیا دانش خاصی در اختیار دارم که افراد باید به آن دسترسی داشته باشند؟ • آیا ما متمرکز بر مشتری، متمرکز بر ایمنی، متمرکز بر کیفیت، متمرکز بر بهره وری و یا غیره هستیم؟ • آیا افراد را به طور مؤثر برای انجام آنچه من قبلاً انجام داده ام رهبری می کنم؟ • آیا دیدگاه تنظیم می کنم یا دیدگاه را پیاده سازی می کنم؟ • آیا افراد با یک سبک رهبری خاص هماهنگ شده اند؟ • یک محیط کاری چطور خود را به سبک دیگری تحمیل می کند؟ بدیهی است که این لیست می تواند بسیار بزرگ تر باشد و مطمئناً می خواهید لیست خود را ایجاد کنید چراکه شما سبک های رهبری را که بهترین تناسب با نیازهایتان را دارند، مطالعه می کنید. درنهایت، اگر شما این مسئله را که کدام یک از سبک های رهبری برای افراد و سازمان شما مناسب است، درست دریافت کنید، بسیاری از موارد دیگر به طور طبیعی در جای خود قرار می گیرند. لذا، برای به چالش کشیدن منظم سبک رهبری خود زمان بگذارید و در صورت تمایل می توانید نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:04

تدوین استراتژی

تدوین استراتژی و ۶ دام مهلک که ممکن است شما هم روزی در آن بیفتید

تدوین استراتژی امروزه به یکی از دغدغه های مهم تبدیل شده است. همه ما در زندگی یا در کسب وکارمان منابع محدودی در اختیارداریم. همه ما دوست داریم که با کم ترین زمان ممکن یا کمترین تلاش ممکن به بیش ترین نتیجه دست پیدا کنیم؛ اما در پس همین تمایلات ما، ممکن است خطاهایی را مرتکب شویم که منابع محدود ما را به یغما ببرد و ما را از دستیابی به اهدافمان ناامید سازد. این خطاها را دام های استراتژی می نامیم. ایران مدیر در این مقاله به ۶ خطای استراتژیک که ممکن است افراد در زندگی روزمره، در کسب وکار یا در فضای بین المللی به آن گرفتار شوند را به صورت جامع و با زبانی ساده تشریح می کند. در کتاب «بازی به قصد برد، استراتژی چگونه در عمل کار می کند؟» که توسط دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسیده به ۶ خطای رایج واصلی که به واسطه آن سازمان ها از پیشبرد استراتژی خود بازمی مانند اشاره شده است.بر طبق این کتاب هیچ استراتژی کاملی وجود ندارد. هیچ الگوریتم و ساختاری وجود ندارد که به افراد و شرکت ها در حفظ مزیت رقابتی پایدار در صنعت تحت فعالیتشان ضمانت مادام العمر بدهد اما علائم و نشانه هایی وجود دارند که هشدارهایی در مورد اشتباه بودن استراتژی انتخاب شده توسط افراد و شرکت ها به ما می دهند. در اینجا به این ۶ خطای رایج به صورت خلاصه اشاره می گردد.

تدوین استراتژی و دام همه کاره (The do-it-all strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی همه کاره به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: شکست در انتخاب کردن و همه چیز را به عنوان اولویت در نظر گرفتن. باید در نظر داشته باشیم که استراتژی یعنی انتخاب و همه چیز نمی تواند در جایگاه اولویت برای ما قرار گیرد. افراد و شرکت ها منابع محدودی دارند و نمی توان تمامی گزینه های پیش رو را به عنوان اولویت برای خود در نظر بگیریم. به قول یکی از اساتیدم در دوران دکتری اولویت یعنی یک انتخاب و زمانی که تعداد انتخاب ها زیاد شد به این معناست که با اولویت نداریم یا بامعنای لغوی واژه اولویت آشنا نیستیم! یکی از اقداماتی که به شما در دوری جستن از این خطا کمک می کند، تعیین اهداف و ارزش ها و سپس مشخص کردن اولویتتان است. در این صورت می توانید به صورت بهینه به منابع خود را تخصیص دهید. همیشه به یاد داشته باشید که در بازی شطرنج، زمانی که بازی تازه شروع می شود، هر دو طرف تعداد مهره های یکسانی دارند نحوه استفاده از این مهره هاست که فرد برنده را مشخص می کند. به یاد داشته باشید که نمی توان در شطرنج اهداف مختلفی را انتخاب کرد و هر مهره را برای آن هدف به خدمت گرفت.

تدوین استراتژی و دام دون کیشوت (The Don Quixote strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی دن کیشوت به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: حمله به رقابتی ترین دیوار شهر یا به عبارتی حمله به قوی ترین و قدرتمندترین رقیب موجود به صورت رودررو. بسیاری از افرادی که قصد شروع کسب و کار و راه اندازی آن را دارند، در همان روزهای نخست به فکر رقابت با بزرگ ترین و نامدارترین رقیبشان می افتند. به همین منوال همان طور که شخصیت داستانی دون کیشوت دچار توهم شده بود، آن ها هم دچار توهم می شوند و به دنبال بزرگ ترین رقیب خود می افتند. مثال بارز این اشتباه را می توان در کسب وکارهای آنلاینی دید که به دنبال رقابت و شکست دادن رهبر بازاری مقتدر به نام دیجی کالا هستند. هرچند چنین هدفی می تواند انگیزه بسیار زیادی برای شما و همکاران اندکتان! فراهم آورد، اما در عمل پنجه در پنجه بزرگ ترین رقیب انداختن، هیچ سرانجامی جز شکست ندارد. باید به یاد داشت که جایی که در آن اقدام به رقابت می کنید یک انتخاب است و باید جایی را برای رقابت انتخاب کنید که احتمال بالایی برای برد داشته باشید.

تدوین استراتژی و دام واترلو (The Waterloo strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی واترلو واترلو درواقع به نبرد تاریخی ناپلئون بناپارت جنرال مشهور و مقتدر فرانسوی با قوای متحد بریتانیا و هلند اشاره دارد. نبرد این ارتش ها در دشتی به نام واترلو روی داد و به همین دلیل به این نام معروف شده است. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: آغاز جنگ به صورت چندجانبه و با چند رقیب مختلف. در این نبرد ناپلئون به صورت یک باره به جنگ چند ارتش رفت و نتیجه ای جز تبعید و برکناری برایش به همراه نداشت. در دنیای کسب وکار هیچ شرکتی قادر به انجام همه کارها به روشی عالی و برتر نیست، اگر شرکت به دنبال انجام همه کاری به نحو احسن باشد، احتمالاً هیچ کاری را عالی انجام نخواهد داد. اگر فردی به دنبال عالی بودن در چند زمینه باشد، پس به احتمال زیاد در هیچ یک عالی نخواهد بود.

تدوین استراتژی و دام رویاپردازی (The dreams-that-never-come-true strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی رویاپردازانه ترسیم و نوشتن سطوح بالایی از الهام و بیانیه مأموریت که هیچ گاه به صورت عینی و عملی تبدیل نمی شوند و تنها در سطح انتزاع و رویا باقی می مانند. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: تعیین اهداف و چشم اندازی بسیار متعالی و فرازمینی به گونه ای که این اهداف قابلیت زمینی شدن (اجرایی شدن) نداشته باشند. درواقع این بیانیه مأموریت و الهامات هیچ گاه در سطح مکان رقابت، چگونگی انتخاب راهبرد و انتخاب پیروزی، قابلیت های محوری و سیستم های مدیریتی به صورت عینی متبلور نمی گردد. باید توجه داشت که آرزوها و الهامات به معنای استراتژی نیستند. استراتژی پاسخی به سؤالات عینی هست. تمامی کارآفرینان موفق باآنکه اهداف و مأموریت های بسیار متعالی در ذهن دارند اما در عمل بر روی چیزی کارکرده اند که عینی و ملموس بوده است و قابلیت اجرایی شدن را داشته است

تدوین استراتژی و دام چیزی برای همه (The something-for-everyone strategy)

تدوین استراتژی و استراتژی دام چیزی برای همه به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: تلاش برای تصرف و دستیابی به تمام گروه های مشتریان، کانال های توزیع، مناطق جغرافیایی به صورت یک باره و در یک زمان. به یاد داشته باشید که برای تحقق استراتژی در هرزمانی به بخش های مشخصی کالا و خدمات ارائه کنید و نگران سایر بخش ها نباشید. استفاده از چارچوب STP در زمان هدف گیری بازارهای هدف می تواند بسیار کمک کننده باشد.

تدوین استراتژی و دام یکسان انگاری (The program-of-the-month strategy)

تنظیم استراتژی برای صنایع ژنریک (عمومی)، جایی که در آن تمام مشتریان در یک مسیر یکسان و روتین قرار دارند. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را می توان این گونه بیان کرد: برخورد یکسان با تمامی بخش ها و حوزه ها به صورت عمومی. همواره به یاد داشته باشید که منطق و سؤالاتی که منجر به انتخاب یک بخش می شود باید مشخص و متمایز باشد. به میزانی که استراتژی شما همانند استراتژی سایر رقبایتان باشد، به همان میزان احتمال شکست شما وجود دارد.

نتیجه گیری

در این مطلب به ۶ دام مهلک که ممکن است شما هم روزی به آن ها گرفتار شوید اشاره کردیم. همان طور که بیان شد منابع افراد و شرکت ها محدود است و نمی توان با هیجان و رفتارهای احساسی به تصمیم گیری منتج به پیروزی دست زد. توصیه می شود تا این ۶ خطا را درجایی که هرروز نگاهتان به آن می افتد نصب کنید! و هرروز با خود فکر کنید که تصمیماتی که به دنبال اتخاذ آن هستم، ممکن است مرا به درون کدام یک از این ۶ دام مهلک بی اندازد؟ اگر شما هم در زندگی روزمره و در کسب وکارتان با این ۶ خطا روبرو شده اید و یا افراد و کسب وکارهایی را دیده اید که در هر یک از این دام های مهلک افتاده اند، با ما در میان بگذارید. به نظر شما چگونه می توان این افراد را از این دام ها رها نمود؟

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 12:58

سخنرانی جذاب

سخنرانی جذاب و ۷ راهکار برای جلب توجه مخاطبانی که هیچ گونه اطلاعاتی از کار شما ندارند

سخنرانی جذاب مهارتی است که هرکسی می تواند با داشتن آن از مزایا و منافع زیادی بهره مند شود. این مهارت وقتی مهم تر می شود که می خواهید برای کسانی سخنرانی کنید که هیچ شناختی از شما و تخصصتان ندارند. هر شغلی دارای اصطلاحات تخصصی است که فقط افراد داخل در آن کسب وکار از آن اطلاع دارند. فکر کردن به اینکه شما یک تازه وارد هستید می تواند به شما کمک کند آنچه را که برای افراد دیگر واضح نیست، قابل فهم تر کنید. شما حرفه خود را انتخاب کرده اید، در یک زمینه بخصوص تحصیلات ارزشمندی کسب کرده اید تا موقعیت مطلوبی برای خود در یک صنعت داشته باشید. درواقع شما یک فرد متخصص برای خود هستید، پس چرا نمی توانید به خوبی و با جذابیت بالا از شغل و حرفه خود با مشتریانتان حرف بزنید و نظر آن ها را جلب کنید؟ شاید به این دلیل است که شما بیش ازحد فکر می کنید، با ایران مدیر همراه شده، یک گام به عقب بردارید و این مراحل را دنبال کنید تا مهارت های خود را به افرادی که همانند شما تخصص ندارند، منتقل کنید.

۱٫ سخنرانی جذاب یعنی بدون اینکه گنگ سخن بگویید، منظورتان را برسانید

این را بپذیرید، شغل شما بسیار باحال است. به همین دلیل است که شما هرروز آن را انجام می دهید. هنگامی که شما حرفه خود را به یک بیگانه توضیح می دهید، باید به طور کامل تمرکز داشته باشید که در هنگام انتقال اطلاعات خود، در ذهن مخاطب ایجاد سردرگمی نکنید. اگر شما مکانیک هستید، از اصطلاحات مبهم مانند گشتاور، موتور چندمنظوره و مبدل کاتالیستی استفاده نکنید؛ اما در عوض با همه افرادی که در اطراف شما هستند صحبت کنید. مخاطب شما احتمالاً تا حدودی به گفته های شما علاقه نشان می دهد. به صورت کامل و با جزئیات برای مخاطب خود توضیح می دهید که در طول انجام شغل خود چه کارهایی می کنید؛ با این کار شور و شوق بیشتری به توضیحات خود اضافه می کنید.

۲٫ برای داشتن یک سخنرانی جذاب ، مثال های جامع بزنید

حتی اگر کار شما به اندازه یک ستاره سینما هیجان انگیز نباشد، به احتمال زیاد به یک عملکرد حیاتی در جامعه ما کمک می کند. هنگامی که شما تلاش می کنید تا کار خود را به دیگران آموزش دهید، به این حس همبستگی اشاره کنید. به عنوان مثال به یک نابغه IT توجه کنید. او ممکن است در تفهیم مسائل مربوط به بحث شبکه مشکل داشته باشد، اما چگونه می تواند برای پیش بردن کار خود این مشکل را رفع کند؟ پاسخ روشن است: در فن بیان باید بر روی اصول تمرکز کند. او می تواند زیرساخت های دیجیتالی شرکت خود را بر روی کاغذ برای شما شرح دهد. می تواند از یک مثال استفاده کند: یک پرس چلوکباب ممکن است برای شما خوشمزه و جذاب باشد و بخواهید آن را بخورید، اما چگونه ممکن است که بدون نوشیدن دوغ محلی ایرانی، آن را میل کنید؟ این استعاره به شما توضیح می دهد که چگونه بحث شبکه در IT جای گرفته شده است و در حال حاضر شما یک تصویر واضح از «هضم» این اطلاعات را در ذهن خود دارید.

۳٫ سخنرانی جذاب را با توضیحات تصویری همراه کنید

ما در یک عصر تصویری زندگی می کنیم، بنابراین باید توجه مخاطبان خود را به وسیله تخیل، به خودمان جلب کنیم. اکثر سخنرانی های عالی نیاز به تصاویری دارند تا داستانشان را بهتر توصیف کنند؛ به عنوان مثال هنگام ارائه یک مطلب و سخنرانی با استفاده از پاورپوینت، چندین دستورالعمل وجود دارد که باید با آن ها آشنا شوید:

متن bold زیباتر نشان داده می شود

هنگام انتخاب فونت برای پاورپوینت خود، گزینه ای را انتخاب کنید که متن آن به راحتی قابل خواندن باشد. اگر مخاطبان شما نمی توانند اسلایدهای شما را بخوانند، هرگز موارد اولیه در مورد صنعت شما و همچنین پاورپوینت شما را درک نخواهند کرد.

ساده سازی

سعی کنید که از مقدار بسیار کمی متن در پاورپوینت خود استفاده کنید. بخش عمده ای از توضیحات خود را با صدای بلند برای مخاطبین خود بخوانید و اجازه بدهید که تصاویر هم هدف شما را به مخاطبان منتقل کنند. اگر مخاطبان شما در حال خواندن اسلایدهای شما هستند، آن ها نمی توانند بر روی حرف های شما تمرکز کنند. یک داستان پرداز باشید، نه یک حامی.

به صورت دینامیک عمل کنید

از عکس های چشمک زن برای بهتر دیده شدن تصاویر مهم در ارائه خود استفاده کنید تا مخاطبان را برای دیدن این تصاویر تحریک کرده باشید. این کار به جای اینکه حواس مخاطبان شما را پرت کند، کاری می کند تا توجه مخاطبان به میزان بیشتری به محتواهای شما جلب شود.

خوش آمدگویی ابتدایی را کوتاه کنید

زمانی که مخاطبان تنها در همان ۳۰ ثانیه اول به شما گوش می دهند، چرا سر صحبت را با یک گفتگوی ۱۰ دقیقه ای باز می کنید؟ چرا زمانی که ۵ اسلاید کافی است، از ۲۰ اسلاید استفاده می کنید؟ برای این موارد اضافی، وقت خود را هدر ندهید.

شناخت ماهیت و طبیعت رسانه های اجتماعی

شما از یک سری رسانه های اجتماعی استفاده کرده اید، بنابراین از قوانین و مقرراتی که در این راستا وجود دارد تبعیت کنید. قوانینی مانند کوتاه بودن بحث و وضوح بالا.

۴٫ برای داشتن یک سخنرانی جذاب ، واژگان را شفاف و واضح به کار ببرید

شما کارهای خود را در EOD=end of day برای مخاطبان ارسال می کنید، به ایمیل های خود به صورت ASAP=as soon as possible (سریع ترین زمان ممکن) پاسخ می دهید، بنابراین شما می توانید برخی اوقات از فرایند PTO=paid time off استفاده کنید. اطمینان حاصل کنید که در صنعت خود هنگامی که از کلمات اختصار استفاده می کنید، در کنار این کلمات تعریف کامل این واژه ها را بیان کرده باشید.

۵٫ برای جذب مخاطب یک قلاب احساسی طراحی کنید

شما یک نوآور هستید، بنابراین دیدگاه شما ممکن است بیش ازحد فنی و یا انتزاعی باشد و نتوان با استفاده از یک زبان ساده آن را شرح داد. اگر با چنین مشکلی دست وپنجه نرم می کنید، می توانید از یک روش کلاسیک استفاده کنید. طرفداران موسیقی هنوز نمی توانند درک کنند که چرا لازم است یک برنامه جدید برای اشتراک آهنگ خود دانلود کنند؛ به لذت های مشترک در یک جامعه آنلاین اشاره کنید و آن را تقویت کنید. همچنین به روزهای گذشته که نوارهای کاست را کپی می کردید اشاره کنید.

۶٫ قدم اول سخنرانی جذاب آن است که مخاطبان خود را بشناسید

شما بیشتر روز خود را در ارتباط با دیگران در صنعت خود صرف می کنید، اما همین ارتباطات، شانس شما برای رسیدن به موفقیت است. پس می خواهید در چه مسیری حرکت کنید؟ اگر شما در حوزه بیمه هستید و باید با تعداد زیادی از متخصصان پزشکی صحبت کنید، با انتخاب بهترین گزینه ها از پزشکان برای صحبت کردن، زمینه های مشترک را پیدا کنید. قبل از این که به سمت این روش جدید تغییر مسیر دهید، گزینه مناسبی برای بحث با آن ها پیدا کنید. این رویکرد همانند یک پل می تواند شما را به مخاطبانتان متصل کند.

۷٫ حرف دلتان را بزنید تا سخنرانی جذاب و دلربایی داشته باشید

مهم ترین چیزی که در هر ارتباط وجود دارد، اعتبار است. اگر شما به چیزی که می گویید اعتقاد ندارید، چگونه انتظار دارید که فرد دیگری به این گفته های شما توجه کند؟ در یک مسیر درست قرار بگیرید و بر روی عناصر حرفه خود تمرکز کنید. به اولین روزهای آموزش و توسعه فردی خود فکر کنید. به یاد دارید که چقدر هیجان زده بودید؟ خب این شور و شوق را در هنگام آموزش دادن به مخاطبان خودتان منتقل کنید. شما قبل از اینکه رهبران نسل بعدی به بیراهه کشیده شوند، می توانید آن ها را هدایت کرده و از آن ها مراقبت کنید. شما از چه تکنیک هایی برای جذب مخاطب خود در یک سخنرانی عمومی استفاده می کنید؟ سبک سخنرانی کدام یک از سخنرانان برتر ایرانی را می پسندید و چرا؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 12:52

استراتژی چیست

استراتژی چیست ؟ مفهوم و اجزای پر رمز و راز استراتژی از گذشته تا کنون

  • مقدمه
  • تاریخچه استراتژی چیست ؟
  • تعاریف مختلف از استراتژی چیست ؟
  • نگرش استراتژیک در مقابل نگرش عملیاتی
  • جنبه های استراتژی چیست ؟
  • پنج پی (۵P) استراتژی چیست ؟
  • استراتژی، تلاش در جهت ارزش آفرینی
  • ویژگی های تصمیمات استراتژیک
  • چرا شرکت ها به استراتژی نیاز دارند؟
  • تکامل مدیریت استراتژیک
  • محتوای استراتژی چیست ؟
  • سبک های تصمیم گیری استراتژیک
  • واژه شناسی استراتژی
  • استراتژی
  • مکاتب استراتژی
  • روندهای جدید در مدیریت استراتژیک
  • دانشگاه های مطرح در زمینه استراتژی چیست ؟
  • وب سایت های مطرح در زمینه استراتژی
  • سخن آخر

مقدمه

استراتژی چیست ؟ سؤالی که ممکن است بسیاری از ما با آن مواجه شده باشیم این است که در دنیای کسب وکار چرا برخی شرکت ها موفق می شوند و برخی دیگر شکست می خورند؟ آیا جز این است که شرکت های موفق راه دستیابی به موفقیت را دنبال می کنند؟ موفقیت شرکت ها وابسته به شانس نیست؛ بلکه در داشتن ابزاری است که شرکت را به این مهم برساند؛ ابزاری به نام استراتژی. اما استراتژی چیست. همانگونه که سان تزو نویسنده نامدار در کتاب شاهکارش با عنوان هنر جنگ بیان می کند:
استراتژی بزرگ ترین کار سازمان است. در موقعیت های مرگ و زندگی، استراتژی راهی برای حیات و نابودی است. نمی توان بررسی آن را نادیده گرفت.
ایران مدیر در این مقاله برای پاسخ به سوال استراتژی چیست ؛ به تاریخچه ای از استراتژی، تعاریف استراتژی، محتوای استراتژی، نگرش استراتژیک در مقابل نگرش عملیاتی، جنبه های استراتژی، تصمیمات استراتژیک، پنج پی استراتژی، استراتژی و ارزش آفرینی پرداخته است.

تاریخچه استراتژی چیست ؟

امروزه استراتژی واژه ای است که به طورمعمول در حوزه مدیریت به کار گرفته می شود ولی محدود به بخش خاصی نمی شود. فکر کردن و نوشتن در مورد استراتژی به گذشته های دور برمی گردد و با یک تاریخ منحصر به خود استراتژی روبه رو هستیم.

از گذشته

استراتژی چیست از گذشته استراتژی از عهد باستان آمده است و به پیروزی در جنگ اشاره دارد. واژه استراتژی از لغت یونانی استراتگوس (Strategos) به معنای «سرلشگر» از ریشه هایی به معنی «ارتش» و «رهبری» و استراتژیا (strategia) به معنای «مدیریت نظامی» برگرفته شده است؛ اما مفهوم استراتژی از یونان به وجود نیامده است. سان تزو کتابی تحت عنوان «هنر جنگ» در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نوشته است که به عنوان اولین کتاب در مورد استراتژی شناخته می شود. این کتاب تمامی جنبه های جنگیدن را پوشش می دهد و شمار زیادی از استراتژی های نظامی را که امروزه الهام بخش سیاست مداران و تجار است، ارائه می کند. سان تزو، رهبر را کسی می داند که هوش و ذکاوت خود را در دستیابی به اهداف بزرگ به کار می گیرد و همه نیروها در این جهت تلاش می کنند. این همان اساس استراتژی است. ارتباط میان نظامی گری و کسب وکارها به گذشته ها برمی گردد، به زمانی که سقراط برای دلداری دادن به سربازی یونانی به نام نیکوماخیدس که شانس انتخاب شدن در منصب سرلشگری را ازدست داده بود او را به تاجر شدن تشویق کرد. سقراط برای نیکوماخیدس توضیح می دهد که سرلشگر و تاجر وظایف مشابهی دارند: هر دو درگیر برنامه ریزی برای استفاده از منابع هستند تا به وسیله آن به اهداف خود دست پیدا کنند. استراتژی نظامی و استراتژی کسب وکار، مفاهیم و اصول مشترکی دارند که اصلی ترین آن، تفاوت بین استراتژی و تاکتیک است. استراتژی طرح کلی برای استفاده از منابع به منظور ایجاد موقعیتی مطلوب است؛ تاکتیک نقشه ای برای یک اقدام خاص است. درحالی که تاکتیک ها مربوط به مانورهای لازم برای پیروزی در نبردها است، استراتژی در ارتباط با پیروزی در جنگ است. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کشور عراق با هدف اشغال شهرآبادان به دنبال حمله هوایی برای پشتیبانی از نیروهای زمینی خود برای ورود به این شهر بودند. به این منظور ارتش جمهوری اسلامی ایران با هدف از کار انداختن نیروهای هوایی کشور عراق دست به عملیات هوایی زد. بزرگ ترین عملیات استراتژیک نیروی هوایی ارتش در دوران دفاع مقدس عملیات اچ ۳ در سال ۱۳۶۰ است. نیروهای عراقی برای دور نگه داشتن تعدادی از بمب افکن های خود از حملات هواپیماهای ایرانی آن ها را به دورترین نقطه غربی این کشور به پایگاه های اچ ۳ منتقل کرده بودند. در حالت معمول هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه باید از مرزهای شرقی واردشده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تأسیسات پدافندی مؤثری داشتند به اچ ۳ می رسیدند. لذا قرار بر این شد که مسیری طولانی تر ولی با ریسک کمتر از نوار مرزی شمال و غرب عراق می گذشت برای حمله انتخاب شود. به علت طولانی بودن این مسیر باید در چهار نوبت هواپیماها سوخت گیری می شدند. سوخت گیری از طریق دو فروند بوئینگ ۷۰۷ که از تهران پرواز کرده بودند و در بالای دریاچه ارومیه صورت گرفت. هم زمان دو فروند هواپیمای ۷۴۷ سوخت رسان دیگر از فرودگاه نیکوزیا قبرس بلند شده و مرحله دوم و سوم سوخت گیری هوایی در خاک سوریه انجام گرفت. در روز عملیات هم‎زمان هواپیماهای اف ۵ پایگاه تبریز عملیات ایذایی بمباران پالایشگاه کرکوک را انجام داده و باعث تمرکز قوای دفاع هوایی عراق در آن منطقه شدند. در این هنگام هواپیماهای ایرانی، عملیات انهدام تجهیزات پایگاه اچ ۳ را با موفقیت انجام دادند. در این عملیات یکی از اصول نظامی یعنی پیش دستی کردن در مقابل اقدامات متجاوزانه دشمن توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران عملیاتی گردید. این اصل امروزه در مدیریت استراتژیک تحت عنوان حمله به رقبا پیش از آن که در بازاری جا بیفتد مورداستفاده قرار می گیرد. بسیاری از اصول استراتژی نظامی در کسب وکار به کار گرفته شده است. این اصول عبارت اند از: نقاط قوت نسبی استراتژی های تهاجمی و دفاعی، معیارهای پیش دستی کردن در مقابل تهاجم از روبرو، اصل غافلگیری، محاصره، حمله، عقب نشینی، آرایش وسعت جنگ و فرسایش نیروها. بااین حال، تفاوت های اساسی بین رقابت کسب وکار و جنگ نظامی وجود دارد. هدف جنگ معمولاً با شکست دادن دشمن همراه است. هدف رقابت کسب وکار، خیلی تهاجمی نیست: بلکه به جای شکست رقبا به دنبال همزیستی هستند.

و حال

استراتژی چیست و حال استراتژی در گسترده ترین معنای خود، ابزاری است که افراد یا سازمان ها از طریق آن به اهداف خود دست پیدا می کنند. تمامی تعاریف استراتژی بر دستیابی به اهداف خاص تمرکز دارد. استراتژی آرایش منابع و چندین تصمیم یا اقدام سازگار، درست و منسجم است. بااین حال پاسخ به سوال استراتژی چیست طی نیم قرن گذشته تغییرات زیاد داشته است. با افزایش بی ثباتی و غیرقابل پیش بینی بودن محیط کسب وکار امروزی، استراتژی بیشتر با دستورالعمل های مربوط به موفقیت سروکار دارد و ارتباط کمتری با طرح های دقیق دارد. درواقع توجه از استراتژی به عنوان برنامه به استراتژی به عنوان جهت است. با متلاطم شدن محیط، استراتژی باید دارای انعطاف پذیری و پاسخگویی بیشتر باشد. وقتی کسب وکارها با تهدیدهای پیش بینی نشده از سوی محیط کسب وکار مواجه می شوند و فرصت های جدیدی در محیط بروز پیدا می کنند؛ در این هنگام استراتژی به عنوان “قطب نمایی ” است که یک کسب وکار را در میان دریاهای طوفانی هدایت می کند.

تا به آینده

استراتژی چیست و آینده کسب وکارها با تحولات دیجیتالی به سرعت در حال تغییر هستند. این تغییرات، بر استراتژی شرکت ها تأثیر می گذارد و منجر به حرکت از اقدامات مقطعی در جهت توسعه استراتژی به سوی توسعه مداوم استراتژی در زمانِ طراحی و اجرای استراتژی می شود. شرکت ها به منظور شناسایی مداوم تحولات استراتژیک داخلی و خارجی، نیازمند قابلیت های استراتژیک جامع هستند. در شرکت های بزرگ، توسعه استراتژی به سوی جهت گیری های پایدار حرکت کرده است. در آینده مدیران عالی استراتژی و دپارتمان استراتژی در این شرکت ها بر نقش محرک و کاتالیزگر بودن استراتژی تأکید خواهند کرد. استراتژی ها در آینده بیشتر از ابزارهای فناوری اطلاعات استفاده خواهند کرد تا عملکرد موفقیت آمیز در تدوین و اجرای استراتژی را رقم زده و منجر به پیش بینی و کمک به شفاف سازی پیشرفت اجرای استراتژی شوند.

تعاریف مختلف از استراتژی چیست ؟

نویسندگان بسیاری تلاش کرده اند که استراتژی را تعریف کنند و بگویند که استراتژی چیست. برخی تعاریف بر یک یا چند جنبه تأکید کرده اند. تعریفی که شامل همه جنبه ها باشد بسیار طولانی می شود. در زیر تعاریف استراتژی توسط بزرگان این حوزه ارائه شده است. یکی از اولین تعاریف مربوط به استراتژی از عهد باستان یونان توسط ژنوفن ارائه شده است: ژنوفن در پاسخ به پرسش استراتژی چیست ؟ بیان می کند: «استراتژی انجام کسب وکاری است که آن را می شناسید ». این تعریف، استراتژی را نیازمند دانش در مورد کسب وکار، اهداف آتی و جهت گیری اقدامات می داند. این تعریف همچنین روی رابطه بین رهبری و تدوین استراتژی تأکید دارد. کِنت آندوز (۱۹۱۶-۲۰۰۵) در آمریکا به دنیا آمد. وی به همراه ایگور آنسوف و آلفرد چندلر نقش اساسی در معرفی مفاهیم استراتژی کسب وکار داشته اند. این دانشمند مدیریت استراتژیک، استراتژی را به عنوان «الگویی از اهداف بزرگ و سیاست ها و برنامه هایی برای دستیابی به آن اهداف» تعریف می کند. در این تعریف هم بر روی اهداف و هم ابزار دستیابی به آن اهداف اشاره دارد. استراتژی در این تعریف اساس کسب وکار را در آینده مشخص می کند. استراتژی چیست و کِنت آندوز ایگور آنسوف (۱۹۱۸-۲۰۰۲) در روسیه به دنیا آمد. وی استاد مدیریت صنعتی دانشگاه کارنگی ملون و از شناخته شده ترین اساتید حوزه مدیریت استراتژیک است. آنسوف در پاسخ به پرسش استراتژی چیست ؟ استراتژی را به عنوان «قواعد تصمیم گیری» تعریف می کند. آنسوف همچنین بین استراتژی و خط مشی تفاوت قائل می شود. خط مشی، تصمیمات کلی است که به شیوه مشابه در یک زمان و شرایط مشابه گرفته می شود. استراتژی از اصول مشابهی استفاده می کند اما تصمیمات متفاوتی در شرایط مختلف اتخاذ می کند. استراتژی چیست و ایگور آنسوف آلفردچندلر (۱۹۱۸-۲۰۰۷) در آمریکا به دنیا آمد. وی استاد مدرسه کسب وکار هاروارد و دانشگاه جان هاپکینز بوده است. چندلر در پاسخ به پرسش استراتژی چیست ؟ استراتژی را «تعیین اهداف بلندمدت شرکت و مجموعه ای از اقدامات و تخصیص منابع لازم برای دستیابی به آن اهداف» تعریف می کند. استراتژی چیست و آلفردچندلر مایکل پورتر در سال ۱۹۴۷ در آمریکا به دنیا آمد. وی یکی از تئوریسین های شناخته شده در استراتژی کسب وکار است و استاد دانشگاه بیشاپ ویلیام لاورنس و مدرسه کسب وکار هاروارد است. پورتر در پاسخ به پرسش استراتژی چیست ؟ استراتژی را این گونه تعریف می کند: «استراتژی خلق موقعیتی منحصربه فرد و متمایز است که مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها را در برمی گیرد. فعالیت ها در این مورد باید به صورت سیستمی سازگار با یکدیگر تناسب داشته باشند». استراتژی چیست و مایکل پورتر مینتزبرگ در سال ۱۹۳۹ در کانادا به دنیا آمد. وی هم اکنون استاد مطالعات مدیریت در دانشکده مدیریت دیزاوتلس دانشگاه مک گیل مونترال کانادا است. این پژوهشگر مدیریت استراتژیک، به چهار روش استراتژی را تعریف می کند: استراتژی به عنوان یک برنامه، الگو، موقعیت و دورنما و حیله.
  • استراتژی به عنوان برنامه، یعنی جهت گیری یا هدایت اقدامات در آینده
  • استراتژی به عنوان یک الگو، یعنی تداوم رفتار در طول زمان و نگاه به رفتار گذشته
  • استراتژی به عنوان یک موقعیت، یعنی تبیین کردن جای محصولات ویژه در بازارهای ویژه
  • استراتژی به عنوان یک دورنما؛ یعنی روشی اساسی در انجام کارهای سازمان
  • استراتژی به عنوان یک حیله گمراه کننده، یعنی مانور ویژه ای باهدف غلبه بر دشمن یا رقیب.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 15:27

تغییر عادت

تغییر عادت و ۵ راهکار طلایی برای مغزی که نمی خواهد تغییر کند

تغییر عادت یکی از مهم ترین مسائل انسان امروز است. اگر بخواهید در دنیای امروز موفق باشید باید همیشه در پی تغییر عادت های خود باشید؛ اما این کار چندان آسان نیست. یک زاویه در نظر بگیرید و بازوهای خود را از آن عبور دهید. حالا، آن ها را در جهت مخالف عبور دهید. کدام یک دشوارتر بود؟ اگر فکر می کنید عبور آن ها در بار دوم فکر بیشتری نیاز داشت، حق با شماست. درواقع، وقتی شما آن ها را برای بار اول عبور دادید، سیگنال ها از یک مکان بسیار متفاوت از زمانی که آن را برای بار دوم انجام دادید در مغزتان می آمد. عادت ها انتخاب های عمدی ما هستند که در برخی نقاط خودکار می شوند. آن ها بیش از ۴۵ درصد کارهایی که ما در طول روز انجام می دهیم را تشکیل می دهند. مغز شما تنبل است. تفاوت بین یک عادت خوب و یک عادت بد را نمی داند. تنها کاری را انجام می دهد که شما به صورت تکراری به آن فکر می کنید، می گویید، یا انجام می دهید و آن را به یک عادت تبدیل می کند به طوری که انجام آن دیگر سخت نیست. وقتی برای اولین بار بازوهای خود را تا کردید سیستم لیمبیک شما (جایی که خاطرات و عاداتتان ذخیره می شود) اقدامات خود را انجام داد. بار دوم که بازوهای خود را عبور دادید، پیام از قشر جلویی مغز آمد، بخشی از مغز که مسئول تفکر و برنامه ریزی سطح بالاتر است. هر تفکر یا رفتار جدید در قشر جلویی مغز شروع می شود و درنهایت درصورتی که به اندازه کافی از آن استفاده کنیم به یک عادت تبدیل می شود. اکثر افراد در مقابل تغییر مقاومت می کنند چراکه الگوهای عادت طبیعی شان را تهدید می کند. چه یک نقش جدید باشد، چه یک رئیس جدید، یک خودرو جدید، یا یک رژیم غذایی و یا حتی یک روال جدید، مغز شما باید برای یادگیری و انطباق با آن تغییر، اضافه کاری کند. متأسفانه، مانند یک ضرب المثل قدیمی که می گوید: اگر کار همیشگی تان را انجام دهید، همان چیزی را به دست می آورید که همیشه دریافت می کردید. برای هدایت تغییر و موفقیت دراز مدت، چه ازنظر شخصی و چه ازنظر حرفه ای، لازم است عادت های جدیدی شکل دهید و این نیاز دارد کمی سختی را تحمل کنید. هرچه عادت انجام کارها به روش قدیمی بیشتر در وجودتان ریشه دوانده باشد، شکل دهی عادت های جدید زمان بیشتری می برد. خبر خوب این است که شما می توانید خودتان را به عمد برای افکار و رفتارهای جدید آموزش دهید. هرچه بیشتر کاری را انجام دهید، شکل دهی یک عادت جدید آسان تر می شود. برای ایجاد تغییر در خودتان ایران مدیر موارد زیر را به شما پیشنهاد می کند.

۱٫ شما در تغییر عادت نمی توانید احساسات را با منطق پاسخ دهید

وقتی به سوی تغییر و توسعه فردی می رویم اغلب از ناشناخته ها احساس اضطراب و ترس می کنیم. ممکن است دیگران به ما بگویند که تغییر به صورت منطقی ایجاد احساس می کند. متأسفانه، این ابداً درد و ناراحتی ناشی از آن را تخفیف نمی دهد. برای پردازش احساساتی که به شما دست می دهد به خودتان زمان بدهید. علل این که احساس اضطراب و ترس می کنید را بیابید. احساسات خود را قضاوت نکنید، فقط آن ها را مشاهده کنید. این اولین گام برای استقبال از تغییر است.

۲٫ منافعی که از تغییر عادت به شما می رسد را مرور کنید

حتی زمانی که می دانیم یک تغییر برای خود ما خوب است، مقاومت در برابر آن آسان تر است، چراکه عادت های راحت قدیمی خود را ترجیح می دهیم. بررسی کنید که ایجاد یک تغییر چه مزایا و منافعی می تواند برای شما داشته باشد. این محرک شما است و شما را از سختی حفظ خواهد کرد. اگر نمی توانید یک مزیت مثبت شناسایی کنید، از خود بپرسید از چه ضرر یا خروجی منفی اجتناب خواهید کرد.

۳٫ موانع تغییر عادت را شناسایی کرده و آن ها را فعالانه مدیریت کنید

فرض کنیم هدف شما سالم تر بودن است. این می تواند به معنای ورزش بیشتر، تغذیه بهتر و یا خواب کافی باشد. حتی اگر ما بدانیم که این ها برای ما خوب هستند، موانع موجود در این راه زمان، پول، تنبلی و یا زندگی پیش رو است. آیا سعی دارید تغذیه بهتری داشته باشید؟ پس وعده های غذایی خود را طوری طراحی کنید که هرکجا هستید گزینه های غذایی سالمی داشته باشید. آیا خسته تر از آن هستید که بعد از کار به باشگاه بروید؟ پس بالباس های ورزشی خود بخوابید و ۳۰ دقیقه زودتر بیدار شوید و به پیاده روی بروید. آیا خیلی خسته اید؟ نگران نباشید، ورزش به شما کمک می کند خواب بهتری داشته باشید.

۴٫ برای تغییر عادت اطراف خود را با افراد مناسب پرکنید

همه ما در زندگی مان افرادی را داریم که انرژی مان را تخلیه می کنند. این افراد پر از هیجان و استرس هستند. آن ها سمی هستند و تغییر را بسیار دشوار می کنند. افرادی که انرژی تان را تخلیه می کنند شناسایی کرده و از آن ها فاصله بگیرید. در مقابل، افراد موفق که به شما احساس حمایت شدن می دهند را شناسایی کرده و زمان بیشتری با آن ها بگذرانید.

۵٫ تغییر عادت را با یک تصویر بزرگ در ذهن خود همراه کنید

وقتی به تغییر نزدیک می شویم، ممکن است دلهره آور به نظر برسد؛ اما وقتی ما از آن گذر کردیم، باافتخار به پشت سر نگاه می کنیم و آن را رشد می نامیم. این را به عنوان سختی، چالش و تغییری که در زندگی تان با آن روبرو می شوید در ذهن داشته باشید. به این ترتیب، هر تغییر در مسیرتان را خودتان هدایت می کنید. این یک سابقه بسیار خوب است. به یاد داشته باشید که اگر می خواهید متفاوت رفتار کنید، باید متفاوت فکر کنید. ما می توانیم به مغزمان مجدداً آموزش دهیم و عادات جدیدی ایجاد کنیم. این تنها به شجاعت و تمایل به قدم نهادن فراتر از محدوده راحتی مان نیاز دارد. تغییر می تواند ترسناک باشد اما می توانید با زمان گذاشتن برای مدیریت فعالانه فرآیند آن، خودتان را برای موفقیت پرورش دهید و تحول در زندگی را لمس کنید. شما چگونه عادات خود را تغییر می دهید؟ آیا در ایجاد تغییرات فردی دچار مشکل شده اید؟ لطفاً نظرات و تجربیات خود را با ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1398 ساعت: 18:51

دلایل ترک شغل

دلایل ترک شغل: ۹ اشتباه مرگباری که باعث می شود افراد خوب، شرکت شما را ترک کنند

دلایل ترک شغل همیشه یکی از چالش های مدیران و رهبران کسب وکار بوده است. باورکردنی نیست که اغلب می شنویم مدیران برای از دست دادن بهترین کارکنان خود شکایت می کنند. بعضی چیزها به قدری هزینه بر و اخلال کننده هستند که باعث می شوند افراد خوب بروند. مدیران تمایل دارند در مورد مسائل گردش مالی خود به هر موجود زنده زیر نور خورشید شکایت کنند، درحالی که اصل این مسئله را نادیده می گیرند که: مردم کار را ترک نمی کنند؛ مدیران را ترک می کنند. موضوع ناراحت کننده این است که به راحتی می توان جلوی ترک شغل کارکنان خوب را گرفت. تمام آنچه لازم است، یک دیدگاه جدید و کمی تلاش بیشتر از سوی مدیر است. سازمان ها اهمیت کارکنان باانگیزه و متعهد را می دانند، اما اکثراً در داشتن مدیران قابل اعتماد برای اجرای این مسئله شکست می خورند. وقتی آن ها شکست می خورند، رده های پایین تر آن ها آسیب می بینند. تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا نشان می دهد که کارکنان باانگیزه ۳۱ درصد مولدتر هستند، ۳۷ درصد فروش بالاتری دارند و سه برابر خلاق تر از کارکنان بدون انگیزه هستند. بر اساس مطالعه شورای رهبری شرکتی بر روی ۵۰۰۰ نفر از کارکنان خود، کارکنان باانگیزه همچنین ۸۷ درصد کمتر از دیگران نسبت به ترک شغل خود تمایل نشان می دهند. تحقیقات Gallup نشان می دهد که ۷۰ درصد انگیزه کارکنان تحت تأثیر مدیران آن ها است. ایران مدیر در این مقاله به برخی از اشتباهات مرگباری که مدیران مرتکب می شوند و کارمندان خوب را فراری می دهند، اشاره می کند.

۱) به کارگیری بیش ازحد کارکنان یکی از دلایل ترک شغل است

هیچ چیزی به اندازه به کار گرفتن بیش ازحد کارکنان، آن ها را فراری نمی دهد. این که بهترین افراد خود را سخت به کار بگیرید بسیار وسوسه انگیز است؛ که مدیران اغلب در همین دام می افتند. زیاد کار کردن کارمندان خوب گیج کننده است؛ این باعث می شود آن ها احساس کنند که دارند برای عملکرد عالی مجازات می شوند. زیاد کار کردن کارکنان باعث بهره وری معکوس آن ها می شود. تحقیقات جدید دانشگاه استنفورد نشان می دهد که زمانی که هفته کاری بیش از ۵۰ ساعت شود، بهره وری در ساعت به شدت کاهش می یابد و پس از ۵۵ ساعت، بهره وری شما به صفر می رسد به طوری که نمی توانید هیچ کاری انجام دهید. اگر باید مقدار کار کارکنان بااستعداد خود را افزایش دهید، بهتر است موقعیت آن ها را هم بهبود بخشید. کارکنان بااستعداد حجم کاری بزرگ تری خواهند داشت، اما اگر درروند کاری خود درجا بزنند، در شرکت نخواهند ماند. افزایش حقوق، ترفیع و تغییر عنوان شغلی، همگی روش های موردقبول برای افزایش حجم کاری هستند. اگر تنها به این دلیل که افراد بااستعداد هستند حجم کاری آن ها را افزایش دهید و هیچ یک از مزایای آن ها را تغییر ندهید، آن ها به دنبال کار دیگری خواهند گشت که آنچه سزاوار آن هستند را به آن ها بدهد.

۲) مدیران مشارکت را درک نمی کنند و به کار خوب پاداش نمی دهند

دست کم گرفتن قدرت یک فرد مناسب بسیار آسان است، به ویژه وقتی که افراد با عملکرد بالا به طور ذاتی انگیزه دارند. هرکس تجلیل را دوست دارد، چه بسا که آن فرد کسی باشد که سخت کار می کند و انگیزه دارد. مدیران باید برای یافتن آنچه به کارمندانشان احساس خوبی می دهند، تلاش کنند (برای برخی افراد احساس خوب شامل افزایش حقوق و برای برخی دیگر معروف شدن است) و سپس برای انجام کارهای خوبشان به آن ها پاداش دهند. اگر این کار را به خوبی انجام دهید، باعث افزایش عملکرد کارمندانتان می شوید.

۳) مدیران نمی توانند مهارت های افراد را توسعه دهند

وقتی از مدیران در موردتوجه شان به کارمندانشان سؤال می شود، آن ها سعی می کنند با استفاده از کلماتی مانند «اعتماد»، «استقلال» و «توانمندی» بهانه ای جور کنند. این مسئله کاملاً اشتباه است. مدیران خوب، مدیریت می کنند، مهم نیست کارمندشان چقدر بااستعداد باشد. آن ها توجه می کنند و به طور مداوم گوش می دهند و بازخورد دریافت می کنند. ممکن است مدیریت آغازی داشته باشد، اما قطعاً انتهایی ندارد. وقتی شما یک کارمند بااستعداد دارید، وظیفه شماست که حوزه هایی برای آن ها پیدا کنید که بتوانند مجموعه مهارت های خود را بهبود بخشند. اکثر کارمندان بااستعداد بازخورد می خواهند بیشتر از آن هایی که استعداد کمتری دارند و این وظیفه شماست که آن را به کارمندانتان بدهید. اگر این کار را نکنید، بهترین کارمندانتان بی حوصله و بی انگیزه خواهند بود.

۴) اهمیت ندادن به کارکنان یکی از دلایل ترک شغل است

بیش از نیمی از افرادی که شغل خود را ترک می کنند این کار را به خاطر روابط خود با رئیسشان انجام می دهند. شرکت های هوشمند اطمینان حاصل می کنند که مدیرانشان می دانند که چطور بین حرفه ای بودن و انسان بودن تعادل ایجاد کنند. این افراد روسایی هستند که موفقیت یک کارمند را جشن می گیرند، باکسانی که زمان سختی می گذرانند همدردی می کنند و کارمندان را به چالش می کشند. رهبرانی که نمی توانند واقعاً به کارمندان خود اهمیت دهند، همواره نرخ تعویض نیروی انسانی بالایی خواهند داشت. غیرممکن است که بیش از هشت ساعت در روز برای کسی کارکنید درحالی که او به شخص شما اهمیتی نمی دهد و هیچ چیزی به جز عملکرد کاری شما برایش مهم نیست.

۵) مدیران برای تعهدات خود ارزشی قائل نیستند

وعده دادن به افراد شما را در جهت خوبی قرار می دهد که مرز باریک بین بسیار خوشحال کردن کارمندان و یا تماشای خروج آن ها از شرکت است. وقتی شما به یک تعهد پایبند می مانید، در چشم کارمندان خود بزرگ می شوید چراکه ثابت می کنید قابل اعتماد و قابل احترام هستید (دو کیفیت بسیار مهم در رهبری)؛ اما وقتی شما به تعهد خود پایبند نیستید به عنوان فردی بی توجه و بی احترام و غیرقابل اعتماد شناخته می شوید. از همه مهم تر، اگر رئیس به تعهدات خود پایبند نباشد، چرا باید دیگران این گونه باشند؟

۶) مدیران افراد اشتباه را استخدام می کنند و به آن ها ترفیع می دهند

کارمندان خوب و سخت کوش می خواهند که با افراد حرفه ای و همفکر کار کنند. وقتی که مدیران کار سخت استخدام کارمندان خوب را انجام ندهند، باعث از بین رفتن انگیزه کسانی که در کنار آن ها کار می کنند می شوند. ترفیع افراد اشتباه حتی بدتر هم هست. وقتی شما تمام زمان کاری خود را برای دریافت ترفیعی کار می کنید که به کسی داده می شود که لیاقت آن را ندارد، این یک توهین بزرگ است. جای تعجب نیست که این یکی از مهم ترین دلایل ترک شغل است و باعث می شود کارمندان خوب شرکت را ترک کنند.

۷) مدیران به افراد اجازه نمی دهند احساسات خود را دنبال کنند

کارمندان بااستعداد پرشور هستند. فراهم آوردن فرصت هایی برای آن ها جهت دنبال کردن احساساتشان، بهره وری و رضایت شغلی آن ها را بهبود می بخشد؛ اما بسیاری از مدیران می خواهند افراد در یک جعبه کوچک کار کنند. این مدیران می ترسند که اگر به افراد اجازه دهند تمرکز خود را گسترش دهند و احساسات خود را دنبال کنند، بهره وری کاهش یابد. این ترس بی اساس است. مطالعات نشان می دهند که رضایت فکری افرادی که می توانند احساسات خود را در جریان تجربه کاری دنبال کنند، پنج برابر بیشتر از حالت عادی مولد هستند.

۸) مدیران نمی توانند با خلاقیت ارتباط برقرار کنند

بااستعدادترین کارمندان به دنبال بهبود هر چیزی هستند که به سراغ آن می روند. اگر توانایی آن در تغییر و بهبود کارها را نادیده بگیرید تنها به این دلیل که شما با وضعیت موجود راحت هستید، باعث می شوید آن ها از کارشان متنفر شوند. محدود کردن این میل ذاتی نه تنها آن ها را محدود می کند، بلکه شما را هم محدود خواهد کرد. این پدیده را می توان از دلایل ترک شغل دانست.

۹) به چالش نکشیدن کارکنان یکی از دلایل ترک شغل است

رهبران خوب کارمندان خود را برای انجام کارهایی که در ابتدا غیرقابل تصور به نظر می رسند به چالش می کشند. آن ها به جای تنظیم روزمره اهداف افزایشی، اهداف والایی را تعیین می کنند که کارمندان را خارج از محدوده آسایششان بکشاند. سپس، مدیران خوب همه موارد لازم را که به موفق شدن کارکنان می انجامد، در اختیار آن ها می گذارند. هنگامی که افراد بااستعداد و هوشمند خود را در حال انجام کارهای بیش ازحد آسان و خسته کننده می بینند، به دنبال شغل دیگری می گردند که آن ها را به چالش بکشد.

همه این ها را در کنار هم قرار دهید

اگر می خواهید بهترین کارمندانتان در شرکتتان بمانند، باید به دقت در مورد نحوه رفتار با آن ها فکر کنید. درحالی که کارمندان خوب به سختی ناخن هستند، استعدادهای آن ها گزینه های فراوانی به آن ها می دهند. باید کاری کنید که آن ها خودشان بخواهند برای شما کار کنند. شما در زمینه ترک شغل کارکنان خوب تجربه ای دارید؟ آیا تابه حال کارکنان خوبتان را ازدست داده اید؟ دلایل ترک شغل این افراد چه بوده است؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1398 ساعت: 18:11

رتبه سایت در گوگل

رتبه سایت در گوگل : ترفندهایی سریع و آسان برای ماندن در بالاترین نتایج موتور جستجو

رتبه سایت در گوگل با اقدامات بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) امکان پذیر است. شما زمان و پول زیادی را صرف بهینه سازی موتور جستجو برای رساندن وب سایتتان به رتبه بندی بالا کرده اید. این سرمایه گذاری درنهایت کارساز بوده و شما در اولین صفحه نتایج جستجو قرار گرفته اید. بعد از هفته ها یا ماه ها کار روی ایجاد محتوا، دسترسی به مشتریان و ساخت لینک بالاخره به رتبه ای که در نظر داشتید رسیده اید ولی متأسفانه کار سخت شما هنوز به پایان نرسیده است. برای فهم چرایی این موضوع، به سختی حفظ وزن ایده آل خود فکر کنید. کم کردن وزن اضافی کار دشواری است ولی حفظ وزن حتی از آن هم سخت تر است. به طور مشابه، حفظ رتبه سایت در گوگل می تواند کار سخت تری نسبت به بدست آوردن آن باشد. اگر برای حفظ رتبه سایت در گوگل تلاشی نکنید، مشاهده می کنید که وب سایتتان از موقعیت ۵ صفحه اول به موقعیت ۳ در صفحه دوم گوگل بیاید. آیا تمام تلاش های SEO به این معنا است؟ صبر کنید، نباید هنوز در بازاریابی موتورهای جستجو ناامید شوید. اگر احساس می کنید که وب سایت شما شکست خورده است، وحشت نکنید، باید به قسمت بازاریابی وب بازگردید. ایران مدیر ترفندهایی را معرفی می کند که شما به کمک آن ها از محو شدن وب سایت خود جلوگیری کنید.

اقدامات بهینه سازی را ادامه دهید

بهترین دفاع، حمله است بنابراین همچنان بهترین اقدامات لازم را برای بهینه سازی (SEO) ادامه دهید. اهمیتی ندارد که برای چه جایگاهی برنامه ریزی کرده اید، هرگز از فعالیت های لینک سازی، کمپین های تولید محتوا و برنامه های توسعه مشتری خود ناامید نشوید تا نتایج (SERP) را حفظ کنید. اگر مغرور شوید و اجازه دهید تا در برنامه های شما وقفه ای ایجاد شود، ریسک پیشی گرفتن رقبایی که کار خود را متوقف نکرده اند را به جان خریده اید.

محتواهای موجود را به روزرسانی کنید

اگر هنوز محتواهای وب سایت خود را به روزرسانی نکرده اید، اکنون وقت به روزرسانی رسیده است. سرفصل ها و متن های زیر آن ها را به روز کنید. به خاطر داشته باشید که الگوریتم spider در موتورهای جستجو به دنبال هر محتوایی نمی روند، آن ها به دنبال محتواهایی می روند که غنی بوده و پر از سئو کلمات کلیدی باشند.

برای رتبه سایت در گوگل محتوای بیشتری اضافه کنید

اطمینان حاصل کنید که در صفحات اصلی شما حداقل ۱۰۰۰ کلمه وجود داشته باشد. در غیر این صورت لازم است که مطالب خود را افزایش دهید. اگر هم ۱۰۰۰ کلمه وجود دارد، ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه دیگر به آن اضافه کنید. کلمات کلیدی را فراموش نکنید.

صفحات جدید اضافه کنید

اگر می خواهید یک تصویر را برای وب سایت بهینه سازی کنید، صفحات محتوای جدید را اضافه کنید. توجه کنید که باید صفحات مختلف فرود مانند مقالات، وبلاگ ها، بایگانی خبرنامه ها، نقشه های سایت و غیره را به وب سایت خود اضافه کنید.

لینک صفحات داخلی را اضافه کنید

تمام صفحات را به صفحه اصلی خود لینک دهید (صفحاتی مانند خانه، درباره ما، محصولات و غیره). لینک های اصلی باید به بالای صفحه نزدیک باشند و این لینک ها باید در پایین هر صفحه دوباره نمایش داده شوند. از داخل متن اصلی هم باید به صفحات دیگر لینک داشته باشید. همچنین از تصاویر برای لینک به صفحات داخلی استفاده کنید.

در سایت خود از لینک سایت های خارجی مرتبط استفاده کنید

سایت خود را به سایت های باارزش دیگر لینک دهید، سایت هایی مانند تبلیغات آنلاین، مقالات آنلاین، گروه ها و سازمان های حرفه ای، توصیفات از سایت های مشتری و غیره. شما همچنین می توانید تلاش کنید تا به وسیله ایجاد کمپین لینک پشتیبانی، صفحات خارجی را در همان صفحه ی نتایجی که وب سایت خود را نگه داشته اید، رتبه بندی کنید. برای مثال، اگر شرکت شما ویدیوهای یوتیوب را به عنوان بخشی از محتوای خود منتشر می کند، شما می توانید بخشی از کمپین لینک سازی خود را برای تقویت این ویدیوها هدایت کنید تا در کنار وب سایت اصلی شما در صفحه نتایج قرار بگیرند.

تغییر نام صفحات

در نام صفحات از کلمات کلیدی استفاده کنید. نباید فقط از صفحات «درباره ما» استفاده کنید. این صفحات را این گونه بنویسید: about-keyword.html.

تغییر نام تصاویر

اگر تصاویر شما دارای نام های عمومی هستند، برای گرفتن رتبه سایت در گوگل آن ها را تغییر دهید و از کلمات کلیدی استفاده کنید.

برچسب های ALT را به روزرسانی کنید

برچسب های alt را به تصاویر خود اضافه کنید. اطمینان حاصل کنید که کلمات کلیدی شما در این برچسب ها گنجانده شوند.

برچسب های meta را به روزرسانی کنید

کلمات کلیدی نامناسب را تعویض کنید. کلمات کلیدی موجود در meta tag را محدود کنید و در تمام صفحات از این کلمات کلیدی استفاده کنید. به طور منظم توصیفات meta tag ها را به روزرسانی کنید.

عنوان صفحات را به روزرسانی کنید

عنوان صفحات خود را هرچند هفته یا هرچند ماه یک بار به روزرسانی کنید. اگر خواستید صفحه ای را کپی کنید و به صفحات خود اضافه کنید، مطمئن شوید که عنوان آن صفحه و کلمه های کلیدی آن با سایت شما مطابقت داشته باشد.

در برابر حملات منفی سئو آماده باشید

شما همچنین باید از حملات منفی سئو در رتبه بندی خود آگاه باشید—حملات عمدی که از تکنیک های SEO استفاده می کنند به جریمه های رتبه بندی معروف هستند. برای مثال، لینک های اسپم مانند آن هایی که با عنوان « ۱۰۰۰ لینک برای ۱۰۰ هزار تومان» همه جا حاضر هستند می تواند باعث جریمه هایی در نتایج جستجو شوند. خرید این لینک ها و استفاده از آن ها علیه شرکت رقیب می تواند باعث تضعیف رتبه سایت در گوگل شود. متأسفانه هیچ راه مطمئنی برای جلوگیری از حملات رقبای شما وجود ندارد. کاری که شما می توانید انجام دهید این است که همیشه پروفایل بک لینک های خود را زیر نظر داشته باشید تا لینک های کم کیفیتی را که خودتان ایجاد نکرده اید را ببینید. اگر چنین لینک هایی را دیدید، گام های زیادی وجود دارد که باید انجام دهید و همچنین تمام کارهایی که برای حذف این لینک ها باید انجام دهید را پیگیری کنید. برای بازگشت وب سایت شما به رتبه قبلی، افزایش احتمال موفقیتتان در این زمینه و حذف جریمه ها، لازم است که درخواست تجدیدنظری را برای موتورهای جستجو ارسال کنید. SEO یک فرآیند مداوم است که اعمال کردن آن طول می کشد و مهارت و صبر می خواهد. یک برنامه برای به روزرسانی های خود ایجاد کنید که با این کار می توانید راه موفقیت خود را به خوبی طی کنید. اگر شما از نتایجی که به دست آورده اید ناامید هستید، باید بدانید که بهبود رتبه سایت در گوگل، هفته ها طول می کشد. اگر هنوز هم مشکل دارید، می توانید یک مربی SEO استخدام کنید. شما برای حفظ موقعیت رتبه سایت در گوگل از کدام ترفندها استفاده می کنید؟ آیا راه حل های دیگری در این زمینه برای حفظ موقعیت رتبه سایت در گوگل وجود دارد؟ لطفاً آن ها را با کاربران ایران مدیر در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: شنبه 8 تير 1398 ساعت: 3:22

برنامه ریزی اهداف

برنامه ریزی اهداف فردی و ۶ ترفند استفاده از زمان برای اولویت بندی اهداف

برنامه ریزی اهداف ، موجب بهره وری و عملکرد بالا در نتایج تولیدشده به جای ساعت ها کار ساده می شود. بسیاری از مدیران بدون داشتن یک فکر بر مبنای منطق برای برنامه های گیج کننده خود، از جلسه ای به جلسه دیگر و یا از بحرانی به بحران دیگر می روند. آن ها اهمیت مدیریت زمان را درک نمی کنند و زمان بسیار کمی برای فعالیت هایی که مهم ترین اهداف آن ها را پشتیبانی می کند صرف می کنند و اغلب عدم تطابق جدی بین اولویت ها و تخصیص زمان را گزارش می کنند. در مورد این که چرا در هر فعالیت درگیر می شوید و آنچه از نتایج آن انتظار دارید، فکر کنید. با استفاده از ۶ مرحله ای که ایران مدیر در زیر بیان می کند، برنامه ریزی اهداف خود را در سال جدید شروع کنید.

۱٫ همه چیز را بنویسید.

برنامه ریزی اهداف 1 شامل تمام کارهای روزمره ای که باید به صورت روزانه یا هفتگی انجام دهید و یا پروژه های اختصاص داده شده به شما می باشد. اگر تمام زمانتان را برای برطرف کردن بحران ها و وظایف واگذارشده توسط دیگران صرف کنید تنها آب در هاون می کوبید. برای پیشرفت، باید در مورد آنچه خودتان می خواهید انجام دهید هم فکر کنید. این ها می توانند اهداف بلندمدت، مانند پیشبرد شغلتان باشند، یا اهداف کوتاه مدت مانند توسعه یک مهارت جدید. این اهداف را به لیست برنامه ریزی اهداف خود اضافه کنید. تا جای ممکن گسترده باشید؛ تمام وظایف و اهداف خود را ثبت کنید.

۲٫ با افق زمانی، برنامه ریزی اهداف خود را سازمان دهی کنید.

لیست برنامه ریزی اهداف خود را به سه گروه زمانی تقسیم کنید: • اهداف بلندمدت (Career aims): اهداف بلندمدت در طول حداقل پنج سال. • اهداف کوتاه مدت (Objectives): اهداف حرفه ای در طول بازه زمانی بین سه ماه تا دو سال. • اهداف عملیاتی (Targets): مراحل اقدام که باید کار شما را به صورت هفتگی یا روزانه هدایت کند یا به عنوان مثال، به پایان رساندن بخشی از یک پروژه بزرگ تر. اطمینان حاصل کنید که هر هدف، یک یا دو هدف مرتبط داشته باشد. در صورت شکست هر هدف، سخت در مورد گام های عملی بعدی که می توانید برای پیشبرد این هدف بردارید فکر کنید و سپس آن را به لیست برنامه ریزی اهداف خود اضافه کنید.

۳٫ اهداف کوتاه مدت خود را رتبه بندی کنید.

در مورد آنچه می خواهید انجام دهید، آنچه در آن خوب هستید و مهارت دارید و چیزهایی که دنیا از شما انتظار دارد فکر کنید. این ها به صورت متمایزی متفاوت هستند و حتی ممکن است تضادهایی بین آن ها وجود داشته باشد. تعیین کاری که می خواهید انجام دهید برای تصمیمات رتبه بندی تان حیاتی است. به عنوان مثال، اگر میل زیادی به اختراع محصول جدید شرکت خود داشته باشید، باید آن را در بالاترین رتبه اهدافتان قرار دهید. سپس، از خودتان بپرسید که «من چه کاری را بهتر از دیگران انجام می دهم؟ کدام اهداف به نقاط قوت من نزدیک تر هستند؟» اگر به دلیل شخصیت یا مهارت های خود یک مزیت نسبی در انجام کاری یافتید آن را در بالاترین رتبه قرار دهید. درنهایت، بپرسید دنیا از شما چه می خواهد؟ شما نمی توانید تنها با نگاه کردن به سمت عرضه، کاملاً تولیدی باشید. باید همچنین سمت تقاضا را نیز در نظر بگیرید دنیا، شرکت شما، یا رئیس شما از شما چه چیزی می خواهند. دو یا سه مورد از مهم ترین اهداف شرکت خود را بنویسید و در مورد معیارهای مورداستفاده برای ارزیابی عملکرد آن ها فکر کنید. از خودتان بپرسید برای کمک به موفقیت چه تغییری می توانید ایجاد کنید: زمان بیشتری برای ملاقات با مشتریان؟ استخدام یک فرد حرفه ای با استعداد برای جایگزینی یک کارمند بازنشسته؟

۴٫ اهداف عملیاتی خود را رتبه بندی کنید.

اهداف شما یا مراحل اقدامتان به طورمعمول در یکی از دو دسته زیر قرار می گیرد: اهداف فعال کننده (enabling targets) که به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می کنند و اهداف اختصاص داده شده (assigned targets) که برای شما مشخص شده اند. در مرحله اول تصمیم بگیرید کدام اهداف به کدام دسته مربوط می شوند و سپس شروع به رتبه بندی آن ها کنید. برای مثال، به پایان رساندن کتابم یک هدف بسیار مهم بود، بنابراین نوشتن اولین پیش نویس یک هدف فعال کننده با بالاترین رتبه برای من بود. یک هدف فعال کننده همچنین می تواند به روش های زیرکانه تری بیشتر از یک هدف باشد. فرض کنید که به شما گفته شده است که یک پروژه بزرگ به شما اختصاص داده می شود که به توجه کامل شما نیاز دارد؛ بنابراین، شما بسیاری از وظایف کوچک خود را کنار می گذارید. تکمیل این اهداف فعال کننده با اولویت پایین تر با پاک سازی اطرافتان از هرگونه حواس پرتی، هدف جدید شما را پشتیبانی خواهد کرد. اهداف فعال کننده خود را بر اساس اهمیت اهداف و میزان تأثیر اهداف فعال کننده بر آن ها لیست و رتبه بندی کنید. اهداف اختصاص داده شده به صورت روزانه و هفتگی واگذار می شوند که اغلب نسبت به تصویر بزرگ تر شما بی ارتباط به نظر می رسند. آن ها بسیار متفاوت از اهدافی هستند که اهداف اصلی شما را پشتیبانی می کنند. اگرچه اهداف اختصاص داده شده فوری و منسجم هستند، این به این معنی نیست که آن قدر مهم هستند که برنامه شما را تغییر دهند. آن ها را با اولویت بسیار پایین در نظر بگیرید و تا جای ممکن زمان کمی برای آن ها صرف کنید.

۵٫ برآورد کنید که چطور می توانید زمان خود را صرف کنید.

هنگامی که اهداف و مقاصد خود را رتبه بندی کردید، تعیین کنید که برنامه تان چطور می تواند به صورت مؤثرتری با اهداف بر اولویت بالاترتان منطبق گردد. نگاهی به تقویم خود بی اندازید و به ۶ پرسش زیر پاسخ دهید: • چند ساعت از زمانتان را در محل کارتان صرف می کنید و در مقابل چند ساعت به دیگر فعالیت ها می پردازید؟ • سه فعالیت کاری اصلی تان که بیشترین زمان را صرف آن ها می کنید کدام هستند؟ • چند ساعت در هفته را صرف جلسات، فرم ها یا گزارش ها و پاسخ به ایمیل ها می کنید؟ • آیا برنامه هفتگی شما به مدت یک سال آینده یکسان خواهد بود؟ • سه فعالیت اصلی شما در طول سال آینده چه خواهد بود، آیا تغییر خواهند کرد؟ • در طول سال آینده موفقیت و شکست خود را چطور اندازه گیری می کنید؟ • تخصیص های زمان خود را با لیست رتبه بندی شده ی اهداف و مقاصدتان مقایسه کنید. چند درصد از زمانتان را صرف فعالیت هایی می کنید که به شما در رسیدن به بالاترین اهداف و مقاصدتان کمک می کنند؟ چه مقدار زمان صرف موارد پایین رتبه بندی تان می کنید؟

۶٫ به عدم تطابق ها بپردازید.

به احتمال زیاد متوجه خواهید شد که بیشتر از نیمی از زمان خود را برای بالاترین اولویت هایتان صرف نمی کنید. برخی از متخصصان در مورد اهداف و مقاصد خود با دقت فکر نمی کنند و بنابراین اغلب از اهداف مهم خود غفلت می کنند تا این که تبدیل به یک بحران می شود و نیاز به تمام زمان و تلاش فرد خواهد داشت. شما برای سال جدید چگونه اهداف خود را برنامه ریزی می کنید؟ آیا اولویت بندی کردن اهدافتان برای شما اهمیت دارد؟ نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 18:56

سبک های رهبری

سبک های رهبری و ۴ سؤال چالش برانگیز برای مدیران حرفه ای

چند هفته قبل خودم را در یک اتاق کنفرانس بدون پنجره یافتم تا دوباره با یک کارمند ناراضی دیگر مصاحبه کنم. با توجه به آنچه از این مصاحبه ها یاد می گرفتم، دریافتم نسل امروزی بسیار بیشتر ازآنچه ما فکر می کنیم برای طراحی و هدایت سازمان های موفق آماده هستند. اما این چطور امکان دارد؟ به باور سنتی و کلیشه ای، نسل امروزی مجموعه ای از افرادی هستند که منتظرند تا به جای اینکه کار «واقعی» ای انجام دهند، مورد تحسین و ستایش قرار بگیرند؛ اما من به همراه برخی دیگر از کلیشه های سنتی نسل امروزی دل زده شده ام. این اتاق کنفرانس بدون پنجره برای سه روز خانه من بود. ما با تعداد زیادی از کارمندان ناراضی مصاحبه کرده بودیم. شکایت ها تقریباً یکسان بود. اعتراضات به گونه ای تعبیه شده بود که به نظر می رسید سنگ قبر این شرکت قبلاً آماده شده است. تا حدودی ناامید شدم، شروع کردم از این کارکنان بپرسم که برای حل مشکلات چه کار خواهند کرد. اغلب لکنت گرفتند. دیگران دقیقاً می دانستند که چه کسی باید اخراج شود، گویی که این راه حل همه چیز را حل خواهد کرد. بااین حال، هیچ کس هیچ ایده واقعی در مورد چگونگی حل مشکل اساسی نداشت. به نظر من مشکل این سازمان این بود که سبک رهبری آن از کارهای پایه ای که باید انجام شوند پشتیبانی نمی کرد. آنچه این سازمان به شدت به آن نیاز داشت یک سبک رهبری مشارکتی بود، شبیه به آنچه شما ممکن است بین یک گروهبان و گروه وی ببینید. در عوض، رهبران جدید در این سازمان یک سبک بسیار مستبدانه را تصویب کردند. هنگامی که آن ها ارتقا یافتند، کارهای خود را کنار گذاشتند و شروع کردند به دستور دادن به اطرافیانشان. ازآنچه می توانم در طول مصاحبه هایم بگویم، این سبک اقتدارگرا فقط چیزی است که آن ها قبلاً از هر رهبر دیگری دیده اند. بااین حال، این کار نمی کرد. نارضایتی در همه جا وجود داشت. این تمایل به پیروی از سبک های رهبری که درگذشته ما استفاده شده است، چیزی است که من آن را «وراثت پذیری رهبری» می نامم. وراثت رهبری احساس راحتی خواهد کرد. شما از نحوه عملکرد آن استفاده می کنید. هیچ چیز غافلگیرکننده ای وجود ندارد. بااین حال، این سطح راحتی، یک تعصب است که می تواند منجر به اتخاذ یک تصمیم بنیادی کاملاً اشتباه از طرف شما شود. تصمیم شما به جای اینکه متفکرانه باشد، غریزی می شود. این جایی است که نسل امروزی مفید هست. تجربه من این است که نسل امروزی ها به احتمال زیاد وضعیت فعلی را به چالش می کشند، آن ها به راحتی تکیه می دهند و سؤالاتی در مورد منطقی بودن بعضی چیزها می پرسند. این نوع از تفکر انتقادی دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز داریم، زیرا ما جهش را از طرف فردی به مدیر یا رهبر ایجاد می کنیم. هر یک از ما می توانیم در انطباق یک طرز فکر نسل امروزی و به چالش کشیدن وراثت پذیری رهبری مان خوب عمل کنیم. برای برخی، آن ها درمی یابند که انتخاب مناسبی انجام داده اند؛ اما ممکن است دیگران متوجه شوند که در مورد فلسفه رهبری خود نیاز به تفکر دوباره دارند. ایران مدیر برای به چالش کشیدن و ارزیابی رهبری پیشنهاد می دهد که سؤالات زیر را از خود بپرسید:

۱٫ چه سبک رهبری در شرکت را می خواهید اتخاذ کنید؟

هر یک از ما ترجیحاتی داریم و در صورت امکان، انتخاب یک سبک رهبری جذاب است. منطق این است که اگر شما آن را دوست داشته باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که آن سبک را به طور کامل اجرا کنید و از آن به طور صحیح استفاده کنید.

۲٫ کدام سبک های رهبری برای استعدادهای شما مناسب است؟

این همان مفهوم سؤال اول نیست. این کمی متفاوت است و از شما می خواهد تا نه تنها آنچه دوست دارید، بلکه آن سبکی که بیشتر از همه با مهارت های شما منطبق است را در نظر بگیرید.

۳٫ کدام سبک های رهبری می تواند مؤثر باشد؟

همه فالوورها به یک نوع سبک رهبری پاسخ نمی دهند، بنابراین ممکن است به تطبیق رویکردتان با سبکی که با کارمندان مطابق است نیاز داشته باشید. علاوه بر این، آنچه در یک موقعیت یا محیط کار می کند نمی تواند نوع رهبری باشد که در حوزه دیگری عمل می کند.

۴٫ آیا سبک باعث بهتر شدن اهداف می شود یا آن ها را ضعیف می کند؟

این سؤال بسیار مهم است زیرا شما را از انتخاب آنچه می خواهید باز می دارد و در عوض، به شما کمک می کند سبک رهبری را انتخاب کنید که روابط شما و کسب وکارتان را بهبود می بخشد. یک رهبر در برخورد با سؤال شماره چهار، واقعاً نیاز به زمان دارد و در محیط عملی و ایده آل خود را بازتاب می دهد. یک رهبر همچنین می تواند به عوامل زیر توجه کند: • آیا افراد به توجه و بازخورد بسیار زیاد نیاز دارد؟ • آیا دانش خاصی در اختیار دارم که افراد باید به آن دسترسی داشته باشند؟ • آیا ما متمرکز بر مشتری، متمرکز بر ایمنی، متمرکز بر کیفیت، متمرکز بر بهره وری و یا غیره هستیم؟ • آیا افراد را به طور مؤثر برای انجام آنچه من قبلاً انجام داده ام رهبری می کنم؟ • آیا دیدگاه تنظیم می کنم یا دیدگاه را پیاده سازی می کنم؟ • آیا افراد با یک سبک رهبری خاص هماهنگ شده اند؟ • یک محیط کاری چطور خود را به سبک دیگری تحمیل می کند؟ بدیهی است که این لیست می تواند بسیار بزرگ تر باشد و مطمئناً می خواهید لیست خود را ایجاد کنید چراکه شما سبک های رهبری را که بهترین تناسب با نیازهایتان را دارند، مطالعه می کنید. درنهایت، اگر شما این مسئله را که کدام یک از سبک های رهبری برای افراد و سازمان شما مناسب است، درست دریافت کنید، بسیاری از موارد دیگر به طور طبیعی در جای خود قرار می گیرند. لذا، برای به چالش کشیدن منظم سبک رهبری خود زمان بگذارید و در صورت تمایل می توانید نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 14:20

سئو کلمات کلیدی

سئو کلمات کلیدی کاربردی و کارآمد وب سایت را چگونه بدست آورید؟

سئو کلمات کلیدی جزء حیاتی یک استراتژی هستند؛ وب به کمک سئو کلمات کلیدی اجرا می شود، اما بااین حال بیشتر صاحبان وب سایت ها نمی دانند که چگونه در مورد این کلمات کلیدی تحقیق کنند و یا حتی نمی دانند در وب سایت خود چگونه از این کلمات کلیدی استفاده کنند. کلمه و یا کلمات کلیدی به مجموعه ای از عبارات گفته می شود که کاربران در موتورهای جستجو از همین کلمات استفاده می کنند. ایران مدیر به تحقیقات در مورد سئو کلمات کلیدی می پردازد و تلاش می کند تا وب سایت شما بهینه شود. یکی از بهترین راه های رشد کسب و کار، از طریق بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) است که به فرآیند ایجاد تغییرات برای افزایش احتمال رتبه بندی وب سایت در جستجوی گوگل و دیگر موتورهای جستجو، گفته می شود. برای موفقیت، باید با انتخاب کلمات کلیدی مناسب شروع کنید. با گذشت زمان، اطلاعاتی را جمع آوری می کنید که به شما کمک می کند تا تعیین کنید که کدام کلمات کلیدی بیشتر موفق هستند و کدام یک از آن ها نیاز به کار بیشتری دارند، اما چگونه مجموعه اولیه مناسب کلمات کلیدی را انتخاب کنید؟

اهداف کلی خود را تنظیم و درک کنید

قبل از اینکه تصمیم بگیرید که کدام کلمات کلیدی برای نام کسب و کار شما مناسب است، بررسی کنید که اهداف SEO شما چیست، اکثر شرکت ها از SEO برای افزایش رتبه سایت استفاده می کنند که به نوبه خود باعث افزایش درآمد می شود، اما شما باید از آن خاص تر باشید. برای مثال:
  • شما در چه مدتی می خواهید نتیجه بگیرید؟ سئو وب سایت یک استراتژی بلندمدت است، بنابراین گاهی ماه ها طول می کشد تا نتایج آن را مشاهده کنید، اگر می خواهید سریع تر نتیجه بگیرید، باید سئو کلمات کلیدی را با کمترین رقابت و بالاترین بهره انتخاب کنید.
  • مخاطبان شما چگونه هستند؟ آیا شما تنها بر روی مشتریان خاصی تمرکز کرده اید و یا می خواهید با انواع مشتریانی که به سایتتان آمده اند انعطاف پذیر باشید؟
  • چه نوع ترافیکی را می خواهید؟ آیا می خواهید مشتریان محصولات شما را بخرند یا برای آن محصول اطلاعات کسب کنند و زمان بیشتری در سایت بمانند؟

کلمات کلیدی خوب ایجاد کنید

به دست آوردن رتبه بالا در صفحات نتایج جستجو بسیار مهم است، اما این سئو کلمات کلیدی هستند که موقعیت واقعی شما را تعیین می کنند، همچنین به کمک این کلمات کلیدی شما می توانید تعیین کنید که وب سایت شما چگونه موفق خواهد بود. ازآنجایی که افراد بیشتری در جستجوی عبارت اول هستند،، رتبه بندی وب سایت شما در این مدت می تواند ترافیک زیادی را ایجاد کند و همچنین می تواند پول بیشتری را برایتان به وجود بیاورد.

تصمیم گیری در مورد ترکیب سئو کلمات کلیدی بلند و کوتاه

وقتی اهداف خود را می دانید، باید بتوانید حداقل بین کلمات کلیدی بلند و کوتاه تعادل برقرار کنید، کلمات کلیدی کوتاه، معمولاً بین یک تا دو کلمه هستند و دارای ترافیک بالایی می باشند، درعین حال نیز رقابت سنگینی در آن وجود دارد. کلمات کلیدی بلند، طولانی تر هستند، معمولاً این عبارات، محاوره ای هستند که ترافیک کمتری دارند اما رقابت در آن ها پایین تر است. کلمات کلیدی کوتاه به دلیل ویژگی های ترافیکی اش برای درازمدت مناسب هستند درحالی که کلمات کلیدی بلند به دلیل بازدهی سریع تر در کوتاه مدت مؤثرتر هستند. برای هرچه بهتر بودن نتایج کلی، به هردوی آن ها نیاز دارید.

تحقیق اولیه خود را انجام دهید

هنگامی که شما اهداف و دید اولیه را در ذهن دارید، می توانید تحقیق خود را شروع کنید:
  • با ایده های اولیه شروع کنید. با طرح چند ایده خوب برای آنچه مردم ممکن است به دنبال ارتباط با کسب وکار شما بگردند شروع کنید. نیاز نیست اینجا کامل باشید، اما سعی کنید تا حداقل چند دسته از جستجوهای گسترده و هر دو کلمات کلیدی کوتاه و بلند که ممکن است از آن ها برای پیدا کردن شما استفاده کنند، بیابید.
  • از موضوع و کلمات کلیدی استفاده کنید. از ابزارهای آنلاین برای یافتن موضوع و کلمات کلیدی که با ایده اولیه شما مرتبط هستند، کمک بگیرید.
  • یک لیست اصلی ایجاد کنید. تمام کلمات کلیدی را در یک صفحه بریزید، بنابراین شما می توانید آن ها را به سرعت مقایسه کنید و بر اساس زمینه های مختلف مرتب کنید.

لیست را کوتاه کنید

وقتی که لیست اصلی را تهیه کردید، می توانید آن هایی که کاندیداهای ضعیف تری هستند را از لیست حذف کنید. سه مفهوم مهم به شما کمک می کند تا متوجه شوید که کدام یک از کلمات کلیدی بیشتر برایتان مفید هستند: حجم جستجو و رقابت.
  • حجم. «جستجوی حجم» به تعداد افرادی اشاره دارد که کلمات کلیدی خود را در موتورهای جستجو وارد می کنند. حجم جستجو هرچه بیشتر باشد برای شما بهتر است، زیرا به شما کمک می کند تا به یک ترافیک زیاد برسید. اما این حجم جستجو باید با تجزیه وتحلیل رقابت هایی که در زمینه کلمات کلیدی وجود دارد، مورد ارزیابی قرار بگیرد. هرچند که باید بدانید این حجم در طول زمان نوسان دارد.
  • رقابت. به سطح رقابت برای هر کلمه کلیدی نگاه کنید. این که کلمات کلیدی با بیشترین میزان ممکن است بالاترین میزان رقابت را داشته باشند تصادفی نیست و البته هرچه رقابت بالاتر باشد، رتبه بندی آن کلمه کلیدی سخت تر است. شما باید بین این دو تعادل ایجاد کنید.
  • ارتباط. شما همچنین باید ارتباط هر کلمه کلیدی را با برند اصلی خود در نظر بگیرید. مطمئناً، ممکن است ترافیک زیاد و رقابت کم داشته باشد، اما آیا واقعاً وب سایت شما به این نوع ترافیک نیاز دارد؟
  • رتبه بندی فعلی. این که ببینیم آیا شما در حال حاضر برای هر یک از این شرایط رتبه بندی می شوید یا خیر ارزشمند است، اگر نمی شوید، شاید نیاز باشد که یک حرکت دیگری انجام بدهید.

کاندیداهای برتر خود را انتخاب کنید

در این مرحله، کاندیداهای اصلی شما باید متفاوت باشند، زیرا فهرست خود را به کلمات کلیدی محدود کرده اید که بیشترین احتمال کسب نتایج موردنظر شما را دارند، بنابراین در حال حاضر، تعداد انگشت شماری را انتخاب کنید که به راحتی بهینه سازی می شوند (آن هایی که جذاب ترین هستند). اولین ترکیب کلمات کلیدی شما قرار نیست عالی باشد، اما به شما مسیری را نشان می دهد که می توانید برای افزایش ترافیک سایت خود حتی بیشتر استفاده کنید. به نتایج به دست آمده در طول زمان، توجه بیشتری کنید و نگران تغییرات زمانی که لازم دارید، نباشید.

کلمات کلیدی را در وب سایت خود ادغام کنید

سئو کلمات کلیدی در وب سایت هنگامی که چندین هدف بالقوه از کلمات کلیدی را شناسایی کردید، شروع به ادغام آن ها در سایت خود کنید. برای افزایش شانس خود در رتبه بندی شرایط به وجود آمده، می توانید روش های زیر که در مورد بهینه سازی موتورهای جستجو توضیح داده شده است را ببینید: • ایجاد صفحاتی که حاوی مطالب مفیدی بر اساس کلمات کلیدی موردنظر شما باشد. • کلمات کلیدی خود را در مکان های مناسبی از html خود ازجمله عنوان، تگ متا و توضیحات سایت خود اضافه کنید. • ایجاد لینک هایی که به قسمت های مختلفی از صفحات سایت شما اشاره دارد. به نظر شما چرا باید به کلمات کلیدی در وب سایتتان توجه کنید؟ چگونه آن ها را به کار بگیرید؟ آیا پیشنهادی در مورد سئو کلمات کلیدی دارید؟ آن را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 17:56

آموزش کارآفرینی

آموزش کارآفرینی و ۱۰ کتاب شگفت انگیز که باید قبل از شروع کسب وکار خود بخوانید

آموزش کارآفرینی افراد را کارآفرین نمی کند اما به تغییر نگرش آنان کمک زیادی می کند. افراد، کارآفرین به دنیا نمی آیند بلکه با انجام اقدامات کوچک و پشتکار در طول مسیرشان، تبدیل به کارآفرین می شوند. زندگی نامه کارآفرینان ایرانی را اگر بخوانید، متوجه می شویم که گام های کوچک متوالی بوده است که آن ها را تبدیل به کارآفرینان موفق در عرصه صنایع ایران نموده است. بسیاری از کارآفرینان بزرگ ایرانی همچون عباس برزگر (گردشگری)، شاهرخ ظهیری (صنایع مهرام)، سعید و حمید محمدی (دیجی کالا) و … کار خود را با مقیاس کوچک و با بهره گیری از نکات کوچک آموخته اند. البته در هر شرایط و محیطی، نکات و دروس خاصی برای کارآفرینی نیاز است، ایران مدیر در این مقاله به نکات طلایی و قابل عمل برای افرادی که به تازگی قدم در وادی کارآفرینی گذاشته اند، اشاره می کند. ایجاد یک کسب وکار موفق و پررونق آسان نیست. اگر چنین بود، همه آن را انجام می دادند. بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط مدرسه بازرگانی هاروارد:
  • ۲۵ درصد از استارت آپ ها در سال اول شکست خواهند خورد
  • از کسانی که باقی مانده اند، ۳۶ درصد در سال دوم شکست خواهند خورد
  • از کسانی که باقی مانده اند، ۴۴ درصد در سال سوم شکست خواهند خورد
آمار و ارقام بالا مربوط به مدرسه هاروارد و فضای کسب وکار غرب است و این وضعیت برای کسب وکارهای نوپای ایرانی به مراتب بدتر است. هنگامی که شما به این اعداد نگاه می کنید و در مورد آن ها فکر می¬کنید، ایده شروع یک کسب وکار می تواند کمی دلهره آور باشد. موضوع حتی دلهره تر می شود زمانی که وقت خود را برای شروع به سرمایه گذاری زمان واقعی و پول خود در ایده ای می کنید که شما امیدوارید به صورت یک دفعه موفقیت آمیز باشد. به عنوان یک کارآفرین مشتاق، بهترین کاری که می توانید برای از بین بردن هرگونه ترس یا نگرانی در مراحل اولیه شروع کسب وکار انجام دهید، آموزش خود و یادگیری از افرادی است که قبل از شما به سمت این حرفه آمده اند. وقتی که زمان ساختن یک کسب وکار موفق فراهم می شود، دانش واقعاً قدرت است. نکات بسیار کوچک ولی فوق العاده مؤثری وجود دارند که می توانند اثربخشی کار شمارا به شدت افزایش دهند و یک آموزش کارآفرینی موثر تلقی شوند. در اینجا ۸ مورد از این نکات را بیان می کنیم:

۱- ریسک کنید

کارآفرینی دنیایی است که بدون ریسک وجود ندارد. منظور از ریسک، ریسک حساب شده و منطقی است اما شاید برای برخی از شخصیت های محتاط و محافظه کار، چنین ریسک های منطقی، بیش ازحد باشند.

۲- بازاریابی ایمیلی را بیاموزید

بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به شما قدرت مانور بسیاری در دسترسی به مخاطبان به صورت هدفمند می دهد. نکته بسیار مهم آن است که باید این کار را اصولی و با برنامه پیش برید. بازاریابی ایمیلی ضعیف، تمام تلاش های شمارا به پوشه اسپم مخاطبانتان منتقل می کند.

۳- دفتری برای یادداشت ایده هایتان داشته باشید

ایده ها به همان سرعت که به ذهنتان خطور می کنند، به همان سرعت هم از خاطرتان می روند. دفتری را مخصوص ثبت ایده هایتان کنار بگذارید و هر زمان که ایده ای به ذهنتان خطور کرد آن را یادداشت کنید.

۴- شبکه سازی کنید

افرادی که به دور شما قرار دارند و ارتباطاتتان، دارایی های شما محسوب هستند. سعی کنید بر روی شبکه سازی تمرکز نمایید و ساعاتی از وقت و زمان خود را به این کار اختصاص دهید. به یاد داشته باشید که درآمد شما، میانگین درآمد ۵ نفر از دوستانی است که بیش تر با آن ها برخورد دارید. به دنبال جذب همه نباشید، بلکه افرادی را در شبکه ارتباطی خود جذب کنید که می توانند به ما کمک کنند و شما هم می توانید قدمی مثبت برای آن ها بردارید. شبکه های اجتماعی و به خصوص لینکدین می تواند به شما کمک بسیاری کند.

۵- لازم نیست به حرف همه گوش دهید

همان طور که در مقاله مهارت تفکر نقادانه بیان شد، درباره صحت حرف های دیگران شک کنید و جز آبی بودن رنگ آسمان و گرد بودن کره زمین، همه چیز را زیر سؤال ببرید.

۶- بر روی برند شخصی خود کارکنید

سعی کنید همان گونه که بر روی برند محصولات و خدمات خود کار می کنید، بر روی برندینگ شخصی خود نیز کارکنید و برای رشد و پرورش آن برنامه ریزی کنید. برند سازی شخصی یک شبه اتفاق نمی افتد، پس از همین الان دست به کار شوید. سعی کنید بر روی اصول و ویژگی هایی که دوست دارید مردم شما را بدان خاطر بشناسند و به یادآورند، مانور دهید.

۷- یادگیری را متوقف نکنید

کارآفرینی یعنی آموختن و حرکت به سمت جلو. به عنوان یک کارآفرین هرروز باید مطلب تازه ای بیاموزید. سعی کنید یک یا دو وب سایت درزمینه آموزش کارآفرینی و مهارت های رهبری و کارآفرینانه را شناسایی و به جای چرخیدن در فضای مجاری، از آن ها بهره ببرید.

۸- یک کار نیمه وقت پیدا کنید

اگر هنوز از استارت آپ خود به درآمدی منظم نرسیده اید به دنبال یک کار نیمه وقت باشید تا فشارهای مالیتان کم شود زیرا این فشارها می تواند منجر به کاهش عملکرد ذهن شود. باید در عرصه کسب وکارتان قوی باشید شما نباید نگران اجاره ماهانه شرکتتان باشید بلکه باید از یک کار نیمه وقت کسب درآمد کنید و در محل کار جدیدتان به دنبال مشتریان بالقوه خود باشید.

۹- از تحقیقات بازاریابی استفاده کنید

اطلاعات چشم و گوش شما برای تصمیم گیری و ارتباط با محیط محسوب می شود. بدون وجود اطلاعات موثق و مرتبط که از تحقیق بازار به دست می آیند، عملاً تصمیم گیری بر مبنای پیش فرض های ذهنی و تأثیر نظرات اطرافیان خواهد بود. در چنین شرایطی نیازها و خواسته های مشتریانتان مغفول باقی می ماند و شما درحالی که در خواب خرگوشی به سر می برید، ورشکست خواهید شد. همان طور که در مورد شماره ۷ بیان شد؛ اگر می خواهید کسب وکار یا ایده جدید خود را به سطح بعدی ببرید، باید یاد بگیرید و یادگیری به یک عادت روزانه برای شما تبدیل شود. بهترین روش برای یادگیری کتاب خواندن است. کتب بسیار خوبی در سطح جهانی برای کارآفرینان نوشته شده است که بسیاری از آن ها به فارسی ترجمه شده است. اگر هم زبان انگلیسی شما در حد متوسط و بالاتر است، پس می توانید به راحتی این کتب را با زبان اصلی آن بخوانید. در اینجا ۱۰ مورد از کتب بسیار محبوب درزمینهٔ کارآفرینی معرفی می گردند. کتبی که هر کارآفرین تازه کاری باید بخواند.

۱- آموزش کارآفرینی با کتاب: نوپای ناب «The Lean Startup » نوشته اریک ریز

آموزش کارآفرینی و کتاب نوپای ناب اریک ریز، به خوانندگان چگونگی توسعه سریع تجارت و محصولات را آموزش می دهد. این یک کتاب عالی برای خواندن آن هم در زمان هایی است که احساس می کنید مسائل خیلی آهسته پیش می روند و یا خیلی طول می کشند. این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.

۲- آموزش کارآفرینی با کتاب: چهار مرحله به سمت ظهور و تجلی «The Four Steps To The Epiphany» نوشته استیو بلنک

آموزش کارآفرینی و کتاب استیو بلنک استیو بلانک خوانندگان را با اطلاعات عملی در مورد اینکه چرا برخی از استارت آپ ها موفق می شوند و برخی شکست می خورند، آشنا می کند. این کتاب از یک وجه شبیه کتاب اول است؛ اینکه هر دو بر موضوعاتی مانند فرضیه تکرار تست تمرکز می کنند.

۳- آموزش کارآفرینی با کتاب: کارآفرینی با نام: تجدیدنظر «Rework» توسط جیسون فرید

آموزش کارآفرینی و کتاب دوباره فکر کن جیسون فرید به صاحبان کسب وکار کمک می کند تا آنچه را که در مورد موفقیت کسب وکار مهم است، بدانند. او همچنین توصیه های عالی در مورد چگونگی افزایش بهره وری و نحوه ساخت تیم های قوی ارائه می دهد. این کتاب در ایران با عنوان بازنگری و دوباره فکر کن به چاپ رسیده است.

۴- تونی هسیه در اثر ارمغان شادی « Delivering Happiness»

تونی هسیه، مدیرعامل شرکت زاپوس، به خوانندگان چگونگی توسعه پشتیبانی فراموش نشدنی برای مشتریان و برنامه های فرهنگی شرکت را می آموزد. آموزش کارآفرینی و کتاب ارمغان شادی

۵- ضربه شدید، ضربه شدید، ضربه شدید، قلاب درست «Jab, Jab, Jab, Right Hook » اثر گری وینچوک

آموزش کارآفرینی و کتاب ضربه شدید نویسنده کتاب، گری وینچوک، از سبک بدون B.S. خود برای نوشتن استفاده می کند که برای آموزش صاحبان کسب وکار شناخته شده است و چگونگی ارتباط با مشتریان و رقابت را می آموزد.

۶- گاو بنفش «Purple Cow» اثر سث گودین

آموزش کارآفرینی و کتاب گاو بنفش سث گودین به خوانندگان چگونگی توسعه محصولات و خدماتی را آموزش می دهد که درواقع ارزش بازاریابی دارند. همچنین به شما آموزش می دهد که چگونه از رقابت جدا شوید. در این کتاب نویسنده به شما می آموزاند تا محصولاتتان را همچون یک گاو بنفش در میان سایر گاو ها متمایز سازید. این کتاب با همین عنوان به فارسی ترجمه و چاپ شده است.

۷- ریچارد برنسون در اثر از دست دادن بکارت من « Losing My Virginity»

آموزش کارآفرینی و کتاب از دست دادن بکارت من کارآفرین سریالی، ریچارد برانسون، به خوانندگان اجازه می دهد تا از فلسفه ای که برای ساختن شرکت ها و محصولات موفق ایجاد کرده است، استفاده کنند.

۸- جسیکا لیوینگستون در اثر مؤسسان در محل کار « Founders at Work»

آموزش کارآفرینی و کتاب بنیان گذاران در محل کار جسیکا لیوینگستون توضیح می دهد که چگونه برخی از مدیران موفق و بنیان گذاران، کسب وکارهایی را ایجاد می کنند که همه ما امروز آن ها را می شناسیم و دوستشان داریم.

۹- آموزش کارآفرینی با کتاب: شروع یک کار مهم «Start Something That Matters» اثر بلیک میکوزکی

آموزش کارآفرینی و کتاب شروع یک کار مهم مدیرعامل TOMs شرکت تامز، بلیک میکوزکی، به کارفرمایان مشتاق کمک می کند تا اهمیت ایجاد تغییر در جهان را در هنگام ایجاد کسب وکار و محصولات خود درک کنند. این کتاب دستورالعمل جامعی برای کارآفرینان تازه کار فراهم می آورد.

۱۰- کتاب سختی کارهای سخت « The Hard Thing About Hard Things» اثر بن هاروویتز

آموزش کارآفرینی و کتاب سختی کارهای سخت بن هاروویتز نکات اساسی برای ساخت و راه اندازی شرکت های نوپا ارائه می دهد. او به خوانندگان تعلیم می دهد که چگونه با مشکلات بزرگ که بیشتر صاحبان کسب وکار در یک زمان و یا زمانه ای دیگر با آن ها درگیر می شوند، مقابله کنند. این کتاب آموزش کارآفرینی به زبان فارسی ترجمه و به چاپ رسیده است.

نتیجه گیری

به یاد داشته باشید که راه اندازی یک کسب وکار، کار ساده ای نیست که اگر این گونه بود همه افراد وارد این حیطه می شدند. جالب است بدانید طبق آمار اعلام شده از مدرسه بازرگانی هاروارد، ۲۵% از استارت آپ ها در سال اول، ۳۶% سال دوم و از بین کسانی که باقی مانده اند ۴۴% در سال سوم شکست می خورند. این آمار و ارقام باعث ایجاد دلهره در شما خواهد شد بهترین راه برای جلوگیری از شکست استفاده از تجارب افراد پیش از شما در این عرصه است. کتاب های مفیدی که در زمینه آموزش کارآفرینی معرفی شد، می توانند شما را در این راه یاری کنند. آیا شما تابه حال ایده خود را به کسب وکار تبدیل کرده اید؟ آیا با استارت آپ های موفق ایرانی آشنا هستید؟ آینده استارت آپ ها در ایران را چگونه برآورد می کنید؟ لطفاً مطالب خویش را با کاربران سایت ایران مدیر در میان بگذارید.

برچسب: مطالب آموزشی در زمینه مدیریت و بازاریابی و استراتژی,بازاریابی,استراتژی,رهبری,توسعه فردی, نویسنده: سارا تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 16:46

صفحه بندی